داستان معامله قرن چیست؟

اقتصادبرتر

بیش از ۷ دهه است فلسطین به عنوان سرزمین مادری ساکنانش، توسط گروهی خارجی اشغال شد. هدف از این اشغال پرداخت غرامت به یهودیان ساکن اروپا در پی حادثه پیش آمده در جنگ جهانی دوم توسط ارتش نازی آلمان بود.

تهران – اقتصادبرتر – ۳۱ فروردین ۹۸

به گزارش #اقتصادبرتر ، به واقع محل حادثه، عامل حادثه و حتی حادثه دیدگان در اروپا ساکن بودند اما تصمیم برآن شد تا سرزمین مادری عده ای دیگر در یک قاره دیگر به عنوان بخشی از غرامت جنگ و حادثه پرداخت شد. اقدامی که حالا ترامپ با امضای رسمیت شناختن بخشهای اشغالی جولان و قدس شریف عملا آن را تکرار کرد. با اعلام رسمیت شناختن جولان اشغالی توسط ترامپ واژه «معامله قرن» بیش از گذشته در رسانه ها مطرح شد. سوال اینجاست این موضوع چیست و چرا واشنگتن و شخص ترامپ به دنبال اجرا کردن این پرونده است.

بیش از ۷ دهه است فلسطین به عنوان سرزمین مادری ساکنانش، توسط گروهی خارجی اشغال شد. هدف از این اشغال پرداخت غرامت به یهودیان ساکن اروپا در پی حادثه پیش آمده در جنگ جهانی دوم توسط ارتش نازی آلمان بود. به واقع محل حادثه، عامل حادثه و حتی حادثه دیدگان در اروپا ساکن بودند اما تصمیم برآن شد تا سرزمین مادری عده ای دیگر در یک قاره دیگر به عنوان بخشی از غرامت جنگ و حادثه پرداخت شد. اقدامی که حالا ترامپ با امضای رسمیت شناختن بخشهای اشغالی جولان و قدس شریف عملا آن را تکرار کرد. با اعلام رسمیت شناختن جولان اشغالی توسط ترامپ واژه «معامله قرن» بیش از گذشته در رسانه ها مطرح شد. سوال اینجاست این موضوع چیست و چرا واشنگتن و شخص ترامپ به دنبال اجرا کردن این پرونده است.

یک: هرساله آمریکا در کنار دیگر اعضای اتحادیه اروپا کمک های فراوان مالی برای حفظ و نگه داشتن امنیت فیزیکی رژیم صهیونیستی میکند. حتی در توافقات نا نوشته، تل آویو بدون پرداخت هزینه دانش اکتشافی به راحتی اطلاعات علمی مورد نیاز خود را برای صنایع مهم و راهبردی از واشنگتن می گیرد و این مسئله موجب خسارت های فراوان مادی و معنوی به اقتصاد و زیرساخت های این کشور شده است. به طوری که تل اویو در یک جاسوسی تسلیحاتی از ارتش آمریکا مجبور شد به خاطر فشارهای یش آمده دفتر سرقت اطلاعات علمی خود را تعطیل کند و از واشنگتن معذرت خواهی نماید. همگی میدانیم شعار ترامپ برای بهبود اقتصاد آمریکا چیست. و از طرفی لابی و نفوذ صهیونیست ها را در محافل سیاسی به ویژه کنگره آمریکا چه نفوذی دارند. همگی دست به دست هم می دهد تا رئیس جمهوری آمریکا هر چه سریعتر پرونده رژیم صهیونیستی را حل کند و به آرامشی در تصمیم گیری برسد.

هدف اصلی این طرح در سه گام خلاصه شده است « تثبیت اراضی اشغالی و پیوستن مناطقی از جولان، رود اردن، جنوب لبنان، شرق جزیره سینا به اسرائیل، اخراج فلسطینی ها به طور کامل از مناطق کرانه باختری و نوار غزه و ساماندهی شان در اردن و شبه جزیره سینا در مصر و در نهایت پایان منازعه اعراب و اسرائیل». در حال حاضر با سفر نتانیاهو به کشورهای خلیج فارس از جمله عمان، اعزام هیئت های سیاسی و فرهنگی به امارات و بحرین، اعزام مستشارهای نظامی به عربستان بخش سوم تا حدودی انجام شد و طرفین منتظر فرصت سیاسی مناسبی هستند تا با اعلام رسمی پایان مناقشه را خبر دهند. در حالی که دیگر اسمی از ملت و سرزمین فلسطین وجود ندارد و شهروندی به نام شهروند فلسطینی قرار نیست زندگی کند. بخش دوم اما با مشکلاتی مواجه شده است. از یک سو اردن حاضر نیست این میزان مهاجر را بپذیرد و عملا دچار بحران می شود و از سوی دیگر مقاومت اسلامی در غزه با آنکه در دو سال اخیر در تحریم و محاصره کامل قرار دارند، توانسته توان دفاعی و بازدارندگی خود را افزایش دهد و به این راحتی حاضر نیست غزه را ترک نکند. کما اینکه در جنگ دو روزه نشان دادند قادرند بسیاری از منافع رژیم صهیونیستی را در نقاط مختلف هدف حمله راکتی و موشکی قرار دهند. اما بخش اول مشکل اصلی است. بر خلاف انتظار هیچ کشوری با ترامپ همراهی نکرد و مواضع دولت های اروپایی نیز بر عکس ترامپ در حمایت از شهروندان فلسطینی بود. دلیل آن هم اطلاع اروپایی ها نسبت به خطراتِ درگیری محور مقاومت با رژیم صهیونیستی و کشیده شدن آتش این نبرد به مناطق مختلف است.

دو: اما مردم فلسطین و بسیاری از مردم کشورهای عربی با تصمیم سیاستمدارانشان پیرامون جایگاه دولت فلسطین و سرزمین های اشغالی مخالف اند. تشکیل محور مقاومت در لبنان، سوریه، عراق، یمن و حتی فلسطین که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در ۱۹۷۹ هم زمان شد، موجب کند شدن و حتی عقب نشینی سیاست گذاری کشورهای عربی منطقه با پرونده معامله قرن شود. عمده مشکل ترامپ واکنش احتمالی ایران و اعضای محور مقاومت اعم از دولت ها و مردم پیرامون حوادث پس از این تصمیمات است. بارها مقامات اروپایی و حتی نظامی آمریکایی به ترامپ گفتنده اند که در صورت اصرار بر مذاکرات معامله قرن و رسمیت شناختن بخش های مختلف، خطر درگیری میان مقاومت و رژیم صهیونیستی افزایش می یابد و به طور حتم خطر آن دامن واشنگتن را می گیرد. اما مسئله این است که ترام برای نجات اقتصاد ملی مجبور است سهم کمک های بلاعوض واشنگتن به رژیم صهیونیستی را کاهش دهد و از سوی دیگر با خارج کردن نیروهای نظامی خود از منطقه عملا وظیفه حفاظت از تل آویو را بر دوش دیگر همپیمانان این رژیم بگذارد و ارتش های کشورهای عربی منطقه به عنوان سپر دفاعی این رژیم محسوب شوند. در حالی که بتواند در کنار این راهبرد، حمایت لابی های صهیونیستی و یهودی را در آمریکا کسب کرده و در برابر استیضاح یا مواردی از این دست مصونیت ایجاد کند. با این حال اعلام جولان به عنوان خاک اسرائیل نه تنها با مخالفت ها همراه بود بلکه احتمال واکنش ارتش عربی سوریه را به دنبال داشت. باید این را اذعان کرد که ارتش عربی سوریه پس از بحران داعش قدرت و انگیزه بالایی به دست آورده است. هرچند بخش مهمی از ارتش در این بین خسارت هایی را متحمل شده اما توانسته انگیزه و توان جدیدی به دست آورد که ده ها برابر ارتش را قوی کرده است. به طوری که ارتش حالا با گروه هایی چون حزب الله، حشدالشعبی، مستشاران ایرانی و ده ها گروه دیگر ارتباط دارد و در صورت لزوم می تواند از آنها برای یک نبرد سرنوشت ساز استفاده کند. به نظر می رسد بر اساس تحولات میدانی و سیاسی حولان آبستن تحولات آتی و سرنوشت ساز منطقه باشد و این میدان، میدان مشخص کردن چهره غرب آسیای جدید است.

*افسانه صدیقی

1 پیام

پاسخ دادن