دغدغه آمریکا از رشد سریع چین

دغدغه آمریکا از رشد سریع چین
روزنامه اقتصادبرتر

فارین افیرز نوشت ، چین با گسترش حضور همه جانبه خود در جهان بمنظور در دسترس گرفتن حاکمیت جهانی و به عقب راندن آمریکا از صحنه سیاست جهانی در آینده ای نه چندان دور تلاش می کند .

تهران – اقتصادبرتر – ۲۶ خرداد ۹۸

به گزارش #اقتصادبرتر ،  شی جین پینگ رئیس جمهور چین سال ۲۰۱۶ اعلام کرد ” چینی ها با اطمینان کامل راه حل دستیابی به یک نظام اجتماعی برتر را ارائه خواهند کرد .  ” یک سال بعد وی اعلام کرد ” چین بدنبال روش جدیدی جهت مدرنیته کردن سایر کشورهای در حال توسعه است . ” این ادعا ها از سوی چین به این معناست که این کشور تمام تلاش خود را بکار بسته تا سایر قدرت ها را از صحنه بین المللی کنار زده و در راس کشورهای قدرتمند جهان قرار بگیرد . تا از این پس با اقتدار کامل حاکمیت بین المللی جهان را در دست بگیرد.

بسیاری از سیاستمداران غربی بر این باورند که چین با نفوذ در خارج از مرزهای خود با تمام توان می کوشد دموکراسی غربی را شکست دهد و هیچ بعید نیست در این مبارزه پیروز میدان شود . واشنگتن نگران گسترش نفوذ چین و مدل حاکمیت آن چه در داخل این کشور و چه به شکل بین المللی است . مدیر اف بی آی آمریکا از این هم فراتر رفته و می گوید ” چین نه تنها دولت را تهدید می کند بلکه کل جامعه آمریکا در معرض تهدید چین قرار دارد . ” چنین هشدارهایی نشاندهنده ترس و وحشتی است که آمریکا را بشدت نگران بقای دمکراسی خود کرده و حتی هراس دارد مبادا نظم بین المللی جهان نیز تهدید شود. چنین ترس و نگرانی آمریکا از پکن اشتباه است زیرا مائو از زمان انقلاب چین قصد سرنگونی دمکراسی را نداشته است بلکه چشم انداز حزب کمونیست چین همان رویای چینی بود که با جوان سازی ملی قصد تجدید حیات در صحنه بین المللی را داشت . رشد قابل ملاحظه اقتصاد چین ناشی از رهبری و انعطاف پذیری رهبران چین بود و نه یک مدل چینی ، از سال ۲۰۱۲ با تسلط دولت بر اقتصاد چین ، امید غربی ها برای گسترش لیبرالیسم جهانی نا کام ماند . اقدامات چین خارج از مرزهای خود جایگزین راه حل های بین المللی به رهبری آمریکا شد . این امر دنیای امنی را برای رهبری دولت های اقتدارگرا هموار ساخته است . با گسترش این نوع حاکمیت ها دمکراسی ضعیف شده است . تمام تلاش چین برای تجدید نظر در نهاد های بین المللی بمنظور با هدف تامین منافع بین المللی چین بوده است . تا بتواند رهبری جهان را از سلطه آمریکا بنفع چین خارج کند. رفتار چین نشان می دهد این کشور بدنبال از بین بردن نظام جهان نیست . درست است که پیشرفت چین چالش واقعی برای آمریکا است اما تهدیدی برای لیبرالیسم غرب در جهان محسوب نمی شود. برای موفقیت در تعامل و رقابت با چین لازم است انگیزه و اقدامات این کشور را درک کنیم . چین سخت درتلاش است تا اقتصاد خود را در سطح جهان توسعه دهد . ترس واشنگتن از رشد چین در این است که نتواند در رقابت اقتصادی با چین سر بلند بیرون آید و نهایت مدیریت جهانی را به چین واگذار کند.

*چین بدنبال صدور مدل اقتصادی نیست

 رئیس جمهور چین در سخنانش با افتخار از مدل موفق چینی برای پیشرفت همه کشور ها صحبت می کند. وی در کنگره ملی چین که با حضور رهبران خارجی تشکیل شد گفت : چین بزرگترین سهم را برای ایجاد یک جامعه با آینده مشترک برای بشریت بعهده خواهد گرفت . چین بدنبال صدور مدل چینی به سایر کشورهای خارجی نیست و از آنان انتظار ندارد روش های چینی را کپی کنند. لذا نه اقتصاد چین و نه مدل سیاسی این کشور برای صادرات مناسب است . جای تعجب نیست که چین بدنبال صادرات مدل چینی نباشد زیرا این کشور دارای یک بازار داخلی عظیم ، نیروی کار فراوان ، دولت اقتدارگرا و سلسله مراتبی است که متعهد به اجرای یک اقتصاد برنامه ریزی شده است . که همه این ها جزء شرایط انحصار به فرد چین محسوب می شود . روشن است که این شرایط برای سایر کشورهای در حال توسعه قابل کپی کردن نیست و آن ها شرایطشان با چین متفاوت است . مارگارت لوئیس محقق حقوقدان می گوید ساختار حزب و دولت چین ریشه در یک تاریخ خاص دارد که نمی تواند خود را کپی و به دیگران تحمیل کند . با این حال چهار دهه رشد اقتصادی سریع چین نشان می دهد توسعه الزاما نیازمند دمکراسی نیست. پکن همچنان از قوانین اقتدارگرایانه به روش های مستقیم بویژه از طریق نهاد های بین المللی حمایت می کند.

چین بمنظور همراهی با روسیه بطور منظم از حق وتو خود در شورای امنیت سازمان ملل متحد استفاده می کند تا جامعه بین المللی به بهانه محافظت از حقوق بشر در امور داخلی سایر کشور ها مداخله نکنند. چین از گسترش نفوذ اقتصادی خود درکشورهای دیگر بویژه کشورهای آفریقا و آمریکای لاتین استفاده می کند تا آنان را در مجمع عمومی سازمان ملل همراه سازد و از رای آنان بهره مند شود اما چین همیشه از قدرت خود در شورای امنیت سازمان ملل برای دفاع از دولت های اقتدارگرا در برابر فشارهای بین المللی دفاع نکرده است . بعنوان مثال چین چندین بار به حمایت از قطعنامه های تحریم ایران و کره شمالی رای مثبت داده است لذا با وجود اختلاف نظر هایش با غرب نمی توان این کشور را حامی رژیم های مخالف غرب دانست . منتقدین اغلب پکن را متهم می کنند که کمک های بی قید و شرطی به کشورهای اقتدارگرا ارائه می کند اما تصویر چین پیچیده تر از آن است که منتقدان عنوان می کنند.

کمک های رسمی چین برای توسعه سایر کشورها جهت دفاع از منافع سیاسی خود است . از طرفی چین منبع جذاب جایگزین مالی برای دولت هایی است که نیاز به وام دارند اما منابع مالی بین المللی به آنان پاسخ مثبت نمی دهد . در مقایسه با سایر منابع مالی بین المللی ، وام های چین در بخش های درستی پرداخت می شود مانند پروژه های زیر بنایی خاص در کشورهای هدف مثل زیر ساخت هایی نظیر جاده ، مدارس ، نیروگاه ها و سیستم های آب و فاضلاب ، چین از این طریق می تواند بر دولت آمریکا که در بانک های بین المللی، شرکت های نفتی و بین المللی چند ملیتی حضور دارد غلبه کند. چین صادقانه به صادرات تکنولوژی های نظارتی و سانسور به سایر کشورها اقدام می کند . سرمایه گذاری سنگین چین در این فناوری ها باعث شده کشورهای اقتدارگرا برای نظارت بر شهروندان خود از تکنولوژی های چین استفاده کنند. اما این تنها چین نیست که صادر کننده فناوری های نظارتی است . اخیرا شورای روابط خارجی آمریکا گزارشی را منتشر کرده که حاکی است انگلیس نیز اینگونه فناوری ها برای شناسایی الکترونیکی شهروندان رواندا را در اختیار این کشور قرار داده است . در کنار نگرانی های آمریکا از پیشرفت های اقتصادی چین ، رشد فناورانه چین در حوزه های مختلف نیز به دغدغه های آمریکا افزوده شده است . واکنش آمریکا و اروپا برای مقابله با کسری تجاری و جهانی شدن ، با مطرح کردن چین، آن را بهانه بازسازی شیوه های ناسیونالیستی خود قرار داده اند.

آمریکا باید بداند که اگر چنین استراتژی ای برای راه انداختن یک جنگ ایدئولوژیک علیه چین بکار ببندد به رشد اقتصادی و نوآوری خود آسیب خواهد زد ، آزادی جامعه آمریکا محدود شده و چین سریعتر به اهداف خود دست پیدا خواهد کرد . در چنین شرایطی بهترین راه برای آمریکا این است که با متحدان خود و نهادهای چند جانبه همکاری مشترک داشته باشد تا بتواند به رهبری جهانی خود ادامه دهد .

*اکرم صدیقی.سردبیر سایت

پاسخ دادن