تشییع ریال| امیررضا عبدلی |تلگرام

با بلایی که در چهل پنجاه سال گذشته به دست بانکهای مرکزی و به دستور دولتها بر سر ریال آمد، قدرت خرید آن کم و کمتر شد تا بالاخره به صفر رسید.

تهران – اقتصاد برتر – ۱۴ مرداد ۹۸

با بلایی که در چهل پنجاه سال گذشته به دست بانکهای مرکزی و به دستور دولتها بر سر ریال آمد، قدرت خرید آن کم و کمتر شد تا بالاخره به صفر رسید. اکنون سالهاست که دیگر با یک ریال هیچ چیزی را نمیتوان خرید.

این کاری است که دولتها با پول میکنند. آنها حق انتشار پول را نیز مانند حق اِعمال خشونت مشروع در انحصار مسلّم خود می دانند، با این تفاوت که در مورد میزان لازم خشونت مشروع ممکن است گاهی مجبور به ادای توضیح شوند امّا در مورد انتشار پول هیچگاه مسئولیت پاسخگویی نداشته اند. بلا به تشبیه همانطور که قرآن میگوید یسئلونک عن الرّوح قل الرّوح من امر ربّی (از تو دربارۀ روح میپرسند، بگو روح امری است مربوط به پروردگار)، در تمدّن صدسال اخیر هم اگر سوالی راجع به پول بپرسید جواب این است: پول امری است مربوط به بانک مرکزی، به شماها ربطی ندارد.

حتّی یک اقتصاد در جهان معاصر یافت نمیشود که دچار کاهش مداوم قدرت خرید واحد پول نبوده نباشد. تفاوت فقط در این است که روند کاهش ارزش پول میتواند تندتر یا کندتر باشد. در جاهایی مثل کشور ما این روند شتاب رسواتری داشته است به طوری که تقریباً پنجاه سال پس از روشن شدن موتور تورّم، به جایی رسیده ایم که بانک مرکزی طی لایحه ای رسماً می پذیرد که در مأموریت حفظ ارزش پول ملّی کاملاً شکست خورده است: یک ریال دیگر پول نیست و قدرت خرید ندارد. و البته این لایحه ای بسیار دیرهنگام است، چراکه می دانیم عملاً از آغاز دهۀ ۱۳۷۰ ریال دیگر پول نبود. کسانی که خاطره ای از خریدن چیزی با یک ریال دارند، میانسالانی هستند با حداقل سنّ چهل پنجاه سال.

این واقعیت است. ریال به انهدام کامل رسید. و دقیقاً به دست همان کسانی که مسئولیت قانونی نگهبانی از ارزش آن را داشتند (لطفاً نخستین بندهای اساسنامه و قانون تشکیل بانک مرکزی را ببینید). در واقع به نظر میرسد اگر به یک گربۀ گرسنه برای نگهبانی از یک تکّه گوشت اعتماد کرده بودیم عاقلانه تر بود تا آن که مسئولیت حفاظت از ارزش پول را به یک بانک مرکزی مطلقاً غیرپاسخگو واگذار کنیم. و در واقع این نتیجۀ زیستن در جهانی است تحت تسلّط اقتصادسنجی. این نتیجۀ دانشگاههایی است که اقتصاددانان را طوری تربیت میکنند که نسبت به تناقضات منطقی و حقوقی هیچ حساسیتی نداشته باشند و تعرّض دائمی بانکهای مرکزی به حقوق و اموال مردم از طریق کاهش قدرت خرید پول را روندی عرفی، عادّی، مباح، بی خطر و گاه حتّی ضروری جلوه دهند. بگذریم..

هرچه که هست، مدتهاست که دیگر ریال پول نیست؛ امروز شاید به زحمت بتوان هزار ریال را پول دانست. مردم سالیان سال است که از تومان استفاده میکنند و چشمشان را عادت داده اند تا یکی از صفرهای جلوی هر قیمت رسمی را نبیند. اینکه سهل است، عملاً در محاورات روزمرّه «یه تومن» به معنای یک میلیون تومان است!
مرگ واحد پولِ عملاً منسوخ را بالاخره یک روز باید رسماً تأیید کرد. باید زیر بار رفت که ریال به دست منتشر کنندگانش آنقدر ضعیف شد تا از پول بودن ساقط شود. ریال عمرش را به شما داد و به دیار همۀ چیزهای دیگری پیوست که روزی داشتیم و امروز نداریم.

حذف صفر یا اعلام یک واحد پولی جدید هیچ اثر حقیقی قابل توجّهی بر زندگی های ما ندارد. چون اصولاً هیچ چیز نیست غیر از همین صدور گواهی فوت رسمی برای واحد پول قبلی که سالها از مرگش میگذشت ولی بنا به پاره ای مصالح جنازه اش هنوز از دستگاه رسمیت بخش اسناد دولتی باز نشده بود.
امور تحمیلی سیاست و حاکمیت همه همین گونه اند. نه تولّدشان بی حضور قابلۀ قدرت ممکن است و نه حتّی می توانند مثل آدمیزاد با فرا رسیدن مرگشان بمیرند.

و در پایان برای آنها که به پیشبینی علاقه مندند یک خبر بد دارم:
اگر بنا باشد پس از این هم پول ایران با همین روال بی رویۀ فعلی در ید اختیارات بلامسئولیت و انحصاری کسانی باشد که هنری غیر از افزایش حجم سالانه بیست تا سی درصدی آن نداشته و ندارند، در بهترین حالت کمتر از بیست سال طول میکشد تا همین تومان قدرتمند در شُرُف تولّد نیز دیگر قادر به خرید هیچ چیز نباشد و با همین مراسم بی شکوهی که میبینید تا قبرستان دینار و صنّار و شاهی و عباسی و … و ریال تشییع شود.

اگر بتوان برای زایش ققنوس تومان از خاکستر ریال فایده ای تصوّر کرد، فقط همین است که شاید از این هشتاد میلیون نفر کاربران آن دستکم هشتاد نفر از خود چنین سوالاتی بپرسند: پول چیست؟ چگونه باید تولید شود؟ چرا باید در انحصار بانک مرکزی باشد؟ چرا نباید بانک مرکزی به هیچ مرجعی در قبال عملکرد خود پاسخگویی جدّی داشته باشد؟
و سوالات مبارک و مفید دیگری از این دست که میتوانند قبل از زیر سؤال بردن مکانیسم های حاکمیتی، ابتدا علم اقتصاد تاکنون بی پاسخ به این سوالات را به استیضاح بکشند.

‍✍️امیررضا عبدلی

*مطالب مطروحه در نوشته فوق مربوط به نویسنده آن در شبکه های اجتماعی می باشد، رسانه اقتصاد برتر تنها آن را بازنشر داده است و هیچکدام از تحلیل های آن را تایید یا رد نمی کند*

1 پیام

پاسخ دادن