بوی جنگ در منطقه

احمد خادم‏ المله-  مدیر مسئول-خاورمیانه ظرف یک هفته پر تنش می ‏شود به گونه ‏ای که رسانه‏ های خبری از تحولات جدید بوی جنگ استشمام می‏ کنند .  

تهران- اقتصاد برتر- ۲۱ آبان ۹۶

چه اتفاقی افتاده است که خاورمیانه «پسا داعش» که به سوی ثبات و امنیت سوق پیدا کرده بود، به یکباره دستخوش تهدید و نا امنی می‏شود .

با تدبیر ایران و متحدانش، «داعش» دست پرورده اسرائیل و آمریکا که پدیده‏ای بی‏نظیر در سبعیت و دد منشی بود در منطقه زمین‏گیر شده و در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. داعش نتوانست اهداف پدید آورندگان خود که مهار و نابودی نظام جمهوری اسلامی ایران و متحدانش در خاورمیانه بود را محقق کند و آمریکا و اذنابش  نیاز به اهرم دیگری برای کنترل ایران دارند .

«ترامپ» اندکی پس از پیروزی در انتخابات آمریکا عربستان را به عنوان اولین مقصد سفر خارجی انتخاب می‏کند و در ریاض در جمع کشورهای عرب منطقه‏، بدون اطلاع از پیشینه خصومت‏های عربی در خاورمیانه، عربستان را به عنوان ژاندارم خود معرفی می‏کند و راهبرد جدید خود در خاورمیانه را برای سران کشورهای عرب رونمایی می‏کند.

پس از سفر ترامپ قطر اولین کشوری است که با راهبرد جدید ترامپ به خاطر اختلافاتی که با عربستان دارد مخالفت می‏کند و به آمریکا اطلاع می‏دهد قیمومیت عربستان را نمی‏پذیرد و از همانجا اختلافات عربی در منطقه تشدید می‏شود .

در عراق «بارزانی» رهبر اقلیم کردستان در راستای راهبرد آمریکا با چراغ سبز واشنگتن و حمایت کامل اسرائیل همه پرسی برگزار می‏کند و تجزیه عراق را کلید می‏زند که با ناکامی مواجه می‏شود.

ترامپ تاجر که تمام تصمیمات خود حتی سفر هایش را با هدف تجارت و سود انجام می‏دهد می‏داند که کشورهای ویران شده منطقه در پسا داعش نیاز به بازسازی دارند و این بهترین فرصت برای آمریکاست که رهبری بازسازی سوریه، عراق و سایر کشورهای منطقه را به دست بگیرد و در سایه فعالیت‏های اقتصادی و تجاری اهداف سیاسی و امنیتی واشنگتن در منطقه را نیز دنبال کند.

آمریکا برای بازگشت تجاری به منطقه، تامین امنیت اسرائیل و تضمین منافع اقتصادی خود راهبرد جدیدی را با رویکرد مهار نفوذ ایران در خاورمیانه و حاکم ساختن نیروهای وابسته به آمریکا در کشورهای منطقه طراحی می‏کند که عامل اجرای آن مثلث آمریکا، اسرائیل و عربستان می‏شوند.

عربستان با وابستگی‏ های درونی خاندان آل سعود، سالخوردگی رهبران قدیمی و تفکر وهابیت توان اجرای راهبرد جدید آمریکا در خاورمیانه را ندارد؛ لذا «نتانیاهو» نخست وزیر اسرائیل، «جارد کوشنر» داماد و مشاور ارشد ترامپ و «محمد بن سلمان» فرزند ۳۲ ساله جوان و جویای نام «ملک سلمان» ۸۱ ساله که دچار آلزایمر است در سفر های مکرر به ریاض و تل آویو طراحی و فرماندهی تحقق راهبرد جدید ترامپ را بعهده می‏گیرند.

اولین گام مجریان راهبرد ترامپ حل بحران ایجاد شده بین عربستان و قطر بود که به نتیجه نرسید و قطر برخلاف انتظار آمریکا و اسرائیل برای فرار از قیمومیت ولیعهد عجول و عصبی عربستان رویکردی به سوی خارج از منطقه عربی پیدا کرد.

ترامپ با هدف کاهش توان اقتصادی و ایجاد محدودیت‏ های بیشتر برای ایران «برجام» را بهانه می‏کند و خواستار لغو آن می‏شود که با مخالفت اروپا و سایر امضا کنندگان پیمان برجام مواجه می‏شود.

سفر مقام‏های عربستان، آمریکا و اسرائیل به مسکو برای ایجاد جدایی روسیه از ایران به نتیجه نمی‏رسد و مثلث توطئه به ناچار طرح مهار ایران از طریق لبنان و عراق را پی می‏گیرند .

وزیر خارجه آمریکا راهی بغداد شده و در اجلاس مشترک آمریکا، عربستان و عراق تلاش می‏کند العبادی نخست وزیر عراق را برای ضرورت محدود سازی روابط با ایران توجیه کند‏.

«محمد بن ‏سلمان» در داخل عربستان به بهانه مقابله با فساد ، ۵۰۰ تن از شاهزادگان، تجار و سرمایه داران بزرگ و سرشناس را دستگیر و زندانی می‏کند تا با سرکوب مخالفان زمینه را برای پادشاهی قریب الوقوع خود آماده سازد.

سلمان از سوی دیگر برای فرا فکنی و تحت الشعاع قرار دادن سرکوب‏های داخلی،  نشان دادن قدرت خود در منطقه و اقدامی در مقابله با ایران و حزب‏الله «سعد حریری» نخست وزیر عامل عربستان در لبنان را به ریاض احضار کرده و وی را مجبور می‏کند با قرائت بیانیه‏ ای که در ریاض و مقابل تلویزیون دولتی عربستان انجام می‏شود استفعا دهد تا به افکار عمومی جهان القا کند به اعتراف حریری، لبنان از طریق حزب‏ الله تحت نفوذ ایران است و به این ترتیب مقدمات اقدام توطئه جدیدی علیه حزب‏الله و لبنان را فراهم سازد.

بن سلمان برای قدرت نمایی حملات گسترده‏ای را نیز علیه حوثی‏ ها در یمن انجام می‏دهد و با بستن مرزهای این کشور، یمن را در آستانه یک فاجعه انسانی قرار می‏دهد.

ولیعهد عربستان همچنین ایران را متهم می‏کند در شلیک موشک از یمن به ریاض نقش داشته، به حزب‏الله کمک تسلیحاتی می‏کند و در امور داخلی عراق دخالت دارد و نهایتا ایران را تهدید به پاسخ نظامی می‏کند و منطقه را در تنش کامل و آستانه یک درگیری تمام عیار قرار می‏دهد.

محمد بن سلمان به خاطر جوانی، عجول بودن، جویایی نام و نشان و تحریکات و برنامه ریزی‏ های آمریکا و اسرائیل نمی‏داند آن زمان که عربستان در اوج قدرت بود، اختلافات داخلی نداشت، اعراب منطقه با یکدیگر متحد بودند، یارای مقابله با ایران را نداشت و ایران به رغم همه توطئه‏های آمریکا و اسرائیل روز به روز قدرت منطقه‏ای‏اش افزونتر می‏شد اما امروز که رژیم عربستان با فقدان مشروعیت داخلی و منطقه‏ ای و مخالفت بین ‏المللی مواجه است و حکام آن تجربه و تدبیر پیشنیان را نیز ندارند قطعا با رویکرد  شبه داعشی که انتخاب کرده‏ اند ره به جایی نخواهند برد.

اما در داخل ایران مقام‏های مسئول با درک صحیح از شرایط منطقه و توطئه‏ های جدید مثلث شوم باید مراقب تحولات پیش رو و بحران آفرینی‏های جدید باشند و با پرهیز از بزرگ‏ نمایی اختلافات سیاسی و حاشیه‏ای داخلی به فکر وحدت و همدلی و راهکار مناسب برای مقابله با توطئه‏ گران باشند و سیاست معقولی را اتخاذ کنند که به هیچکس بهانه آغاز جنگی جدید در منطقه را ندهد .

پاسخ دادن