تعریف آربیتراژ به زبان ساده

تعریف آربیتراژ به زبان ساده
اقتصادبرتر

خریدوفروش هم‌زمان یک دارایی برای کسب سود از تفاوت قیمت ها آربیتراژ گفته می‌شود.

تهران – اقتصادبرتر – ۲۵ تیر ۹۸

به گزارش #اقتصادبرتر ،آربیتراژ (و بازار یا قیمت بدون آربیتراژ) کلیدی ترین مفهوم برای متخصصین فاینانس است.

به عبارتی سود آربیتراژی زمانی ایجاد می‌شود که یک کالای مشابه در دو بازار مختلف یا در مواردی خاص در دو قالب متفاوت عرضه می‌شود اما قیمت های یکسانی ندارد. وجود آربیتراژ نتیجه ناکارآمد بودن بازار است و مکانیزمی ایجاد می‌کند که موجب می‌شود قیمت ها به طرز قابل‌توجهی از ارزش منصفانه و واقعی‌شان در درازمدت منحرف نشوند.

فرض کنید قیمت خودرو صفرکیلومتر در کارخانه ۲۰ میلیون تومان و در نمایشگاه ۲۱ میلیون تومان است. شما می‌توانید با خرید فوری خودرو از کارخانه و فروش آن به خریدار نهایی ۱ میلیون تومان سود کنید. به این سود، سود آربیتراژی گفته می‌شود.

یا ممکن است قیمت هر کیلو گردو ۱۵۰۰۰ تومان و هر کیلو مغز گردو ۵۰۰۰۰ تومان باشد. شما حساب می‌کنید هر دو کیلو گردو، یک کیلو مغز گردو می‌دهد و هزینه کارگری برای شکستن دو کیلو گردوها و تبدیل آن به مغز گردو ۱۰۰۰۰ تومان است. در این صورت شما با خرید دو کیلو گردو و پرداخت ۱۰۰۰۰ تومان هزینه کارگر، صاحب یک کیلو مغز گردو می‌شوید که می‌توانید با فروش آن به مصرف کننده ۱۰۰۰۰ تومان سود کنید. این سود نیز سود آربیتراژی است.

شرکت های بین‌المللی که سهامشان در بورس کشورهای مختلف عرضه شده است نیز می‌توانند سود آربیتراژ داشته باشند. به این صورت که ممکن است سهام شرکتی در بورس ژاپن به قیمتی معامله شود که با قیمت آن در بورس آمریکا متفاوت باشد. سرمایه گذارانی که از این اختلاف قیمت مطلع باشند می‌توانند از این فرصت برای کسب سود استفاده کنند.

البته با توجه به پیشرفت تکنولوژی، کسب سود از قیمت گذاری اشتباه در بازار بسیار مشکل شده است. بیشتر معامله گران از سیستم‌های کامپیوتری استفاده می‌کنند تا نوسانات ابزارهای مالی مشابه را رصد کنند. در مورد هر قیمت گذاری اشتباه و ناکارآمدی معمولاً به سرعت اقدامات لازم انجام می‌گیرد و فرصت کسب سود از آن، اغلب در عرض چند ثانیه حذف می‌شود.

آربیتراژ نیرویی لازم برای بازارهای مالی است.

معادل‌ انگلیسی آربیتراژ عبارت است از:Arbitrage

Image result for ‫آربیتراژ‬‎

آربیتراژ، یک ناهار مجانی!

آربیتراژ (و بازار یا قیمت بدون آربیتراژ) کلیدی ترین مفهوم برای متخصصین فاینانس است و همان نقشی را بازی می کند که “تعادل” برای اقتصاددان ها دارد. البته فهم من این است که فقدان آربیتراژ و تعادل در واقع دو روی یک سکه هستند و هر دو به مفاهیم مشترکی اشاره می کنند.

مفهوم آربیتراژ را می توان حداقل با دو رویکرد متفاوت (و البته معادل) توضیح داد.

اولین توضیح می تواند این باشد که دقت کنیم که دارایی ها در بازار قابل بازتولید شدن توسط دارایی های دیگر هستند. یعنی می توان خروجی یک دارایی را عینا توسط ترکیبی از دارایی های دیگر به دست آورد. حال اگر قیمت دو دارایی با هم متفاوت باشد آربیتراژ رخ می دهد. تعریف دوم که تعریف ریاضی و دقیق است می گوید آربیتراژ زمانی رخ می دهد که قیمت سبدی از دارایی ها در همه حالت ها صفر یا منفی و بازده آن در همه حالت ها بزرگ تر یا مساوی صفر و در برخی حالت ها اکیدا بزرگ تر از صفر باشد. یعنی ما بدون این که هزینه ای متحمل شویم سود انتظاری مثبت به دست می آوریم. دقت کنید که این مفهوم به عبارت “ناهار مجانی” اقتصاددان ها بسیار شبیه است.

مثال ۱) فرض کنید نرخ تبدیل دلار به ریال ۱۰۰۰ تومان، یورو به ریال ۱۳۰۰ تومان و یورو به دلار ۱.۴ باشد. اگر یک واحد یورو را به دلار تبدیل کرده و با آن ریال بخریم و دوباره ریال را به یورو تبدیل کنیم ۱۰۰ تومان سود می کنیم. یعنی دو سبد متفاوت از دلار و ریال و یورو با ارزش یورویی یکسان قیمت ریالی یکسان ندارند.

مثال ۲) فرض کنید قیمت فروش امروز نفت ۶۰ دلار و قیمت فروش آن برای تحویل در سال آینده ۸۰ دلار باشد. همچنین فرض کنید نرخ بهره ۲۰% و هزینه انبار و “بیمه” (به این دقت کنید) نفت توسط فروشنده ۵ دلار به ازای هر بشکه باشد. من اگر امروز ۶۰ دلار وام بگیرم و با آن همین الان نفت بخرم و بخواهم که نفت را سال آینده تحویل بگیرم قیمت نفت برای من برای تحویل در سال آینده ۶۰ (قیمت نفت) + ۱۲(نرخ بهره) +۵ (هزینه نگهداری و بیمه) = ۷۷ در می آید. لذا من می توانم دارایی که نفت را در سال آینده ۸۰ دلار می فروشد را با ۷۷ دلار تولید کنم. من هیچ پولی از جیبم ندادم (وام گرفتم) و سال آینده ۳ دلار سود قطعی می کنم.

نکته بسیار کلیدی در مفهوم آربیتراژ این است که سبد دارای آربیتراژ باید در “همه حالت ها” بازده غیرمنفی داشته باشد و گرنه اصطلاح آربیتراژ به آن اطلاق نمی شود. لذا مثلا خرید یک کالا از یک کشور و صادرات آن به کشور دیگر با قیمت متفاوت آربیتراژ نیست چرا که تجارت با ریسک های متعددی از جمله کاهش قیمت محصول یا ظهور محصول رقیب و … مواجه است.

به همین خاطر بود که گفتم به عبارت “بیمه” در مثال نفت دقت کنید. اگر من نفت بخرم و ریسک آتش سوزی نفت انبارشده وجود داشته باشد دیگر آربیتراژ نداریم و لذا برای بررسی وجود یا عدم وجود آربیتراژ باید “هزینه بیمه” را هم به آن اضافه کنم. به عنوان مثالی دیگر به بازده سهام دقت کنید. بازده متوسط سهام به وضوح بالاتر از اوراق مشارکت است ولی این آربیتراژ نیست چرا که حالت هایی هم وجود دارد که سهام از اوراق مشارکت کم تر سود می دهد. اگر وضعیت طوری بود که سهام “در هر صورت” از اوراق مشارکت بیشتر سود می داد با آربیتراژ مواجه بودیم. خرید خانه هم باز مثالی برای آربیتراژ نیست چرا که در سال های رکود قیمت ظاهری خانه ثابت می ماند و لذا با در نظر گرفتن هزینه فرصت پول بازده سرمایه گذاری منفی می شود.

Image result for ‫آربیتراژ‬‎

در عمل تقریبا هیچ سبدی را نمی توان یافت که دارای ریسک صفر باشد چرا که حتی مثلا وقتی یک سوداگر متوجه می شود که مثلا قیمت نسبی ین و پوند در ژاپن و دوبی یکسان نیست و لذا با انتخاب سبد مناسب می توان از این وضعیت بهره برد باز یک فاصله زمانی بسیار اندک بین انجام خرید و فروش وجود دارد که همین فاصله زمانی ریسکی ولو بسیار اندک را به موضوع تحمیل می کند (ممکن است تا بخواهیم ین را از جای ارزان تر بخریم و خرید را ثبت کنیم قیمت ین در جای دیگر جا به جا شود و ما ضرر کنیم) ولی معمولا از این ریسک های بسیار اندک صرفه نظر می کنیم.

بخش مهمی از ادبیات قیمت گذاری دارایی ها و مشتقات مالی در فاینانس بر مبنای اصل یک قیمت (یا فقدان آربیتراژ) شکل می گیرد و در آن قیمت تعادلی یک دارایی به شکلی محاسبه می شود که امکان آربیتراژ وجود نداشته باشد. چون بازارهای مالی معمولا هزینه مبادله اندک و نقدشوندگی بالا دارند هر گونه فرصت احتمالی آربیتراژ به سرعت خنثی شده (و البته کسانی هم از این فرصت موقت بهره برده اند) و لذا فرض فقدان آربیتراژ فرض قابل قبولی است.

دقت کنید که در عمل بسیاری از فرصت های آربیتراژ به دلیل تفاوت بین قیمت خرید و فروش یک دارایی (هزینه واسطه گری) از بین می رود. ضمن این که خیلی وقت ها آربیتراژ آن قدر کوچک است (مثلا ۱۰ یورو روی یک میلیون یورو معامله) که شکار آن اصلا صرف نمی کند.

طی دهه ۱۹۸۰ تامین مالی از طریق اوراق قرضه بنجل با ادغام و تملیک‌هایی که در بازار رخ می‌داد رونق گرفت. آربیتراژگران این دوره سفته‌بازانی بودند که از طریق پیش‌بینی ادغام یا تملیک شرکت‌ها اقدام به ایجاد موقعیت‌های اهرمی در سهام آن‌ها می‌کردند. این سفته‌بازان همچنین درگیر پرداخت رشوه و حق حساب می‌شدند. ایوان بوسکی یک آربیتراژگر معروف در این دوره بود که در نهایت به دلیل استفاده از اطلاعات محرمانه مجرم شناخته شد.

Image result for ‫آربیتراژ‬‎

امروز برچسب آربیتراژ اغلب برای استراتژی‌های معاملاتی به‌کار می‌رود که توسط صندوق‌های پوشش ریسک مورد استفاده قرار می‌گیرند. این استراتژی‌ها عبارتند از:

آربیتراژ آماری

آربیتراژ ادغام

آربیتراژ اوراق با درآمد ثابت

آربیتراژ تبدیل( مربوط به اوراق قابل تبدیل)

برای این‌که بین دو نوع تعریف آربیتراژ تفاوت قائل شویم می‌توان این دو نوع را آربیتراژ واقعی و آربیتراژ سفته‌بازی نامید. این دو نوع آربیتراژ با هم متفاوت هستند، اما با توجه به معنای هرکدام، می‌توان آن‌ها را در دو انتهای یک طیف قرار داد. در عمل، آربیتراژ واقعی نادر است. همیشه مقداری ریسک وجود دارد (شاید به‌دلیل نقدینگی، زمان تسویه معاملات، یا شاید به‌دلیل اکسپوژرهای اعتباری که وجود دارد). اگر انجام آربیتراژ واقعی، پیچیده و دشوار شود این ریسک‌های ظریف چند برابر می‌شوند. از این رو تمایز آن از آربیتراژ سفته‌بازی دشوار است.

اصطلاح آربیتراژ حقیقی در مهندسی مالی اهمیت زیادی دارد. در مباحث نظری، بازاری که در تعادل قرار دارد هیچ‌گونه فرصت آربیتراژی در آن وجود ندارد. بخش عظیمی از تئوری ارزش‌گذاری‌ دارایی بر این فرض استوار است که قیمت‌ها باید به ‌نحوی تعیین شوند که امکان آربیتراژ حقیقی بین آن‌ها وجود نداشته باشد. این موضوع را قیمت‌گذاری بدون آربیتراژمی‌نامند.

در عمل، مردم در خصوص آربیتراژ حقیقی یا سفته‌بازی زیاد نمی‌نویسند. آن‌ها تنها لغت آربیتراژ را به کار می‌برند، و لذا خواننده باید شخصا متوجه منظور نویسنده در مورد نوع آربیتراژ شود. در مهندس مالی یا مدیریت مالی، منظور از آربیتراژ، آربیتراژ حقیقی است. در چهارچوب مدیریت پرتفوی یا تجارت، معمولا منظور آربیتراژ سفته‌بازی است. در مدیریت ریسک از هر دو معنی استفاده می‌شود.

پاسخ دادن