دیپلماسی نفتی ، فرصتی برای شکست تحریم

دیپلماسی نفتی
اقتصاد برتر

رشد تقاضای انرژی در سال های آینده نشان می دهد چین با دارا بودن بیشترین جمعیت جهان و رشد اقتصادی بالا نقش بسزایی در مصرف انرژی جهان دارد ، از این رو اکثر کشورهای صادر کننده نفت در جهان همواره گوشه چشمی به دومین خریدار بزرگ نفت جهان دارند و به سادگی از بزرگترین مشتری نفت جهان عبور نمی کنند.  

تهران- اقتصاد برتر- ۲۰ فروردین ۹۸

اداره اطلاعات انرژی آمریکا که در سال های اخیر اخیر همواره رشد اقتصادی چین را زیر نظر داشته می گوید اقتصاد چین در دهه نخست قرن بیست و یکم از رشد ۴۵ درصدی برخوردار بود و در سال ۲۰۰۷ میلادی به رشد ۱۴.۲ درصد رسید اما در سال های بعد، کاهش یافت و به رشد  ۶.۷ درصدی در سال ۲۰۱۶ رسید که کمترین رشد در ۲۵ سال پیش از آن بود .

اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیش‌تر رشد اقتصادی چین در فاصله سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۴۰ میلادی را ۴.۲ درصد پیش بینی کرده است . رشد مصرف انرژی به دلیل بهبود استانداردهای زندگی و افزایش درآمد سرانه چینی ها انجام خواهد شد . افزایش سطح زندگی طبقه متوسط چین یکی از عوامل افزایش مصرف انرژی در خانه ها است لذا چین بمنظور تحقق برنامه رشد اقتصادی اش بشدت نیازمند تامین انرژی خصوصا نفت از کشورهای نفت خیز جهان است که به همین منظور بدنبال سرمایه گذاری های بلند مدت در کشورهای نفت خیز جهان است تا رشد اقتصادی خود در مقابل رقبا را حفظ کند .

برنامه‌ بلند پروازانه چین در حوزه انرژی نشان می‌دهد کشورهای نفت خیز بایستی برنامه ویژه ای برای تامین انرژی مورد نیاز چین بعنوان یکی از مصرف کنندگان بزرگ جهان داشته باشند و از آمادگی های چین برای سرمایه گذاری در کشورهای نفت خیز بهره ببرند . متاسفانه در ایران رویکرد به غرب مانع از توجه جدی به سیاست های چین برای سرمایه گذاری در کشورهای نفت خیز شد.

*فرصت سوزی در جذب سرمایه های شرقی

در شش سال گذشته سیاست های ایران نتوانست سرمایه چینی ها برای توسعه صنعت نفت را جذب کند و دو کشور را به یکدیگر نزدیک سازد لذا کشورهایی نظیر عربستان و امارات کاملا هدفمند به چین نزدیک شدند تا خلاء ایجاد شده در روابط نفتی ایران و چین را پر کنند و به تحریم های آمریکا نیز کمک کنند.

رئیس جمهور چین در دولت یازدهم وارد تهران شد و از آمادگی این کشور برای افزایش مناسبات اقتصادی صحبت کرد ، پیش بینی می‌شد با سفر رئیس جمهور چین ، دولت ایران با ترسیم نقشه راه همکاری های آینده دو کشور گام ارزنده ای در جهت نزدیکی دو کشور بردارد اما عدم سیاست گذاری مناسب و جامع  برای استفاده از ظرفیت های چین باعث شد فاصله دو کشور بیشتر شود و پکن نیز که همواره بدنبال منافع ملی اش است بیش از پیش به عربستان نزدیک شود. در حالی که می‌شد با تحکیم روابط اقتصادی با چین همکاری‌ با شرکت‌های اروپایی را نیز کلید زد اما سیاست دولت اینگونه رقم نخورد و بلکه محدودیت هایی را برای توسعه روابط نفتی دو کشور ایجاد کرد . عدم شناخت کافی از استراتژی و نیازهای نفتی چین باعث شد دوری بیشتر چین از ایران شد.

* شاخص های نفتی چین

چین طی چند سال اخیر روزانه بیش از ۱۲ میلیون بشکه نفت مصرف می کند که دومین مصرف کننده بزرگ جهان پس از آمریکاست. سهم تولید این کشور از این میزان حدود ۴ میلیون بشکه و سهم واردات حدود ۸ تا ۸.۲ میلیون بشکه بوده است.

بزرگترین صادرکنندگان نفت به چین هم به ترتیب روسیه، عربستان، آنگولا، عراق، عمان، برزیل، ایران و … هستند که بر اساس آخرین آمار سهم ایران از بازار چین در حال حاضر حدود ۶.۳ درصد است. عربستان و روسیه هر کدام روزانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت به چین صادر می کنند که با توجه به قراردادهای جدیدی که عربستان با چین امضا کرده، میزان صادرات نفت ریاض به چین به حدود ۱.۷ میلیون بشکه می‌رسد و رتبه نخست را از آن خود می کند. صادرات نفت ایران به چین نیز با کاهش حدود ۳۰۰ هزار بشکه در روز تقریبا به نصف رسیده است .

این تصویر فعلی واردات نفت چین است که طی سال‌های گذشته با توجه به افزایش میزان مصرف نفت، جهش قابل تاملی داشته است. چین طی ۲۰ سال اخیر مصرف نفتش بیش از ۴ برابر رشد داشته و از آنجا که دارای میادین نفت نیست، بخش اعظمی از مصرف خود را از کشورهای نفت خیز وارد کرده است .

*رنسانس نفتی

چینی ها طی دو دهه اخیر عجیب‌ترین پرش نفتی را در حوزه بنگاه داری داشتند. چین به دلیل نیاز مبرم به انرژی و امنیت انرژی از دو دهه پیش وارد حوزه بنگاه داری در حوزه نفت شده و با تاسیس دو شرکت سی ان پی سی و ساینوپک طی سال های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ وارد رقابت با شرکت‌های نفتی جهان شد. حمایت بزرگ دولت چین از فعالیت های این شرکت و تعریف دقیق مدل کسب و کار برای این شرکت‌ها، باعث شد تا امروز این دو شرکت در میان ۱۰ غول بزرگ نفتی جهان در کنار شرکت‌ هایی مثل بی پی، شورون، اگزون موبیل، شل و … قرار بگیرند. این شرکت ها در کشورهای مختلف جهان سرمایه گذاری کرده و حتی سهام برخی شرکت‌های سود ده جهان را خریده‌اند اما در آمریکا وضعشان به خوبی جاهای دیگر است.

*چین بدنبال یکه تازی در بازار نفت

در واقع چینی ها به دنبال آن بودند که سهم خود را از فعالیت های نفتی را به دست بیاورند چرا که در قراردادهای رایج نفتی – مشارکت در تولید – بخشی از مخزن نفت و نفت درونش، به عنوان دارایی یک شرکت قرار می‌گیرد که علاوه بر افزایش ارزش سهام آن موجب می‌تواند ضریب امنیت انرژی را برای چین افزایش دهد.

سی ان پی سی هم به همین شکل وارد شد و اکنون از برزیل گرفته تا آفریقا و خاورمیانه و منطقه قفقاز، چینی‌ها جزو بزرگان محسوب می شوند. این شرکت با شرکت‌های بی پی و اگزون موبیل و انی، در میدان کاشاگان قزاقستان و سایر پروژه‌ها شریک شده است.

*امنیت انرژی استراتژی چین

استراتژی انرژی چین در دوره جدید این است که بیش از آنکه روی مسائل سیاسی تمرکز کند، منافع اقتصادی و امنیتی خود را در نظر می‌گیرد که مهم‌ترین شاخصه آن امنیت انرژی است. چین صرفا خریدار نفت نیست بلکه با طراحی مدلی که فراگیر شده است، سرمایه گذاری‌های خارجی خود را منوط به واردات نفتی کرده است که در میدانش سرمایه گذاری کرده‌اند. این مدل باعث می‌شود سرمایه‌گذاری چینی‌ها تنها یک عملیات اقتصادی نباشد بلکه بتواند امنیت انرژی این کشور را تامین کند.

دو بال اصلی نفت چین، کاملا دولتی و در خدمت اهداف آن هستند درست برعکس سایر غول‌های نفتی دنیا که خصوصی بوده و چندان در خدمت دولت‌های خود نیستند. به همین دلیل است که چینی‌ها در سراسر جهان از برزیل گرفته تا قاره آفریقا وارد سرمایه گذاری نفتی شده و امنیت انرژی خود را تامین می‌کنند. پکن با وسعت دادن سرمایه‌گذاری خود منافع اقتصادی – امنیتی اشان را تامین کرده و در حال گسترش آن هستند اما در ارتباط با ایران در حال حاضر بخاطر سیاست دولت دوری و دوستی را انتخاب کرده اند و از رویکرد غربی ایران بشدت انتقاد دارند . در حالیکه دولت ایران می تواند با دیپلماسی نفتی از فرصت های شرق و غرب هر دو استفاده کرده و تحریم های آمریکا را به شکست بکشاند.

پاسخ دادن