در باب “عدالت” آموزشی

کنکور

آماری در فضای مجازی دست به دست می شود که نفرات برتر کنکور سراسری از مدارس استعدادهای درخشان و مدارس نمونه مردمی درس خوانده اند و از مدارس عادی دولتی خبری نیست!

تهران – اقتصادبرتر- ۱۸ مرداد ۹۸

به گزارش #اقتصادبرتر، چنین استدلال هایی را نمی توان جدی گرفت؛ نخست آنکه مشخص نیست اگر تعریف برتر را گسترش دهیم و مثلا ۵۰۰ رتبه اول یا ۱۰۰۰ رتبه برتر را بگیریم چنین نتیجه ای برقرار باشد. بدیهی است که مدارسی که آزمون ورودی سفت سخت دارند و کیفیت آموزش آنها با توجه به منابع مالی بیشتر بالاتر است و احتمالا دانش آموزان آنها هم رفاه بالاتری دارند باید عملکرد بهتری داشته باشند. بماند که در اعتبار غربالگری کنکور با آن شیوه برگزاری اما و اگر زیاد است.

حالا چه کنیم؟ لابد “عدالت اجتماعی” حکم می کند همه مدارس ویژه حذف شوند و همه مدارس رایگان شوند؟ متاسفانه راه خوبی نیست. خدمات آموزشی هم کالایی است مثل کالاهای دیگر در اقتصاد، نوع باکیفیت آن هم نیازمند پول است. خود طرف نداشته باشد باید یکی دیگر پرداخت کند تا همه فرزندان ایران زمین درس های خاصی را لابد با صلاحدید دولت بگذرانند. رقابتی هم که نباشد و پول را دولت دهد (اگر البته مثل امسال ۷۰ ۸۰ هزار میلیارد کسری نداشته باشد)، مدارس می دانند عملکردشان ربطی به دریافتی شان پیدا نمی کند، حاصلش بی کیفیتی همه خدمات آموزشی است نه ارتقای سطح آموزش برای همه!

بماند که پرداخت دهنده واقعی که پول تحصیل بقیه را می دهد می تواند بپرسد چه پولی که از زحمت به دست آورده را باید خرج تحصیل کسانی کند که شاید عده قابل توجهی از آنها اساسا نه علاقه ای به تحصیل دارند و نه قرار است به فرض اتمام تحصیل در آموزشی دولتی چیزی از آنها درآید؟ (لشکر لیسانسیه های بیکار را ببینید). احتمالا او هم به خوبی می داند آموزش هایی از این دست لزوما برای یاد دادن دانش به کودک و نوجوان و جوان نیست، ابزاری است در دم و دستگاه ایدئولوژیک دولت (روح آلتوسر شاد!) برای تزریق برخی ارزش های خاص و مطیع کردن شهروندان.

کسانی گفته اند بالاخره بحث سرمایه انسانی است که کشور باید سطح آن را بالا ببرد و هزار تحقیق هست که ضرورت آن را نشان می دهد. در این باره باید پاسخ داد که ایراد از نگاه نادرست به سرمایه انسانی است که متاسفانه رایج هم هست. اینکه فکر می کنیم می شود این همه مهارت ها و دانش متنوع را روی هم ریخت و آن را کمّی کرد و جمع بست خطاست. مهارت و دانش و به اصطلاح سرمایه انسانی اگر واقعا تقاضایی برای آن باشد، راهی برای تامین آن هم پیدا خواهد شد. مهارت و دانش یک ذخیره گنج مانند نیست که کسبش کنیم و بعد حسب نیاز از آن استفاده کنیم. معمولا در مورد یک حوزه خاص موضوعیت دارد و با تمرین و درگیری مستمر با واقعیت های عملی معنا می یابد.

مدیر فولادسازی پوسکو کره جنوبی زمانی گفته بود ماشین و زغال سنگ را می شود وارد کرد، ولی استعدادها را نه. برای همین دانشگاه پوستک و موسسه تحقیقاتی آر آی اس تی را بنیاد گذاشت تا کار تامین دانش و تربیت نیروی ماهر را پیش ببرد. طبیعی است که خروجی این دانشگاه قرار نیست بیکار بماند یا دانشش بدون استفاده بماند. در اینجا هم باید اجازه داد بازار کار خودش را بکند و با مداخله دولت انبوهی “سرمایه انسانی” بدون مصرف تولید نشود.

آدم ها نابرابرند و سلایق متفاوت دارند و به قول حضرت مردیها “معلوم هم نیست هر چه برابرتر بهتر”، به جای آنکه با مفاهیم پوچ مثل “عدالت اجتماعی” بخواهیم برابر شدن همه را تبلیغ کنیم، باید فرم های مختلف آموزش و حتی آموزش رسمی ندیدن! را به رسمیت شناخت و اجازه داد بازار کار خودش را کند و تقاضای لازم را تامین کند.

در آموزش هم مثل بقیه صنایع مداخله دولت می تواند محصولاتی تولید کند که هیچ کس خواهان آنها نیست. دنیا قصه جن و پری نیست و سرشار از نابرابری هاست. البته تلاش برای بهبود وضع آدم ها بد نیست، ولی باید مواظب بود درمان از خود بیماری بدتر نباشد، والله اعلم.

*امیرحسین خالقی

پاسخ دادن