خانۀ ویران پدری| امیررضا عبدلی |تلگرام

خانۀ ویران پدری| امیررضا عبدلی |تلگرام

اقتصاد کلاسیک ناگزیر بود نظریۀ ارزش و نظریۀ تشکیل قیمت خود را بر اساس ارزش مبادله‌ای (exchange value) بنا کرده و تحلیل خود را از کنش معامله‌گر آغاز کند.

تهران – اقتصاد برتر – ۸ آبان ۹۸

«… اقتصاد کلاسیک ناگزیر بود نظریۀ ارزش و نظریۀ تشکیل قیمت خود را بر اساس ارزش مبادله‌ای (exchange value) بنا کرده و تحلیل خود را از کنش معامله‌گر آغاز کند زیرا نمی‌توانست سیستم خود را بر مبنای ارزش‌‌گذاری‌های مارژینال مصرف‌کنندگان قرار دهد. رفتار خاص معامله‌گر معطوف به کسب بیشترین سود پولی ممکن است. از آن‌جا که اقتصاددانان کلاسیک ذات رفتار اقتصادی را در این پدیده می‌دیدند، ناگزیر بودند بین کنش «اقتصادی» و کنش «غیراقتصادی» تمایز قائل شوند. امّا به محض این‌که نظریۀ ذهنی ارزش به جای نظریۀ ارزش کلاسیک نشست، مشخص شد که این تمایز سراپا بی‌فایده و در واقع پوچ و بی‌معنی است … اشیاء مادّی مبادله می‌شوند، نه تنها با اشیاء مادّی دیگر بلکه با کالاهای «غیرمادّی» دیگر مانند افتخار، نیکنامی و منزلت. اگر کسی بخواهد این گونه کنش‌ها را از قلمرو «اقتصادی» بیرون بگذارد، با معضل جدیدی مواجه خواهد شد زیرا در بسیاری از کنش‌ها، کالاهای مبادله شده صرفاً به عنوان ابزار مقدّماتیِ دستیابی به این‌گونه رضایت‌های «غیرمادّی»، به یکی یا هردو طرف مبادله خدمت می‌کنند. در این‌جا هر تلاشی برای ترسیم یک خط تمایز دقیق بی‌حاصل است … کنش انسانی به نحوی انکار‌ناپذیر همگن به نظر می‌رسد و کنش مبادلۀ کالاهای مادّی با کالاهای غیرمادّی، از هیچ جنبۀ مهمّی با کنشی که فقط شامل مبادلۀ کالاهای مادّی باشد تفاوت ندارد».

آن چه خواندید فرازهایی بود از یکی از مقالات لودویگ فون میزس با عنوان زیر که در سال ۱۹۳۱ نگاشته شده است:
On the Development of the Subjective Theory of Value

میزس در این مقاله نیز مانند بسیاری از نوشته‌های ناخوانده و نادیدۀ دیگرش ادّعای ظاهراً عجیبی می‌کند و به خوبی از عهدۀ به کرسی نشاندن آن برون می‌آید:

«تمایز بین کنش اقتصادی و غیراقتصادی بی‌معناست»

کنش یعنی رفتار آگاهانه و قصدمند انسان، و طبق این تعریف هر کنشی ضرورتاً اقتصادی است. یعنی منطق حاکم بر آن عبارت است از عوض کردن رضایتمندی کمتر با رضایتمندی بیشتر، و یافتن مناسب‌ترین ابزار برای رسیدن به هدف. به این ترتیب حتّی معنوی‌ترین فعّالیت‌های انسان (ایثارگری، خدمت به خلق، مشارکت در انواع کنش‌های اجتماعی و …) نیز دقیقاً و بی‌کم‌وکاست «اقتصادی» هستند. حتّی کسی که به استقبال مرگ می‌رود امّا زندگی توأم با خفّت و حقارت و بی‌اخلاقی را تحمّل نمی‌کند نیز دقیقاً در حال فعّالیتی عقلانی و اقتصادی است که ذات آن ترجیح دادن وضعی نسبتاً مطلوب‌تر به وضعی نسبتاً نامطلوب‌تر است.

دکتر مسعود نیلی هفتۀ گذشته بار دیگر این توصیۀ همیشگی خود را تکرار کردند: «اقتصاددان کسی است که مسائل را با ارجاع به ابزارهای مفهومی علم اقتصاد تحلیل کند». و مقصودشان این بود که بحث‌های سیاسی را برای سیاسیون بگذارید و در مقام اقتصاددان چاره‌ای اقتصادی و علمی برای وضع موجود بیابید. این دیدگاه موجّهی به نظر می‌رسد و بین تحصیل‌کردگان دانشگاهی اقتصاد هواداران فراوانی دارد. این‌گونه متخصّصان غالباً مراقبند تا به موازین دانش غیرسیاسی‌شان وفادار بمانند و شأن علمی خود را با اظهار نظرهای سیاسی فرونکاهند. ضمن اینکه حاشیۀ امنیت و احتمال انتصاب آتی‌شان به پست‌های دولتی را نیز به خطر نیفکنند. امّا دست‌کم علاقه‌مندان به مکتب اتریشی علم اقتصاد باید آگاه باشند که میزس ۹۰ سال قبل این دیدگاه را به چالش کشیده است.

اقتصاددان بر سر دوراهی نظریۀ ارزش ناگزیر از انتخاب است. اگر ارزشْ عینی و قابل محاسبه است، باید مارکس و کینز را تصدیق کرد و راه آن‌ها در توصیۀ سرکوب کامل یا جزئی بازار را ادامه داد. امّا اگر ارزش معیار عینی ندارد و به ذهنیت و رجحان متفاوت و متغیّر تک‌تک انسان‌ها وابسته است، باید تمایز بین «اقتصادی» و «غیراقتصادی» را کنار گذاشت و عرصۀ علم اقتصاد را بسیار فراخ‌تر و مسئولیت دیده‌بانی اقتصاددان را بسیار سنگین‌تر دانست. باید laissez faire (یا به فارسی واضح و عامیانه: «فضولی نکن») را به هر جایی که دولت مبادلۀ آزادانه‌ای را محدود می‌کند تسرّی داد.

و از جمله آن‌جا که یک فیلم عرضه شده به بازار توقیف می‌شود. این به هیچ وجه امری نیست که به اقتصاددان مربوط نباشد. علاوه بر اینکه طبق منطق اقتصادی توقیف فیلم در حالت کلّی محکوم است، این فیلم خاصّ به جرم به تصویر کشیدن رازی توقیف می‌شود که اولیای امور از پرده برون افتادن آن را مصلحت ندانسته‌اند. بنابراین در این مورد خاص می‌توان اقتصاددانان معتقد به شفافیت ولی ساکت در برابر این‌گونه خفقان‌های سازمان‌یافتۀ فرهنگی را به تأملی دوباره در باب علم خنثی و بلاتکلیفشان دعوت کرد.

✍️ امیررضا عبدلی


*مطالب مطروحه در نوشته فوق مربوط به نویسنده آن در شبکه های اجتماعی می باشد، رسانه اقتصاد برتر تنها آن را بازنشر داده است و هیچکدام از تحلیل های آن را تایید یا رد نمی کند*

پاسخ دادن