اقتصاد آخرین دغدغه دولت‌هاست

اقتصاد آخرین دغدغه دولت‌هاست

ترکیبی که برای دولت نخست آقای روحانی انتخاب شده بود، به علت ناهماهنگی موفق نشد تصمیم‌های اساسی در مسائل اصلی اقتصاد کشور بگیرد.

تهران – اقتصاد برتر – ۱۸ مرداد ۹۸

به گزارش #اقتصادبرتر داود سوری در گفت‌وگو با تجارت فردا از عملکرد اقتصادی شش‌ساله دولت روحانی در قیاس با عملکرد احتمالی رقبای انتخاباتی او می‌گوید:

نامزدی آقای روحانی در انتخابات سال ۱۳۹۲ و مجموعه رخدادهای آن زمان در نهایت باعث شد تا این تصور در ذهن مردم شکل بگیرد که دولت روحانی دنباله‌رو سیاست‌های دولت مرحوم هاشمی خواهد بود و این انتظار در مردم شکل گرفت که دولت آتی با حضور افراد فعال و اثرگذار می‌تواند وضعیت اقتصادی مناسب‌تری ایجاد کند و حداقل آشفتگی در سیاستگذاری جای خود را به رویکرد منطقی و علمی بدهد.

مشکل تحریم اقتصاد ایران جدی بود و مردم هم متوجه آن بودند، دولت آقای روحانی هم به‌درستی روی مساله برجام و حل آن تمرکز کرد و موفق شد آن را به سرانجام برساند. اما در حوزه اقتصاد، اقدام بزرگ یا قابل توجهی از سوی دولت آقای روحانی انجام نشد.

شاید در مورد نتیجه نهایی نتوان قضاوت درستی داشت چون قاعدتاً همه مسائل اقتصادی-سیاسی در اختیار دولت آقای روحانی نبوده و حتی برخی مسائل در حوزه بین‌الملل رخ داده که اثرگذار بوده است اما می‌توان گفت به‌رغم انتظارهایی که می‌رفت اقدامی جدی در جهت حل معضلات بزرگ اقتصادی از طرف دولت ایشان رخ نداد.

من چندان معتقد به اثرگذاری مساله اقتصاد و دیدگاه‌ها و نظرات اقتصادی نامزدها در انتخاب آقای روحانی نیستم و فکر نمی‌کنم واقعاً مباحث اقتصادی نقش تعیین‌کننده‌ای در رئیس‌جمهور شدن ایشان ایفا کرده باشد. چه تیم رقیب و چه تیم آقای روحانی به لحاظ اقتصادی تلاش زیادی برای توجیه مردم نکردند و از نظر من تفاوت‌های دیگری که بین آقای روحانی و رقیبشان وجود داشت، وزن و سهم بیشتر در انتخاب ایشان داشت.

رئیس‌جمهورهایی که در سه دوره گذشته انتخاب شدند، جمع بسیار کوچکی از دوستان و همفکران را با خود داشتند که از ابتدا با آنها همراه بودند و این گروه همواره بیشتر از تیم گسترده زمان انتخابات و حتی بیش از مردمی که به او رای داده‌اند، روی روسای جمهور ما تاثیر گذاشتند.

برای انتخابات بعدی بیشتر از آنکه تیم گسترده زمان انتخابات را تحلیل کنیم، باید پایه تحلیل را روی همان گروه محدود نزدیک به نامزد استوار کنیم که از سال‌ها قبل همراه او بوده‌اند. این تحلیل می‌تواند راهنمای بهتری برای ما باشد. اگر از این زاویه به انتخابات قبلی ریاست‌جمهوری نگاه شود، تفاوت زیادی بین آقای روحانی و رقیب ایشان وجود ندارد.

تحلیل اینکه اگر دولت رقیب روی کار آمده بود وضع اقتصادی چگونه بود، بسیار سخت است اما اگر فرض کنیم که روند سیاسی برای هر دو گروه رقیب یکسان بود؛ تفاوت قابل توجهی بین نتیجه کار دو گروه در اقتصاد حاصل نمی‌شد. می‌بینیم سیر تحولاتی که در دولت آقای روحانی اتفاق افتاد در دولت آقای احمدی‌نژاد هم رخ داده بود. تنها شانس آقای احمدی‌نژاد این بود که درآمد ارزی بسیاری زیادی داشت اما آقای روحانی این شانس را نداشت.

وقتی از تیم اقتصادی دولت یاد می‌کنیم رئیس‌کل بانک مرکزی، رئیس سازمان برنامه و بودجه و وزیر اقتصاد به ذهن متبادر می‌شود در حالی که به نظر من در اداره اقتصاد ما وزیر صنعت، معدن و تجارت، وزیر مسکن یا وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تیم اقتصادی واقعی دولت هستند. آنچه ما به‌عنوان اقتصاد دولتی در نظر داریم، مانند قیمت‌گذاری، اعطای مجوزها و امضاها یا مداخله در بازارها تحت تاثیر این افراد است.

ترکیبی که برای دولت نخست آقای روحانی انتخاب شده بود، به علت ناهماهنگی موفق نشد تصمیم‌های اساسی در مسائل اصلی اقتصاد کشور بگیرد.

در دوره دوم آقای روحانی از سیاست دلار ۴۲۰۰ تومانی به عنوان بزرگ‌ترین اشتباه ایشان یاد می‌شود. از نظر من آقای روحانی تصمیم خاصی در اقتصاد نگرفته که بتوان بدترینش را انتخاب کرد، احتمالاً همین یک تصمیم بود که آن هم بدترین ممکن بود.

پاسخ دادن