خبر این است؛ خبری نیست، نه سیل نه فردوسی‌پور

اقتصادبرتر

پریدن سار، سرزدن شکوفه، عاشق‌شدن لیلى، قهرمان‌شدن سهراب، پسر رستم، خبر نیست؛ خبر این است، خبرى نیست. چرا؟ چون همیشه و همواره زیر آوار خبرهاى تلخ و زهر تکرارى هستیم.

تهران – اقتصادبرتر – ۲۲ فروردین ۹۸

خبر این است؛ خبری نیست، نه سیل نه فردوسی‌پور

✍️فریدون صدیقی

پریدن سار، سرزدن شکوفه، عاشق‌شدن لیلى، قهرمان‌شدن سهراب، پسر رستم، خبر نیست؛ خبر این است، خبرى نیست. چرا؟ چون همیشه و همواره زیر آوار خبرهاى تلخ و زهر تکرارى هستیم. پس شگفتى و بزرگى هیچ رویدادى ما را غافلگیر نمى‌کند، شادمانى که دریغ است.
آیا حذف محبوب‌ترین، موجه‌ترین و مجرب‌ترین چهره رسانه‌اى ورزش رویدادى عجیب و غیرمنتظره است؟ پاسخ ساده این است؛ وقتى ناهنجارى، هنجار مناسبات ما در همه عرصه‌ها مى‌شود، پس مهم نیست، خبر نیست. وقتى سیل از سر ندانم‌کارى‌ها از سر مى‌گذرد و پهنه‌اى از میهن را دفن مى‌کند، جاى تعجب کجاست؟
مگر بیهوده‌مردن و غیرمنتظره‌مردن عادت این سال‌هاى ما نیست؟ وقتى هرسال دست‌کم ١۵ هزار مسافر جان را تسلیم جاده‌ها مى‌کنند و قریب به صد هزار مسافر تخت بیمارستان را در آغوش مى‌گیرند، آیا جاى تعجب دارد، آیا خبر تازه‌اى است؟ نه، باور کنید نه، چون هرسال همین است. ما سفر مى‌رویم که بمیریم، خانه مى‌سازیم تا روى سرمان خراب شود، اتوبوس مونتاژ مى‌کنیم تا خودکشی کند و ما را ته دره جا بگذارد. ما درس مى‌خوانیم تا مدرک بگیریم و آمار فارغ‌التحصیلان بی‌کار را افزایش دهیم. این عادت سال‌هاى‌سال ماست. ما ازدواج می‌کنیم تا طلاق بگیریم، پل مى‌سازیم تا سیل آن را ببرد.
چرا و تا به کى چنین؟ تا وقتى زنده‌بودن جایش را به زندگى بدهد؛ یعنى هنوز نمى‌دانیم از تقلید زندگى باید به مرحله زندگى آینده‌ساز و آینده‌نگر برسیم. راست این است که ما همچنان در گذشته مانده‌ایم، پس در حال بازتولید خبرهاى تکرارى هستیم؛ سیل، زلزله، ریزش کوه، خودکشی، خودزنى، طلاق، اعتیاد و تبدیل ارزش‌ها به ضدارزش.
سؤال این است؛ این سؤال را روزنامه‌نگاران از خود مى‌پرسند؛ آیا ما چون احتمالا روزنامه‌نگاران مسئولى هستیم، پس در کمال خودباورى مى‌توانیم درباره چیزهایى که مردم دوست ‌دارند، اظهارنظر کنیم؟ پاسخ فردوسى‌پور به این سؤال البته سکوت است. پاسخ برخى اما این است؛ لزومى ندارد؛ همچنان‌که به عادت دیرین در ٢٠ روز تعطیلات نوروزى، روزنامه‌ها خاموشى گرفته بودند.
نکته؛ آیا تا زمانى که قبول نمى‌کنیم که وحدت و یگانگى پایه‌هاى رهایى و کامیابى و فردیت سرچشمه رنج‌هاست، هیچ خبرى در راه نیست؟ و آیا به همین دلیل تلویزیون بینندگان محترم را به شبکه‌هاى برون‌مرزى حواله مى‌دهد؟ البته و آرى، تا وقتى که در حال آرزوکردن هستیم، هیچ خبرى در راه نیست، حتى اگر معلمى شاگردش را از سیل گرفته باشد و خود رفته باشد.

“(خوشی روزهای نوروزی با سیل خنثی شده بود، اما دلخوشی‌های‌مان هم در امان نبودند. انگار زمانی که همه در خوزستان مشغول ساخت سیل بند هستند از صدا و سیما غافل شده‌ایم سیلی که به استودیو ۱۱ آمد و دلخوشی ۲۰ ساله ما را با خودش برد تا دیگر دوشنبه شب‌ها از برنامه نود و عادل فردوسی پور خبری نباشد و خودمان را با شستن مداوم سر و صورت به زور بیدار نگاه نداریم و بخوابیم. دیگر از اثبات آفساید با قوانین فیثاغورث و سینوس، کسینیوس، از پیدا کردن پنالتی‌های گم شده، جنگ لفظی میان دو مهمان تلفنی و آن خنده‌های بانمک و زیرکانه، عادل فوتبال ایران برای رو کردن دست‌های پشت پرده و برملاء کردن فسادهای فوتبالی خبری نیست. تا صدا و سیمای ما ویرانگر‌تر از سیل نوروزی تمام دلخوشی و خاطراتمان را از بین ببرد و در ابتدای سال ۹۸ بلایای طبیعی و غیر طبیعی به جانمان بیفتد. چقدر جای دوربین برنامه نود در مناطق سیل زده و تهیه گزارش از زمین‌های فوتبال به زیر آب رفته خالی است! نویسنده:محمد خندان دزفولی)”

1 پیام

پاسخ دادن