حمله سایبری، چالش جدید دولت ها

حمله سایبری، چالش جدید دولت ها

امروزه شبکه جهانی اینترنت ابزار اصلی جنگ سایبری است تا بدانجا که رهبران کشورها برای برقراری امنیت در کشور خود تا قطع موقت و سراسری آن نیز پیش می روند.

تهران – اقتصادبرتر – 30 آذر 98

جنگ اطلاعاتی با انقلاب اطلاعات ظهور پیدا کرده‌است. این انقلاب به دلیل دامنه وسیع و تأثیرات گسترده آن می‌تواند سبک نوینی از جنگ را ارائه بدهد.
رایاجنگ، نبرد مجازی، یا جنگ سایبری به نوعی از نبرد اطلاق می‌گردد که طرفین جنگ در آن از رایانه و شبکه‌های رایانه‌ای (به خصوص شبکه اینترنت) به عنوان ابزار استفاده کرده و نبرد را در فضای مجازی جاری می‌سازند.
مگان برنز در سال ۱۹۹۹ با نگرشی کلی تعریف زیر را ارائه می‌دهد «جنگ اطلاعاتی طبقه یا مجموعه هایی از تکنیک‌ها شامل جمع‌آوری، انتقال، حفاظت، ممانعت از دسترسی، ایجاد اغتشاش و افت کیفیت در اطلاعات است که از طریق آن یکی از طرفین درگیر بر دشمنان خود به مزیتی چشمگیر دست یافته و آن را حفظ می‌کند.»
مارتین لیبیکی ضمن وفادارماندن به تعریف کاملاً نظامی از جنگ اطلاعاتی هفت شکل مختلف جنگ اطلاعاتی را به شرح زیر نام می‌برد:
ایجاد مانع در برابر اطلاعات یا تسهیل جریان اطلاعات با هدف کسب برتری اقتصادی.
جنگ سایبری ترکیبی از : جنگ فرماندهی یعنی از بین بردن مغز متفکر دشمن، جنگ برپایه اطلاعات یعنی دسترسی به سیستم هائی که برای برتری بر فضای نبرد بدنبال جستجوی دانش کافی هستند، جنگ الکترونیک تکنیک‌های رادیوئی، الکترونیک، یا رمزنگاری، جنگ روانی که در آن از اطلاعات برای تغییر ذهنیت و طرزفکر دوستان، بی‌طرف‌ها، و دشمنان استفاده می‌شود،جنگ هکرها که در آن به سیستم‌های رایانه‌ای حمله می‌شود و جنگ اطلاعاتی اقتصادی .
حمله های سایبری بین کشورها اولین بار در سال 2008 با حمله اسرائیل و امریکا به تاسیسات هسته ای ایران شروع شده که دردسرها و تنشهای سایبری بعدی در ادامه آن ایجاد شده است . در حمله سایبری کشورها همدیگر را مورد حمله قرار می دهند و بدون اینکه به مرزهای هم حمله کنند نتایج دلخواه رو میگیرند. ضمن اینکه هزینه کمی دارد چون فقط به تعدادی برنامه نویس نیاز دارد. این تنشها همیشه در مقیاس های بزرگ نیست و اتفاقا باید از حمله هایی ترسید که خیلی جزئی هستند و به راحتی قابل فهمیدن و شناسایی نیستند مثلا عوض کردن اطلاعات بانک خونی ارتش یک کشور.

**انواع نفوذ گران در جنگ سایبر

*نفوذگران کلاه سفید
هر کسی که بتواند از سد موانع امنیتی یک شبکه بگذرد اما اقدام خرابکارانه‌ای انجام ندهد را یک هکر کلاه سفید می‌خوانند. هکرهای کلاه سفید متخصصین شبکه‌ای هستند که چاله‌های امنیتی شبکه را پیدا می‍کنند و به مسوولان گزارش می‌دهند.

*نفوذگران کلاه سیاه
اشخاصی هستند که وارد کامپیوتر قربانی خود شده و به دستبرد اطلاعات یا جاسوسی کردن یا پخش کردن ویروس و غیره می‌پردازند.

*نفوذگران کلاه خاکستری
اشخاصی هستند که حد وسط دو تعریف بالا می‌شوند.

*نفوذگران کلاه صورتی
اشخاص کم سوادی هستند که با چند نرم‌افزار خرابکارانه به آزار و اذیت بقیه اقدام می‌کنند.

*انواع حملات نفوذگران
عملیات سایبری خصمانه یک دولت علیه دولتی دیگر، بیش از پیش رایج شده است.
هریت موینهان، از همکاران موسسه چتم‎ هاوس در مقاله‎ ای کاربرد اصول استقلال حاکمیت و منع مداخله را در خصوص عملیات سایبری دولتی در خاک دولتی دیگر تا آستانه توسل به زور بررسی کرده است.
اکثریت قریب به اتفاق حملات سایبری دولت به دولت شامل تجاوزات مداوم سطح پایینی است که در سطحی پایین‎تر از سطح توسل به زور رخ می‏دهد. حقوق بین‏ الملل از جمله اصل عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها و اصل استقلال حاکمیت در این عملیات سایبری کاربرد دارد.
مشخص نیست که آیا هر تجاوز سایبری غیرمجاز باعث نقض استقلال حاکمیت دولت هدف می‎شود یا خیر، یا اینکه آیا در این عملیات، آستانه‏ ای وجود دارد یا نه. اگرچه برخی تمایل دارند با ارجاع به آثار فعالیت سایبری، محدودیت‏هایی را تعیین کنند، اما در حال حاضر چنین محدودیت‏ هایی در حقوق بین‏ الملل عرفی منعکس نشده است. بنابراین اگر هیچ قاعده مشخص ‏تری از حقوق بین ‏الملل در خصوص آن کاربرد نداشته باشد، ارزیابی این موضوع که آیا استقلال حاکمیت نقض شده است یا خیر باید به صورت مورد به مورد انجام شود.
در جریان صحیح قانونی، ممکن است رویه دولت‎ها یا نظریه حقوقی رایج باعث پدیدار شدن درک خاص سایبری از حاکمیت شود، درست همان‎طور که قواعد خاص ناشی از اصل حاکمیت در دیگر حوزه‏ های حقوق بین‏ الملل شکل گرفته است.
پیش از آن‏که بتوان به یک اصل راستی‏ آزمایی در بافت سایبری متوسل شد، دولت‏ها باید کار بیشتری انجام دهند تا بتوانند در خصوص قواعدی در این باره که در چنین بافتی چه انتظاری از یک دولت می‏توان داشت، به توافق برسند.
اصل منع مداخله در خصوص عملیات سایبری یک دولت، همان طور که در خصوص دیگر فعالیت‏ های دولت اعمال می‌شود، به کار می‌رود. این اصل شامل رفتار قهری یک دولت است که دولت هدف را از اراده آزاد در رابطه با اعمال عملکردهای حاکمیتی محروم می‏کند تا نتیجه‏ یا رفتاری را در موضوعی مختصِ دولت هدف تحمیل کند.
در عمل، فعالیت‏هایی که مغایر اصل منع مداخله است و فعالیت‏هایی که ناقض اراده حاکمیتی است، اغلب هم پوشانی دارند.
دولت‎ها باید برای رسیدن به توافق در خصوص چگونگی اِعمال حقوق بین‏ الملل در عملیات سایبریِ دولت‏ها در زیر سطح توسل به زور، دیدگاه ‏های خود را ثبت کنند و در جایی که ممکن است مثال‎ هایی را از مواقعی ارائه کنند که فرض کردند ممکن است یک تعهد نقض شود؛ همان طور که دولت‏ هایی نظیر انگلیس، استرالیا، فرانسه و هلند این کار را انجام داده ‏اند.
بحث بیشتر میان دولت‏ها باید بر چگونگی اِعمال این قواعد در نمونه‏ های عملیِ از عملیات سایبریِ تحت حمایت دولت‏ها متمرکز شود. احتمال دارد در کاربردهای خاص حقوق در مقایسه با اصول انتزاعی، مشترکات بیشتری وجود داشته باشد.
چشم‏ انداز یک معاهده عمومی در این حوزه همچنان دور به نظر می‎رسد. ممکن است در زمان مناسب، پیش از پرداختن به اصولِ جامع، بررسی قواعد محدود مثل ممنوعیت حمله به زیرساخت‎های مهم کاری سودمند باشد.

*روسیه

سران روسیه اهمیت ویژه‌ای برای جنگ سایبر قائل هستند به گونه‌ای که در رتبه‌بندی از نظر اهمیت جنگ سایبر را دقیقاً بعد از جنگ هسته‌ای قرار می‌دهند. در سال ۱۹۹۵ یکی از فرماندهان روسی در کنفرانس مشترک روسیه – آمریکا دربارهٔ امنیت ملی در دوران پس از جنگ سرد اظهار داشت «از دیدگاه نظامی، ما استفاده دشمنان از جنگ اطلاعاتی علیه کشور یا نیروهای مسلح روسیه را به عنوان یک مرحله غیرنظامی درگیری تلقی نمی‌کنیم. با توجه به ابعاد و عواقب فاجعه آمیز استفاده از جنگ اطلاعاتی استراتژیک علیه نظام اقتصادی ملی، نظام فرماندهی و کنترل، و به‌طور کلی علیه توانمندی‌های دفاعی و رزمی روسیه ما این حق را برای خود محفوظ میدانیم که در برابر ابزارها و نیروهای تهاجم اطلاعاتی و در مرحله بعد علیه خود کشور مهاجم از سلاح هسته‌ای استفاده کنیم.»

*چین

امروزه چین تعاریف و مفاهیم جدیدی را در واژگان نظامی وارد کرده‌است. در سال‌های اخیر چین در زمینه استفاده از فناوری نوین و نیز تغییرات فراوان در آموزش یک انقلاب نظامی واقعی در فضای سایبر را تجربه می‌کند فعالیت‌های چین به قدری پیشرفت کرده‌است که موجب نگرانی مقامات آمریکایی گردیده‌است.
علی رغم اینکه فعالیت‌های چین محدود به ترجمه اسناد و مدارک تهیه شده توسط آمریکایی هاست اما برخی دیدگاه‌های چینی را می‌توان در سیاست‌های ارتش چین مشاهده کرد. اساس رویکرد چین به جنگ بر پایه فریب جنگ به سبک دانش و سبک مزیت‌های نامتقارن بر دشمن استوار است.

*اکرم صدیقی سردبیر سایت اقتصادبرتر

پاسخ دادن