ردپای لنگ نظام آموزشی درحوادث طبیعی

وقتی حوادث طبیعی یا انسانی در ایران رخ می‌دهد معمولا انگشت اتهام به سوی مسوولان اجرایی وقت است که اتفاقا درست جایی را نشانه می‌رود.

تهران – اقتصادبرتر – 12 فروردین 98

به گزارش #اقتصادبرتر ، وقتی حوادث طبیعی یا انسانی در ایران رخ می‌دهد معمولا انگشت اتهام به سوی مسوولان اجرایی وقت است که اتفاقا درست جایی را نشانه می‌رود. اما چه در حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله چه حوادثی مثل تصادفات جاده‌ای و برق‌گرفتگی و … یک ردپای بزرگ از انسانی دیده می‌شود که برای مقابله با شرایط بحران آموزش ندیده است.

دیویی فیلسوف پراگماتیست آمریکایی می‌گوید: تنها آموزشی ارزشمند است که در زندگی شما مفید است؛ مهارتهای تصمیم‌گیری و حل مساله را در شما افزایش و بهبود می‌بخشد. از این رو وی تعریفی اجتماعی از هوش ارائه می‌دهد. هوش عبارت است از سهیم شدن مردم در تجارب یکدیگر! یعنی امری کاملا اکتسابی. یعنی نمره ریاضی و علوم شما مهم نیست. مهم این است که بتوانید در مواقع خطر از تجارب مشابه درس گرفته فورا و سریعا وارد عمل شده و بهترین رفتار را برای حفظ خویشتن بکار بگیرید. یعنی بتوانید مواقع خطر کاری به نفع رفع مشکل کنید نه اینکه خود مشکلی بر مشکلات عدیده موجود در صحنه بیفزایید. بدینسان وی آموزش را همواره یادگیری همراه با عمل( learning by doing) می‌داند.

کارشناسان حوزه آموزش با انجام پژوهشهای گوناگون در حوزه‌های محیط زیست، تربیت شهروندی، آموزش صلح، آموزش بحران و…. بارها تذکر داده‌اند که کتب درسی ما فاقد محتوای مناسب با زندگی زمانه و زیست زمینی بشر امروز است.

تحلیل محتوای کتب مقاطع مختلف تحصیلی نشان می‌دهد ما در حوزه‌های آموزش مهارت‌های اجتماعی از ضعیف‌ترین محتوا برخورداریم.
کجای ۱۲ سال نظام آموزش عمومی به من و شما آموخته‌اند در مواقع خطراتی مثل سیل چه کنیم؟ موقع زلزله چه کنیم؟ چگونه از خود، کودکان، ناتوانان و سالمندان حفاظت کنیم؟ چطور از وسایل گرانبهای خود مراقبت کنیم؟
ما درگیر یک نظام تربیتی ایدولوژیک هستیم که کودک هفت ساله باید در جهت قرب الی الله قدم بردارد اما دریغ از آنکه برای زیستن در محله و شهر خود آماده باشد. نظام آموزشی که شما را برای پیوستن به ملکوت تربیت می‌کند! برای حیات اخروی! در حالی‌که هنوز برای حیات دنیوی خود آماده نشده اید.

من بارها با اسنپ سفر کرده‌ام. شاید بیشتر از نیمی از رانندگان اسنپ تحصیلات عالیه دارند اما تعداد کثیری از رانندگان تحصیل کرده اسنپ قدرت خواندن نقشه و #تشخیص جهات شمال و جنوب را ندارند. این چه نظام آموزشی است که به شما نمی‌آموزد مسیر خانه‌ات را از روی نقشه بیابی اما می‌خواهد راهت را به سوی خدا هموار کند؟

آموزش شهروندان امری یک شبه و یک روزه نیست. با چند پیامک هشدار ستاد بحران نگرش مردم تغییر نمی‌کند. تصاویر سیل را ببینید. سیل دارد ماشینها را در هم می‌کوبد و مثل پرکاه روی هم می‌ریزد اما مردمی همچنان در گوشه‌ای به تماشا ایستاده‌اند. این مردم گنهکار نیستند. این مردم عمق فاجعه را درنیافته‌اند. نمی‌دانند آب می‌تواند تا زانوی شما نرسد اما شما را از جا بکند و غرق کند! اگر بدانند هم راهکار برخورد را نمی‌دانند.

فردا که آبها از آسیاب افتاد و کشور به حالت عادی خود بازگشت بیایید مطالبه‌گر حقوق آموزشی کودکانمان از سیستمی باشیم که عمر کودکان ما را ۱۲ سال به اسارت می‌برد. وقتی نظام آموزشی به سمت خصوصی شدن می‌رود باید پاسخگوی نیاز مخاطبی باشد که هزینه را پرداخت می‌کند! نیاز امروز ما در کشوری چهارفصل با بلایای طبیعی؛ با خشکسالی، با جنگلهایی نابود شده، گونه‌هایی منقرض شده، آمار تلفات بالای جاده‌ای، کشتار بی‌سابقه در سیل و زلزله و … نیازی است روشن. ما نیاز به تربیتی مبتنی بر مهارتهای ارتباطی، مهارتهای زندگی، خلاقیت عملی، مشارکت مدنی، مهارت تصمیم گیری و …. داریم. طرفه آنکه در غیاب نظام آموزشی هرکس در شبکه اجتماعی اطلاعات و شایعاتی درست و غلط درباب نحوه برخورد با فاجعه منتشر می‌کند که درست و غلط آن در هم آمیخته است و حتی گاه اعتماد بدانها خود آسیب رسان است.

#سیل

*مسلم  خانی استاددانشگاه و مشاور و مدرس کسب و کار و کارآفريني

پاسخ دادن