در باب بیکاری و امنیت شغلی|محمود اولاد|تلگرام

کدام رشته‌ها اشتغال‌زا هستند؟

ساختار اقتصادی ایران و نظام آموزشی، از خلق انسانهای خلاق عاجز است!

تهران – اقتصاد برتر – ۱۶ مهر ۹۸

دیروز در مسیر برگشت از ارومیه، پلیس راه متوقفم کرد! پیاده شدم و به سمت پلیس جوان رفتم و پرسیدم خطائی انجام دادم یا موردی متوقفم کرده! لبخندی زد و گفت نه موردی. مدارکت را میدی! حالت مضطربی داشت و عجیب بود. من هم برگشتم که مدارک را بیارم. با من اومد و پرسید ببخشید شغلتان چیست؟ گفتم کارهای مطالعاتی انجام میدم و داشتم مدارک را میدادم که گفت نمیخواد! یه عرضی داشتم! گفتم بفرما! گفت من دو ماه از خدمتم مونده! بیکارم! میتونید برام کاری جور کنید؟! مونده بودم چی بگم! وسط جاده! ماشین منو متوقف کرده که از من بخواد براش کار جور کنم؟! فارغ از خلاف بودن این رفتار، از میزان درماندگی و استیصال این جوان که چنین فکری به ذهنش زده، متعجب مانده بودم! گفتم چه مدرکی داری؟ گفت مدرکم به هیچ دردی نمیخوره! کشاورزی خوندم! گفتم بچه کجائی؟ گفت مهم نیست! هرجای ایران ۵۰۰ هزار تومن بهم حقوق بدن که اموراتم بگذره حاضرم برم! شماره دوست قدیمی که هم رشته او بود و در تخصص خودش فعالیت داشت، بهش دادم و گفتم شاید بتونه کمکت کنه. من هم بهش زنگ میزنم.

اما چند نکته در این خصوص:
۱- ساختار اقتصادی ایران و نظام آموزشی، از خلق انسانهای خلاق عاجز است! تولید نیروی انسانی این ساختار، انسانهایی بسیار محافظه کار و ریسک گریز است که دنبال جائی هستند که استخدام شوند و به اصطلاح “امنیت شغلی” داشته باشند.
۲- در این ساختار، افرادی که قبلا از همین مکانیسم به استخدام دائم مراکز آموزشی در آمده اند، بی توجه به نیاز جامعه و تنها برای اینکه نشان دهند کاری انجام میدهند، هرساله افراد بیشتری را پذیرش میکنند تا دانش خود را که بیشتر آنها یک بار هم در عمرشان آن را کاربردی نکرده اند، به دیگران بیاموزند!
۳- در این ساختار، هر فردی هم که ریسک پذیری بیشتری داشته و دنبال “ایجاد” فعالیت برای خود و شاید دیگران باشد، چنان نقره داغ میشود که درس عبرتی برای خودش و ۷ نسل بعدیش باشد. البته دلیل این امر هم مشخص است! همه باید جیره خوار باشند!
۴- در نتیجه خروجی وابسته پرور ریسک گریز این سیستم، همه منتظر “حمایت” هستند! در مسیر، رادیو را گوش میکردم. با چند نفر در مورد شغلشان مصاحبه میکرد. همه حتی کسانی که کارآفرین خود را معرفی میکردند و انسان موفق، در انتها خواستار حمایت بودند! جای اینکه بگویند “ما را به خیر تو امیدی نیست، شر مرسان!”
۵- این سیستم ناکارآمد امنیت طلب، الان به شدت به مشکل خورده است! نظامی که توان پرداخت هزینه های نیروهای خود را ندارد و حتی نمیتواند بخشی از فعالیتهای غیرضروری خود را تعطیل کند تا اندکی هزینه های خود را کاهش دهد، چرا که به دلیل “امنیت شغلی” استخدام شدگان دائمی، ناتوان از تعدیل است و هم فشار مضاعفی به افراد ریسک پذیری که فعالیتی ایجاد کرده اند، برای تأمین “امنیت شغلی” حتی کسانی که دیگر نیازی به آنها ندارند!
۶- این “امنیت شغلی”، ذاتا با خلاقیت و نوآوری در مغایرت است. چرا که فردی که نگرانی و دغدغه تأمین نیازهای آینده را نداشته باشد، نیازی به یافتن راه های جدید ندارد.
۷- به مبلغ درخواستی این سرباز که حاضر به کار با ۵۰۰ هزار تومن هم هست، در مقایسه با حداقل دستمزد دستوری ۱.۵ میلیونی توجه بفرمایید! میزان اهمیت به “امنیت شغلی” و “تناسب حقوق با هزینه ها!”، باعث شده که بسیاری بیکار بمانند.

✍️محمود اولاد


*مطالب مطروحه در نوشته فوق مربوط به نویسنده آن در شبکه های اجتماعی می باشد، رسانه اقتصاد برتر تنها آن را بازنشر داده است و هیچکدام از تحلیل های آن را تایید یا رد نمی کند*

پاسخ دادن