آشتی‌کنان به صرف خفاش!

آشتی‌کنان به صرف خفاش!

ماجرای شیوع ناگهانی ویروس کرونا چیست؟ ذائقه چینی‌ها که عوض نشده، آیا باز هم باید دنبال ردپای ترامپ بگردیم؟

تهران – اقتصاد برتر – 12 بهمن 98

حدود دو هفته پیش (25 دی ماه) بود که «مرحله اول» یک موافقت‌نامه تجاری برای کاهش برخی از تعرفه‌های تجاری و به عنوان آتش‌بس جنگ تجاری بین دو کشور چین و آمریکا، از طرف ریاست جمهوری ایالات متحده، دونالد ترامپ، و معاون اول نخست‌وزیر چین، لیو هی به امضا رسید.

دونالد ترامپ در مراسم امضای این توافق گفت: “ما با همدیگر، داریم اشتباهات گذشته را اصلاح می‌کنیم و آینده عدالت اقتصادی و امنیت برای کارگران، کشاورزان و خانواده‌های آمریکایی را رقم می‌زنیم.” ترامپ در ادامه تاکید کرد که تهدید برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر ۲۵۰ میلیارد دلار محصولات چینی تا زمان امضای مرحله دوم این توافق پابرجا خواهد ماند: “ما تهدید به افزایش تعرفه‌ها را زنده نگه می داریم، چرا که در غیر این صورت کارتی برای اعمال نفوذ در مذاکره با طرف چینی نخواهیم داشت.”

در بخش اصلی این توافق، چین متعهد شد که ۲۰۰ میلیارد دلار بیشتر محصولات کشاورزی و دیگر کالاهای آمریکایی را تا سال ۲۰۲۱ خریداری کند. این رقم علاوه بر ۱۸۶ میلیارد دلار کالای آمریکایی است که چین در سال ۲۰۱۷ متعهد به خرید آنها شده بود.
لیو هی، معاون اول نخست وزیر چین هم در این مراسم نامه شی جینگ پینگ، رئیس جمهوری چین را قرائت کرد. رئیس جمهوری چین از امضای این توافق به عنوان سرآغازی برای حل و فصل اختلاف تجاری از طریق مذاکره یاد کرده بود.

این توافق در حالی پس از جنگ تجاری ۱۸ ماهه بین دو کشور امضا شد که هنوز برخی از اختلافات بین دو قدرت اصلی اقتصاد جهان حل و فصل نشده بود. دولت آمریکا عقیده دارد، شکاف بزرگی در تراز تجاری دو کشور وجود دارد که غیرقابل قبول است و چین باید وارداتش از آمریکا را افزایش دهد! با این حال بسیاری از کارشناسان معتقدند این توافق هیچ تأثیر مثبتی نخواهد داشت و حتی شاید شرایط اقتصاد جهان را بدتر از قبل کند، زیرا ترامپ جنگ بزرگی با تجارت جهانی به راه انداخته است.

فیل تورنتون-روزنامه‌نگار و مشاور حوزه تجارت و اقتصاد (از جمله اقتصاد کلان، تجارت جهانی، بازارهای مالی و مقررات مالیاتی)- در این مورد گفته است:

«صرف نظر از این که تعرفه‌های اعمال شده توسط ترامپ باعث شده است که برخی از آمریکایی‌ها شغلشان را از دست بدهند و بازارهای سهام ایالات متحده نیز افت کنند، زیان اصلی ناشی از اقدامات او به سیستم تجاری چندجانبه وارد می‌شود. ترامپ می‌خواهد به جای جنگ یک جانبه‌ای که در فوریه ۲۰۱۸ آغاز کرد و به واردکنندگان و صادرکنندگان در چین و دیگر کشورهای آسیایی آسیب زد، توافق دوجانبه‌ای با این کشور امضا کند. این، سبکِ کار دونالد ترامپ است. او از شرکت کردن در یک توافق تجاری چندجانبه تحت رهبری و حمایت سازمان تجارت جهانی متنفر است؛ همان گونه که معتقد است سازمان ملل «نهادی کم‌کار»، و توافق پاریس در مورد آب و هوا «فشاری ظالمانه» است. اگرچه او از توافق پاریس خارج شده، همچنان ایالات متحده را به عنوان عضو سازمان تجارت جهانی نگه داشته است، اما در عوض از طریق ترفندهای حقوقی از کارایی و تأثیرگذاری آن کاسته است. واشنگتن به بهانه وجود شکایاتی مبنی بر آن که گویا قضات با تأخیر زیاد حکم می‌دهند و اغلب اوقات حکم‌های آنها فراتر از اختیاراتشان است؛ مانع انتسابات جدید در نهاد استیناف (دادگاه فرجام‌خواهی سازمان تجارت جهانی) شده است.

ترامپ بارها گفته است که سازمان تجارت جهانی برای حفظ منافع همه غیر از ایالات متحده ایجاد شده است، کشورش تقریبا در همه شکایات می‌بازد، و آن سیستم بسیار به نفع چین بوده است. به گفته ارنستو سدی‌یو، رئیس جمهوری سابق مکزیک، که اکنون در دانشگاه ییل، مدیر مرکز ییل برای مطالعات جهانی‌سازی است، این دیدگاه‌ها و باورها بی‌اساسند. او می‌گوید که در هیچ یک از بررسی‌ها و تحلیل‌های جدی در این زمینه شواهدی وجود ندارد که نشان دهد اقدامات آن نهاد، علیه آمریکا بوده است. علاوه بر این، آمریکا بیش از هر کشور دیگری از سیستم حل اختلاف سازمان تجارت جهانی استفاده کرده است، و تعداد شکایات این کشور نزد این نهاد بیش از مجموع شکایات چین و اتحادیه اروپا است. این کشور در حدود ۸۵ درصد از پرونده‌های خود نزد سازمان تجارت جهانی را برنده شده است. در واقع، ایالات متحده نه تنها در پرونده‌های خود علیه چین، بلکه در پرونده‌های چین علیه خود نیز بیشتر از طرف مقابل نفع برده است. واضح است که ترامپ ترجیح می‌دهد پرونده خود را به یک دادگاه چندجانبه نبرد، بلکه خیلی راحت جنگ تجاری یک‌جانبه‌ای راه بیندازد، و در نهایت از توافق با طرف مقابل به عنوان برد متقابل یاد کند؛ در حالی که در واقع منافع اشخاص ثالث نادیده گرفته می‌شود.

ما از این می‌ترسیم که جهان به طرز فکری برگردد که اقتصاددان مشهور، آدام اسمیت، از آن به عنوان «بیچاره‌کردن همسایه» نام می‌برد؛ یعنی حل کردن مشکلات داخلی از طریق آسیب زدن به دیگران و استفاده از تعرفه‌ها برای افزایش هزینه‌های واردات. این راهبرد، در زمان سقوط وال‌استریت رخ داد. دولت جمهوری‌خواه ایالات متحده که گرفتار رکود شده بود، تعرفه‌هایی را بر ۹۰ کشور اعمال کرد که باعث شد آنها تلافی کنند و در نتیجه، رکود بزرگ بدتر شود. رهبران متفقین بعد از جنگ جهانی دوم این را فراموش نکرده بودند و به همین دلیل توافقنامه عمومی تعرفه‌ها و تجارت را امضا کردند و بانک بین‌المللی پول و نهادی را که بعدا بانک جهانی جایگزین آن شد، تأسیس کردند. اگرچه در ابتدا، توافقنامه عمومی تعرفه‌ها و تجارت به اعضا اجازه می‌داد که مانع حل اختلافات توسط هیئت‌های داوری شوند، جایگزین کردن آن با سازمان تجارت جهانی باعث شد که یک سازوکار الزام‌آور برای حل اختلافات ایجاد شود. این وضعیت، فرایندی است که ترامپ توانسته آن را از کار بیندازد.

بنابراین، اکنون داریم به کدام سو می‌رویم؟ برخی نگرانند که برگزیت بهانه‌ای شود تا ترامپ ایالات متحده را از سازمان تجارت جهانی خارج کند. شاید توافق پاریس نشانه خوبی باشد. ممکن است مرحله اول توافق تجاری ترامپ و چین آغاز شود، اما این توافق باید به عنوان گام اول جنگ علیه سیستم تجارت چندجانبه تلقی شود.»

ویروسی که به یکباره به جان دنیا افتاد!

خبرها به سرعت از شهر ووهان مخابره می‌شوند: ویروسی مهلک به جان چینی‌ها افتاده، ویروسی که احتمالا منشأ آن سوپ خفاش است! در چین سال نو شده و کرونا به سرعت در حال انتشار است. هر ساله توریست‌های بسیاری در زمان سال نوی چینی به این کشور سفر می‌کنند تا از جشنواره‌ها و مراسم‌های خوش آب و رنگ چشم بادامی‌ها دیدن کنند. سال نو برای اقتصاد چین بسیار مهم است، برای جذب گردشگر هم همینطور. اما سال 2020 قرار نیست برای چینی‌ها به خوشی آغاز شود. همه این اتفاقات در حالی رخ می‌دهد که چیزی از امضای مرحله اول توافق تجاری بین چین و آمریکا نگذشته است. همه ما می‌دانیم که ترامپ اهل توافق نیست، اهل ماندن بر سر توافق هم نیست. در روزهای کمی که از این توافق تجاری گذشته مدام توییت می‌زند و می‌گوید که چینی‌ها قرار نیست از این وضعیت سودی ببرند. مراحل استیضاح او در حال طی شدن است، در جریان انتخابات در خطر قرار گرفته و باید توجهات را به سوی دیگری جلب کند، از طرفی اصلا طرفدار رشد اقتصاد چین نیست و چه بسا موفق شود با انتشار این ویروس اقتصاد شرق آسیا را برای مدتی فلج کند. جهان نگران ویروس است. ویروسی که درمان ندارد و همه را به تکاپو انداخته است. سفر چینی‌ها محدود می‌شود، قرنطینه می‌شوند، در کشور خودشان و در کشورهای دیگر. کشورهای دیگر همه سفرهایشان به چین را لغو می‌کنند و کارمندانشان را به کشور خود فرامی‌خوانند مبادا آلوده این ویروس مهلک شوند. مراسمات سال نو لغو می‌شود و هر خبری از کرونا نفس جهان را در سینه حبس می‌کند.

شیوع کرونا پیامدهای مختلفی را دربرداشته است؛ از لغو تورهای مسافرتی و پروازها به چین و بسته شدن مراکز اقامتی نظیر هتلها و اماکن تفریحی در این کشور گرفته تا سقوط ارزش سهام در بازارهای بورس. درآمد بعضی کشورهای دیگر هم از محل گردشگران چینی تحت‌الشعاع قرار گرفته است؛ به این مجموعه باید هزینه‌های درمانی و کنترل این ویروس را هم اضافه کرد. در این میان ارزش دلار بالا می‌رود. با افزایش تلفات انسانی، ارزش یوان چین در برابر ارزهای عمده از هفته پیش رو به کاهش گذاشته؛ همزمان با افزایش نگرانی‌ها، تقاضا برای سبد دلار، فرانک و ین بالا می‌رود. دولت چین برای کنترل بیماری اعلام کرده تعطیلات سال نو را سه روز دیگر تمدید خواهد کرد و مدارس در موعدی دیرتر از موعد معمول بازگشایی خواهند شد. تاکنون ویروس کرونا جان 213 نفر را گرفته و حدود 10هزار نفر به این ویروس مبتلا هستند.

تارو ساساکی، مسئول بخش مطالعات ژاپن در بانک “جی پی مورگان” گفته: «نگرانی از شیوع ویروس جدید بیش از همه اقتصاد مالزی و هنگ کنگ را تحت تاثیر قرار خواهد داد که جز مقاصد نخست گردشگران چینی هستند. با این حال اگر انتشار بیماری متوقف نشود، سنگاپور، تایلند، فیلیپین، ژاپن، کره جنوبی و همه شرق آسیا با کاهش درآمدهای گردشگری خود مواجه خواهند شد.» همچنین سالانه یک میلیون و ۴۰۰ هزار شهروند چینی برای تفریح به استرالیا می‌روند و درآمد استرالیا از این محل حدود ۱۲ میلیارد دلار تخمین زده شده است که حالا تحت تأثیر این ویروس قرار گرفته است. جمعیت بالای چین و توقف یا محدودیتهای تورهای مسافرتی از مبدا چین باعث شده هتل‌ها و مراکز اقامتی کشورهایی نظیر تایلند هم از خسارات این ویروس بی‌نصیب نمانند.

با سرعت گرفتن گسترش ویروس کرونا و وحشت ناشی از آن، بازارهای سهام سقوط می‌کنند، سود اوراق قرضه پایین آمده و قیمت طلا صعودی می‌شود. ین ژاپن به عنوان سرمایه امن تقویت شده اما وحشت از ویروس کرونا سهام آمریکا را هم تحت تأثیر قرار داده است. شاخص‌های مهم وال استریت در ساعات معاملات آسیایی و در معاملات اینترنتی (قبل از باز شدن رسمی بازارهای آمریکا) بیش از یک درصد سقوط کردند. یوآن چین ۰.۵ درصد از ارزش خود را در بازارهای خارجی از دست داده و در ضعیف‌ترین نرخ از ۸ ژانویه تاکنون معامله می‌شود. قیمت طلا به بالاترین سطح ۲ هفته اخیر رسیده و سود اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا نیز تا ۱.۶۵۳ درصد پایین آمده است. به دلیل ترس از فراگیر شدن ویروس کرونا در چین و ترس از گسترش آن به خارج از مرزها و تاثیر مستقیم آن بر اقتصاد جهانی، بازار سهام آمریکا نخستین هفته منفی خود در سال جاری را آغاز کرده است.

بانک JP.Morgan آمریکا در تحلیل اثرات اقتصادی ویروس کرونا می‌گوید: در صورت اثبات اپیدمی شدن ویروس، قیمت نفت ناشی از افت تقاضا تا 5 دلار کاهش خواهد داشت. بانک سرمایه گذاری آمریکایی گلدمن ساکس هم طی گزارشی اعلام کرده که شیوع ویروس کرونا در چین که در حال حاضر تهدید بزرگ بین‌المللی به حساب می‌آید می‌تواند تقاضای جهانی نفت را ۲۶۰ هزار بشکه در روز کاهش دهد و این بدان معناست که احتمال کاهش ۳ دلاری بهای نفت در بازارهای جهانی وجود دارد. این بیماری از آنچه تصور می‌شد مسری تر است و حالا ویروس آن به بازار نفت هم سرایت کرده. حتی ترس از کاهش سفرها برای تاثیرگذاری بر اقتصاد کافیست. اینکه یک نفر این ویروس را بگیرد یا نه در ظاهر ربطی به اقتصاد ندارد ولی تغییر الگوهای سفر، خرید و تجارت مردم بر اقتصاد تاثیر می‌گذارد.

بازارهای نفت وابسته به تقاضای چین برای نفت هستند. تقاضای نفت مهمترین عامل تغییر قیمت آن در سال 2019 بود. تصور کاهش تقاضا از طرف دومین مصرف کننده بزرگ نفت در جهان حتی از خطرات ژئوپلیتیکی مثل حمله به تاسیسات نفتی عربستان در سپتامبر و توقف تولید نفت لیبی هم تأثیر بیشتری دارد. تهدیدهای بسیاری برای صنعت نفت در 2020 پیش‌بینی می‌شد ولی هیچ‌کس انتظار نداشت انتشار یک ویروس در چین تا این حد به تقاضای نفت سرایت کند. تمام جوانب اقتصاد به بازار نفت ضربه می‌زند. تاثیر ویروس بر میزان سفرها، مسافرت‌های هوایی و زمینی را تحت تاثیر قرار داده و مصرف سوخت هواپیما و بنزین را کاهش داده است. با توجه به عرضه بالای نفت که در بازار وجود دارد، کاهش تقاضا در بدترین زمان اتفاق می‌افتد. پیامدهای این ویروس همین حالا هم زندگی روزمره مردم را در چین مختل کرده است. اکران فیلم‌های سینمایی به تعویق افتاده، جاذبه‌های توریستی مثل شهر ممنوعه بسته شده است و مردم برنامه‌های سفر خود را لغو کرده اند. در این میان دوباره تولید نفت آمریکا است که بازارها را در برابر چشم انداز توقف کامل تولید نفت لیبی کاملا بی تفاوت می‌کند و مانع تغییر قیمت نفت می‌شود. تحلیلگران بانک ING در این باره گفته‌اند: به نظر می‌رسد فعالان بازار به دلیل رشد قابل ملاحظه تولید نفت آمریکا در سالهای اخیر، نسبت به اختلالات عرضه در خاورمیانه یا ریسک اختلالات، حساسیت کمتری پیدا کرده‌اند.

شیوع روزافزون ویروس مهلک کرونا در چین، خاطرات گذشته را برای آنها زنده کرده و انتظار می‌رود اقتصاد این کشور مشابه واکنش به بحران SARS در سال 2003 با کاهش رشد مواجه شود. وزیر کمیسیون ملی بهداشت چین، «ما ژیاوی»، در یک کنفرانس خبری گفت که دوره نهفتگی این ویروس – فاصله زمانی میان دچار شدن به آن تا آشکار شدن اولین علائم بیماری – می‌تواند بین 1 تا 14 روز به طول بیانجامد. به گفته او این بیماری در طول این دوره نیز قابل سرایت است؛ موضوعی که درباره بیماری «سارس» که آن نیز از چین نشأت گرفته و جان 800 تن را در سال‌ 2002-2003 گرفت، صدق نمی‌کرد. این ویروس می‌تواند تا دو هفته بدون بروز علایم در بدن باقی بماند و همین نکته روند انتقال آن را آسان‌تر می‌کند. مهمترین علایم این بیماری تب و تنگی نفس است و می‌تواند نوعی التهاب ریه ایجاد کند که خطر مرگ دارد.

در تحلیل خسارات اقتصادی شیوع ویروس کرونا، عده‌ای سناریوی چند سال پیش بیماری “سارس” را مورد اشاره قرار می‌دهند. سارس نوعی بیماری تنفسی است که در سال ۲۰۰۲ میلادی از چین شیوع پیدا کرده و به کشورهای دیگر سرایت کرد. در نقاط مختلف دنیا، حدود ۸۰۰ نفر در اثر این بیماری جان خود را از دست دادند. داده‌های اقتصادی سال 2003 حاکی از آن است که در اوج شیوع سارس، رشد تولید ناخالص داخلی چین در سه ماهه دوم سال 2003، به طور موقت 9.1 درصد کاهش یافت – در حالی که میزان رشد در سه ماه قبل از آن، 1.1 درصد بود. نرخ رشد در دو فصل پایانی همان سال، به 10 درصد رسید. طبق برآورد شرکت کپیتال اکونومیکس، رشد جهانی تقریباً یک درصد کاهش یافت، اما در پایان سال حدود سه درصد بیشتر از مدت قبل از شیوع سارس بود. تأثیرات اصلی عمدتا از کاهش خرده‌فروشی و مسافرت ناشی می‌شد، زیرا مردم به دلیل ترس از سرایت این بیماری از رفتن به جاهای شلوغ پرهیز می‌کردند.

چین بزرگترین واردکننده کالاهای صنعتی در جهان است و با افزایش نگرانی‌ها درباره کاهش احتمالی تقاضا توسط چین، قیمت نفت و مس در بازارهای جهانی شاهد افت بود. بعضی کشورها محدودیت‌هایی را برای ورود کالاهای چینی مدنظر قرار داده‌اند؛ به عنوان مثال اندونزی که یکی از بزرگترین شرکای تجاری چین است برای جلوگیری از گسترش ویروس کرونا چنین اقدامی را در دست بررسی دارد. بر اساس اعلام گمرک چین، ارزش کلی صادرات این کشور در ماه دسامبر در سال ۲۰۱۹ میلادی بالای ۲۳۸ میلیارد دلار تخمین زده شده است و کاهش و محدودیت صادرات تاثیرات قابل توجهی بر تولید ناخالص ملی این کشور بر جای خواهد گذاشت.

تحلیلگران اقتصادی معتقدند اتفاقات اخیر تاثیر به سزایی بر کاهش رشد اقتصادی چین و همچنین رشد اقتصادی جهان خواهد داشت هر چند میزان آن بستگی به ابعاد گسترش این ویروس خواهد داشت؛ صندوق بین‌المللی پول در پیش بینی اخیر خود رشد اقتصادی چین در سال ۲۰۲۰ میلادی را کاهش داد و به ۵/۸ درصد رساند.

سؤال مهم این است که چه تغییراتی در ساختار اقتصادهای آسیایی و جهانی ایجاد شده است که احتمالا باعث شود شیوع بیماری این بار نتیجه متفاوتی – بهتر یا بدتر – داشته باشد؟
شاید سه تغییر اساسی ایجاد شده باشد. اولین مورد، صرفا حجم اقتصاد چین است. در سال 2003، اقتصاد چین 6 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده بود؛ در حالی که اکنون بیش از 15 درصد آن را شامل می‌شود. این یعنی اگر چین عطسه کند، احتمال اینکه کل جهان مریض شود بیشتر است. دومین مورد این که گسترش زیاد رسانه‌های اجتماعی باعث شده است که اخبار بد، حتی سریع‌تر از 17 سال پیش پخش شوند. این یعنی خطر ایجاد وحشت عمومی‌ و بلاتکلیفی در نتیجه خبررسانی نادرست بیشتر است، که خود باعث می‌شود مردم کمتر سفر کنند و از هزینه‌ کردن بکاهند. کارشناسان امیدوارند تغییر سومی‌ که ایجاد شده است – یعنی آمادگی بیشتر مسئولان نسبت به 17 سال پیش، هم از نظر اقدام برای مهار ویروس و هم از نظر پیشگام بودن در خبررسانی، بتواند آسیب‌های ناشی از دو تغییر قبلی را جبران کند. به هیچ عنوان نمی‌توان این احتمال را رد کرد که تأثیر ویروس کرونا بدتر از سارس باشد و مسلما خوش‌بینی در این مورد خطرناک است. اما گسترش ترس و وحشت می‌تواند به همان اندازه زیان‌بار باشد و در حال حاضر، انتظار می‌رود که اقتصاد جهانی ضربه موقتی بخورد و پس از آن زود بهبود پیدا کند.

چرا دنبال ردپای ترامپ باشیم؟

با گسترش ویروس کرونا، برخی از سیاستمداران بر این باورند که این ویروس نتیجه حمله بیولوژیکی آمریکا به چین است. ترامپ تا به حال ثابت کرده که برای منافع خود و اثبات وجود خودش حاضر است دست به هر کاری بزند حتی اگر به ضرر خود آمریکا و کل جهان باشد. در تاریخ جهان هم مواردی از قبیل شیوع یک ویروس یا بیماری در یک کشور وجود داشته و آمریکایی‌ها در این زمینه حتی دست به خودزنی هم زده‌اند! از این موارد میتوان به گسترش طاعون در روسیه طی جنگ جهانی اول توسط ارتش آلمان، استفاده ژاپن از بمب‌هایی که به میکروب سیاه‌زخم آلوده بودند، آلوده کردن شهری در ایالت فلوریدا به باکتری خاص توسط سازمان سیا برای آزمایش توانمندی در مواجهه با عوامل بیولوژیک(!) و شیمیایی کردن هزاران سرباز آمریکایی توسط دولت آمریکا برای انجام آزمایشات بیولوژیک در حالیکه هیچکدام از انجام این آزمایش اطلاع نداشتند؛ اشاره کرد. لذا با سابقه ترامپ و اختلافات گسترده او با چین نمیتوان این احتمال را نادیده گرفت. احتمالی که به ضرر اقتصاد کل جهان منجر خواهد شد.

فرافکنی به سبک آمریکایی!

براساس گزارش CNN در حالیکه کرونای جدید گسترش می‌یابد و دست کم 5 آمریکایی به این ویروس آلوده شده‌اند، ویروس کشنده دیگری در حال گسترش در سرتاسر ایالات متحده است. ویروسی که تنها در سه ماه گذشته 15میلیون آمریکایی را آلوده کرده و جان بیش از 8200 نفر از جمله 54 کودک را گرفته است. این ویروس، یک بیماری مسری جدید نیست بلکه همان آنفلوانزا است. مؤسسه ملی آلرژی و بیماری‌های عفونی ایالات متحده پیش‌بینی کرده که آنفلوانزای فصلی 2019-2020 به یکی از بدترین‌ها در یک دهه اخیر تبدیل شود. حداقل 140هزارنفر در اثر عوارض ناشی از آنفلوانزا در بیمارستان بستری شده‌اند و با توجه به گسترش فعالیت این ویروس، افزایش این تعداد پیش‌بینی می‌شود. دکتر مارگارت ساوی می‌گوید: «آنفلوانزا یک بیماری ثابت در زندگی آمریکایی‌هاست و همین موضوع باعث می‌شود مردم این بیماری را دست کم بگیرند و فکر کنند فقط به یک سرماخوردگی شدید دچار شده‌اند. اکثر مردم نمی‌دانند آنفلوانزا تا چه حد می‌تواند کشنده باشد زیرا ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی ادعا می‌کنند که این ویروس را «تحت کنترل» دارند. مراکز کنترل بیماری پیش‌بینی می‌کنند که هر ساله حداقل 12000نفر در ایالات متحده جان خود را در اثر آنفلوانزا از دست می‌دهند. در اثر گسترش آنفلوانزای فصلی در 2017-2018 در آمریکا 61000 نفر جان باختند و 45میلیون نفر نیز بیمار شدند.» آماری که حقیقتا تامل‌برانگیز است.

حالا باید پرسید آمریکا با سیستم‌های پیشرفته و ادعای دارا بودن یکی از بهترین شبکه‌های بهداشت در جهان برای مقابله با این ویروس و نجات جان شهروندانش چه اقدامی انجام داده است؟ جالب است که این آمار تا به حال به گوش جهان نرسیده و سالانه هزاران آمریکایی درگیر ویروس آنفلوانزا شده و در سکوت جان خود را از دست می‌دهند.

✍️ مریم صدیقی

پاسخ دادن