ثروت یک درصد از مردم ، دوبرابر 90 درصد از جمعیت جهان

ثروت یک درصد از جمعیت جهان دوبرابر ثروت 90% مردم جهان

موسسه خیریه جهانی آکسفام در گزارشی که به تازگی منتشرکرده است می گوید: یک درصد از ثروتمندان بسیار متمول جهان ، بیش از دو برابر 90 درصد جمعیت جهان ثروت اندوزی کرده اند. 

تهران- اقتصادبرتر- 03 بهمن 98

به گزارش #اقتصادبرتر به نقل از گزارش سالیانه آکسفام ، که روز دوشنبه در آستانه مجمع جهانی اقتصاد در داووس منتشر شده است ، نشان می دهد شکاف بین ثروتمندان بسیار غنی و بقیه جمعیت جهان بسیار مشهود است.

گزارش جدید ، تحت عنوان “زمان مراقبت” ، بر فعالیت بسیاری از زنان و دختران بطور گسترده ای تمرکز دارد که وجهی به آنان پرداخت نمی شود و باید از خود مراقبت کنند. این گزارش می گوید: در حال حاضر ثروت 22 تن از ثروتمندترین مردان جهان بیشتر از ثروت همه زنان آفریقا است!

براساس این گزارش ، تنها 2،153 میلیاردر در جهان وجود دارد ، اما ثروت آنان حتی بیش از 4.6 میلیارد نفر یا حدود 62 درصد از جمعیت جهان که تخمین زده می شود این ثروت برابر با  7/7 میلیارد دلار است. شکاف درآمد بین ثروتمندان و افراد کم درآمد جهان هنگام مقایسه حتی ثروت متمولان جهان در زمره یک درصد از بالاترین میزان ثروت قرار می گیرد که این شکاف در مقایسه با کل ثروت 6.9 میلیارد جمعیت جهان حتی گسترده تر به نظر می رسد. براساس این گزارش ، این به این معناست که تنها یک درصد از جمعیت جهان ثروتی دوبرابر 90 درصد جمعیت جهانی را در اختیار خود دارند.

خیریه آکسفام اینگونه استدلال كرده است كه تنها راه مقابله با نابرابری ، جمع آوری مالیات است ، و اینکه  مالیات نیم درصدی بردرآمد ثروتمندان می تواند طی دهه آینده ، بودجه كافی را برای دولت ها فراهم می كند تا 117 میلیون شغل در حوزه های بهداشت ، آموزش ، مراقبت از سالمندان و سایر بخش ها ایجاد کنند.

در حالی که بنیاد خیریه آکسفام در گزارش خود هیچ اشاره ای به نام ثروتمندان در صدر نکرده است، اما به نظر می رسد، همین گزارش باعث شد تا جایگاه جف بزوس، مدیرعامل آمازون و بنیانگذار شرکت فضایی Blue Origin ، یکی از ثروتمندترین مردان جهان که در صدر جدول قرار داشت به جایگاه دوم تنزل پیدا کند و نام او بعنوان دومین ثروتمند جهان پس از برنارد آرنو، مدیر عامل شرکت لاکچری LVMH ، فرانسه که تولید کننده کالاهای لوکس است و ” کریستین دیور” یکی از سهامداران بزرگ آن می باشد،  قرار گیرد.

مدیرعامل آکسفام ، اظهار داشت: در حالی که بیشتر زنان فعالیت های خدماتی را انجام می دهند اما یا بدون حقوق هستند و یا حقوق ناچیزی دریافت می کنند و در واقع این زنان هستند که در پنهان سوخت موتور اقتصاد جهانی را تامین می کنند  ، ” در حالی که اقتصادهای ورشکسته به جیب میلیاردرها و مشاغل بزرگ با تکیه بر مردان و زنان معمولی  فعالیت دارند. “

تعجبی ندارد که مردم این سوال را طرح می کنند که آن یک درصد چگونه میلیاردر شده اند.

*گرگهای وال استریت باعث نابرابری در آمریکا

در حالی که بازار سهام آمریکا همچنان می تازد و با فعالیت اقتصاد میلیون ها شغل جدید ایجاد می کند ، اما بسیاری از آمریکایی ها مجبور هستند به دلیل مشاغل کم درآمد و مزایای ناچیز تسویه حساب کنند. چه مدت می توان نابرابری را ادامه داد؟

به دلایلی وال استریت شاهد یکی از قوی ترین فصل های درآمد خود در کارنامه  اش بوده است ، بیکاری در کمترین نرخ در 50 سال گذشته است ، و بسیاری از شرکت ها در پول غلت می زنند  اما ، همانطور که اغلب در دنیای تجارت و بازار اتفاق می افتد ، همه چیز آنطور به نظر نمی رسد که هست.

دقیقا، زیر سطح درخشان داستان موفقیت حماسی وال استریت ، یک تراژدی حماسی در حال آشکار شدن است ، زیرا میلیون ها کارگر در سکوت  و خاموشی برای پاس کردن چک های پرداختی خود و تامین معاش خانواده به سختی دست و پنجه نرم می کنند. بنابر این این اعداد موفقیت آمیز ثروت جامعه آمریکایی مشکوک هستند .

طبق اطلاعات منتشرشده از سوی موسسه بروکینگ ، 53 میلیون آمریکایی در سنین 18 تا 64 سال تحت عنوان کارکنانی با “دستمزد پایین” قرار دارند. میزان دستمزد آنها هر ساعت حدود 10.22 دلار است ، در حالی که درآمد سالانه متوسط ​​18،000 دلار است. با این حال ، نکته جالب توجه این است که این گروه از کارگران  با همین میزان دستمزد 44 درصد کل نیروی کار ایالات متحده را تشکیل می دهند.

در حقیقت ، اکثر افرادی که در این گروه قرار می گیرند ، بزرگسالان در ” سالهای نخست کار ” خود هستند ، و کار کم درآمد ” روش اصلی برای حمایت از خود و خانواده هایشان است “.

این امر در اکثر مناطق امریکا صادق است ، زیرا این مطالعه داده های مربوط به تقریباً 400 کلانشهر را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است.

براساس یک معیار اقتصادی جدید به نام شاخص کیفیت شغلی ، 63 درصد از کل مشاغلی که از سال 1990 ایجاد شده اند مشاغل کم درآمد هستند که بسیاری از آنها نیمه وقت هستند. امروز متوسط ​​دستمزد واقعی آمریکا ، یعنی دستمزد پس از محاسبه تورم ، تقریباً همان قدرت خریدی را دارد که 40 سال پیش هم به همان اندازه بوده است. آنچه در داخل شرکتها سود ایجاد می کند بیشتر به جیب مدیران پردرآمد می رود. دلایل زیادی برای این نابرابری شدید وجود دارد ، مهمتر از همه فروپاشی اتحادیه های کارگری ، که روزی  صدای کارگران و کارمندان در محیط کاربود. همچنین خروج شرکتهای آمریکایی به خارج مرزها طی چندین دهه آن هم فقط برای کار ارزان و سود بالا.

باید توجه داشت که کارگران فقط کارگر نیستند. آنها همچنین مصرف کننده هستند ، بخشی جدایی ناپذیر از هر اقتصاد مدرن ، و اگر شغل آنها  کم درآمد باشد پس آنها به طور طبیعی کمتر مصرف خواهند کرد ، در نتیجه به عنوان یک جبهه طوفان در برابر رونق اقتصادی ظاهر می شوند.

در عین حال ، توجه به این نکته ضروری است که تنها سلامت اقتصاد در معرض خطر نیست. با قضاوت براساس داده های اخیر ، به نظر می رسد مازاد شغل های با دستمزد پایین تأثیر مستقیمی بر سلامت و رفاه یک آمریکایی متوسط ​​داشته است.

*اکرم صدیقی.سردبیراقتصادبرتر

پاسخ دادن