جای خالی بورس در سناریو فیلم های ایرانی

فیلم های بورس و اقتصاد
اقتصاد برتر

برخی از فیلم‌های سینمایی فرصت خوبی برای یادگیری هستند. داستان فیلم‌های سینمایی حتی می‌تواند زندگی یک فرد و جامعه ای را کاملا عوض کند. در ارتباط با دنیای اقتصاد هم فیلم‌های سینمایی زیادی ساخته شده است.

تهران- اقتصاد برتر- ۰۹ بهمن ۹۷

به گزارش #اقتصادبرتر،موضوعی که جای خالی آن در تلویزیون و سینما ایران احساس می‌شود. بورس و سرمایه گذاری مولد دو موضوع مهم اقتصادی است که ایران در حال حاضر به شدت نیازمند آن است و بدون مشارکت مردمی و سرمایه گزاران این امر محقق نخواهد شد. مسلما حضور مردم و سرمایه گزاران در اقتصاد نیازمند آگاه سازی و اطلاع رسانی است.

موضوعی که جای آن خالی است و شاهدیم سرمایه های مردم به جای آنکه وارد چرخه اقتصادی شود در شرایط و برهه های مختلف وارد بازار ارز و طلا و مسکن شده و آسیب های جبران ناپذیری را هم به اقتصاد زده است. هرچند اقتصاد، موضوع داغ این روزهای سخنرانان، کارشناسان و مسئولان اقتصادی در میزگردهای مختلف تلویزیونی، سمینارها و مصاحبه‌های مکتوب در روزنامه‌ها و مجلات تخصصی بوده است. به خصوص در شرایط ویژه اقتصادی که ایران در حال حاضر در آن قرار گرفته و بیش از همیشه نیازمند رونق اقتصادی؛ تولید و به سبب آن اشتغال هستیم. قدرمسلم بیش از آنکه نشست‌ها و سمپوزیوم‌ها که تابحال هم نشان داده تاثیرچندانی در حرکت کشتی  اقتصاد ایران نداشته است، اگر سمت و سوی این فرهنگ سازی و ایده‌های اقتصادی به سمت سینما و تلویزیون برود، راهی که کمپانی‌های بزرگ سینمایی سالهاست رفته و بازخورد خوبی هم گرفته اند، می‌تواند تاثیر خوبی بر اقتصاد بیمار کشور داشته باشد. اگر از مستندهای اقتصادی فراری هستید، فیلم‌های حوزه وال استریت می‌تواند شما را کمی با مسائل اقتصادی جهان آشنا کند.

*معرفی ۱۰ فیلم سینمایی مرتبط با بازارهای مالی

۱- The Wolf of Wall Street ( گرگ وال استریت)

این فیلم که بر اساس داستان واقعی «جوردن بلفورت» ( لئوناردو دی کاپریو ) و از کتاب گرگ وال استریت ساخته شده است، از زمان قدرت گرفتن او به عنوان دلال بزرگ سهام و تا زمانی که بخاطر درگیر شدن در خلاف و فساد سقوط کرد را به تصویر می‌کشد.

بلفورت پسری پر انرژی که برای حضور فعال در بازار بورس به میدان آمده بود و به عنوان کارمند هرگز حقوق فوق العاده ای دریافت نمی کرد. اما این رویه فقط تا اواخر دهه هشتاد که مصادف با ریزش سهام وال استریت و متعاقباً، ضررهای هنگفت مالی برای سهام داران بزرگ وال استریت بود، ادامه داشت. در این دوران که همه کارگزاران بورس به دنبال راهی برای فرار از ضررهای مالی بودند، جردن بلفورت که تا آن زمان یک کارمند رده پایین محسوب می‌شد، تغییر رویه داد و تصمیم گرفت راه و روش دلالی را پیش بگیرد چرا که با توجه به تجربه اش در وال استریت می‌دانست که این روش او را ثروتمند خواهد کرد و همینطور هم شد. جردن بلفورت که تا آن زمان حقوقی بالغ بر ۲ هزار و چند صد دلار در ماه داشت، به یکباره ثروتی ده‌ها میلیون دلاری در سال کسب کرد و تبدیل به یکی از مهمترین افراد شاغل در وال استریت شد.

۲Catch Me If You Can (اگه می‌تونی منو بگیر)

داستان واقعی فیلم شرح حال پسری ست که قبل از ۱۹ سالگی جا پای پدر خلافکار بازنشسته خود می‌گذارد و میلیون‌ها دلار از راه‌های مختلف پول بدست می‌آورد. راه‌هایی همچون خلبانی، پزشکی، دادستانی و… در حالی که نه آموزش خلبانی دیده، نه پزشکی و نه…

داستان فیلم مربوط به زندگی‌نامهٔ فرانک ابگنیل است، کسی که شهرتش را به خاطر سابقه فعالیتش به عنوان جاعل چک، کلاهبرداری و حقه‌های فرارش از دست ماموران به‌دست آورد. او در دهه شصت میلادی و در ۱۶ سالگی توانسته بود، چک‌های جعلی که مجموعاً به مبلغ ۴ میلیون دلار آمریکا ارزش داشت را در ۲۶ کشور جهان نقد کند، طوری که هیچ بانکی قادر به تشخیص جعلی‌بودن چک‌های او نبود و تا هجده سالگی، بیش از ۲۵۰ پرواز انجام داد و در ۲۶ کشور جهان به این کلاهبرداری‌ها دست زد. اَبیگنِل به خاطر عضویت جعلی که در «خطوط هوایی سراسری آمریکا» داشت، می‌توانست به‌صورت رایگان در هتل‌ها اقامت کند و تمام هزینه‌های غذا و تفریحش به‌طور مستقیم به شرکت ارسال می‌شد. حتی خودش را به عنوان وکیل جا زد و در چندین پروندهٔ دادگاهی شرکت داشت. او سرانجام در سال ۱۹۶۹ در فرانسه دستگیر شد و به دوازده سال زندان محکوم شد که البته پس از گذراندن پنج سال از دوران محکومیت خود به خدمت سازمان اف‌بی‌آی درآمد تا در شناسایی چک‌های جعلی و سرقتی کمک کند.

اَبیگنِل که هم اکنون رئیس شرکت «کارشناسی جعل و کلاهبرداری» اَبیگنِل و شرکا است در سال ۲۰۰۲، زندگی‌نامهٔ خود را در اختیار استیون اسپیلبرگ قرار داد و او نیز با استفاده از ماجرای زندگی اَبیگنِل فیلم «اگه میتونی منو بگیر!» را کارگردانی کرد. در این فیلم که لئوناردو دی‌کاپریو نقش اَبیگنِل را بازی می‌کند، مدام تحت تعقیب اف‌بی‌آی قرار دارد.

۳- Ocean’s Eleven (یازده یار اوشن)

دنیل اوشن (جرج کلونی) پس از آزاد شدن از زندان، با دوست قدیمی خود راستی رایان (برد پیت) که به بازیگران قمار یاد می‌دهد، تصمیم می‌گیرد که تیمی یازده نفره جمع کند و دست به سرقت یکی از بزرگترین خزانه‌های کازینوهای لاس وگاس بزنند. صاحب این کازینوها تری بندیکت (اندی گارسیا) است که به تازگی با زن سابق دنیل یعنی تس (جولیا رابرتس) رابطه برقرار کرده و اوشن با این سرقت می‌خواهد ۱۶۰ میلیون دلار و زن سابقش را بدست آورد. در این فیلم درآمد کازینو‌ها و تجارتخانه‌های قمار به وضوح نقد و بررسی می‌شود. در زمان اکران فیلم دیالوگ‌های منحصر به فرد آن محوبیت بسیار زیادی بین مردم پیدا کرد.

۴- The Big Short (رکود بزرگ)

چهار شخص خارج از نظام سرمایه داری که شکست قیمت خانه و اوضاع اقتصادی را در میانه دهه اول قرن بیست و یکم پیش بینی کرده اند، به خاطر عدم پیش بینی این اتفاق و البته طمع بانک ها، تصمیم به مبارزه با بانک‌ها می‌گیرند…

رکود بزرگ نگاهی کمدی به بحران مالی ۲۰۰۸-۲۰۰۷ در آمریکا دارد و داستان معامله گرانی به نام «شورت» را بیان می‌کند که تنها در دوره کوتاه، موقع بالا رفتن بهای سهام و اوراق قرضه سرمایه‌گذاری می‌کنند. این گروه منفور، معامله‌گران دراز مدت هستند که بازار را تا بالاترین حد آن سوق می‌دهند. عملکرد دو گروه از معامله‌گران در ترقی انفجاری بازار مسکن آمریکا در سال ۲۰۰۰ تأثیر زیادی داشت. این فیلم با زاویه دید متفاوت به عملکرد معامله‌گران و مدیران مالی، ناتوانی وال استریت با وام‌ها و بهره‌های بانکی سرسام آوری را به تصویر می‌کشد که آمریکا را به سوی بحران اقتصادی لغزاند.

۵- Wall Street (وال استریت)

کارگزار جوان بورس، «باد فاکـس» (چارلی شین) باید میان معیارهای کار و زندگی پدرش و «قهرمان» وال استریت، «گوردون گکو» (داگلاس) یکی را انتخاب کند.

باد فاکس (چارلی شین) شخصیت اصلی فیلم است. او که یک فرمول اقتصادی کشف کرده است، حدود ۵۰ روز به دفتر گوردن گکو (مایکل داگلاس) تماس می‌گیرد تا بتواند با او ملاقات کند. فرمولی که او کشف کرده است. پیشبنی افت و صعود سهام یک شرکت هواپیمایی است. گکو حرف باد را پیگیری می‎کند و او وارد یک بازی بزرگ می‌شود…

۶- Margin Call (درخواست نهایی)

داستان فیلم در سال ۲۰۰۸ و در اوج بحران‌های اقتصادی اتفاق میافتد. زمانی که بخش‌های بزرگ اقتصادی در حال ورشکستگی هستند.

مارجین کال برشی ۲۴ ساعت از اتفاقات درون یک شرکت است. ساعات ابتدایی روز، شرکت تصمیم می‌گیرد که تعداد زیادی از کارگزارن خود را اخراج کند. آنهایی که اخراج خواهند شد “خوب” و آنهایی که می‌مانند “بهتر” هستند. معیاری ساده برای تعدیل نیرو! بازار در وضعیت بحرانی است و سود شرکت پایین آمده، در نتیجه بخشی از هزینه‌های جاری باید کاسته شود. یکی از این مدیران اخراجی بنام اریک دیل در حال انجام پروژه ای را برای پیتر سالیوان از اعضای دیگر شرک است. پیتر که قرار است طرح اریک را ارزیابی و تکمیل کند، بعد از ساعت کاری در حال بررسی نمودارها متوجه می‌شود که شکست محتمل در این پروژه ممکن است منجر به ضرری شود که از سرمایه شرکت فراتر می‌رود. برای همین به سرعت با دوستش “سث” و رئیس اش ویل امرسون تماس میگیرد. وقتی که شب به نیمه میرسد، آنها وارد شرکت میشوند و به عمق فاجعه پی میبرند. ویل هم به همین شکل با رئیس اش سم راجر (کوین اسپیسی) تماس میگرد تا اینکه ساعت ۴ صبح مدیرعامل کل شرکت جان تالد (جیسون آیرون) با هلیکوپتر به جمع آنها می‌پیوندد. آنها ۲ ساعت وقت دارند تا با استفاده از سرمایه‌های اندک مشتری‌های عادی خود راهی برای فرار از این بحران که شرکت را نابود میکند، پیدا کنند.

۷- Team Spirit (روحیه تیمی)

فیلم قصد دارد به جنبه‌های کمتر شناخته شده فعالیت‌های تجاری درون یکی از بزرگترین بانک‌های دنیا بپردازد. یک تاجر ۳۱ ساله در این بانک اختلاسی بزرگ انجام میدهد و وارد یک چالش مالی بزرگ می‌شود. این فیلم فرانسوی با اینکه فروش خیلی کمی داشته است، به خوبی وضعیت اقتصادی و فعالیت‌های تجاری بانک‌های دنیا را نقد می‌کند.

۸- Wall streets : Money Never Sleeps (وال استریت : پول هرگز نمی خوابد)

این فیلم به نوعی ادامه فیلم Wall Street 1987 است. فیلم با گکو که سال‌های زیادی در زندان فدرال گذرانده شروع می‌شود. اما بزرگ‌ترین فانتزی فیلم جای دیگری است؛ دزدانی که سیستم پولی و مالی را غارت کرده بودند همچنان قدرتمند هستند و مردان کنگره هنوز هم برای منظم کردن سیستم تلاش می‌کنند. درهرحال خود گوردون گکو محوریت اخلاقی دارد. سوای نویسندگی کتاب «طمع‌خوب است» و سخنرانی برای دانشجویان، او گناهکاری است که توبه کرده و وقتی بازرگان جوانی به نام جیک مور‌(شیالابوف) را ملاقات می‌کند متوجه این موضوع می‌شود که می‌خواهد به بازی برگردد. جیک می‌خواهد با دختر گکو ازدواج کند. وینی(کری‌مولیگان) چندسال است که با پدرش صحبت نکرده و شاید جیک قصد دارد آنها را آشتی دهد.

۹- Boiler Room (اتاق بخار)

یک دانشجو که بتازگی ترک تحصیل کرده است شغلی به عنوان یک دلال بدست می‌آورد و این شغل خیلی سریع او را در مسیر موفقیت قرار می‌دهد، اما کار او به اندازه ای که بنظر می‌رسد قانونی نیست. این فیلم وضعیت اقتصادی آن زمان و راه‌های دور زدن قانون را به خوبی نقد می‌کند.

۱۰Trading Places (اماکن تجاری)

ولگرد خیابانی، «بیلی ری ولنتاین» (مورفی) و جوان مرفه، «لوئیس وینتورپ سوم» (ایکروید) طی یک اتفاق موقعیت هایشان را با هم عوض می‌کنند و داستان‌های جالبی در این بین رخ می‌دهد.

این فیلم با جنبه ای کمدی وضعیت سرمایه داران آمریکایی و افراد فقیر جامعه را به تصویر می‌کشد که سرمایه داران روز به روز بر سرمایه شان اضافه می‌شود و افراد فقیر روز به روز فقیرتر می‌شوند. قانون جلوی سرمایه داران نمی تواند کاری بکند اما برای فقرا به شدت سخت گیر است. هیچ فیلمی درباره وال استریت خنده دار تر از این کمدی اقتصادی با بازی «ادی مورفی» و «دن آیکرود» نیست. داستان این فیلم حاکی از آن است که هر سقوطی در وال استریت، صعودی برای فرد دیگر است.

پاسخ دادن