سردرگمی مردم از تصمیمات پر ابهام

احمد خادم ‏المله- مدیر مسئول -بالاخره پس از مخالفت‏ها و موافقت‏ها بانک مرکزی دو هفته پیش بخشنامه اجباری کاهش نرخ سود سپرده‏ های بانکی را به سیستم بانکی ابلاغ کرد.

تهران- اقتصاد برتر- ۱۹ شهریور ۹۶

به دلیل اینکه در ماه‏های گذشته موضوع کاهش نرخ سود بانکی به موضوعی جنجالی در سیستم پولی و مالی کشور تبدیل شده بود و چند خیز بانک مرکزی نیز نتوانسته بود این مهم را اجرایی کند مردم تصویر خوبی از هشدارهای بانک مرکزی نداشتند لذا تصمیم جدی برای سپرده‏های خود نگرفتند، اما این بار که دولت و بانک مرکزی برای اجرای این تصمیم عزم جزم کردند گویی موضوع جدی شد و همه بانک‏ها موظف به اجرای مفاد این بخشنامه شدند که البته در این مقال قصد صحبت درباره مسیرهای انحرافی مقابل این تصمیم را که از سوی برخی بانک‏ها و بخش‏های تولیدی اجرا شده را نداریم .

تا این بخش کار که بانک مرکزی یک تصمیم مهم اتخاذ کرد و تا کنون با کم و کاستی ‏هایی به سرانجام رسیده مشکلی نیست و کار خوب پیش رفته، اما موضوع مهم‏تر از بخشنامه واکنش مردم و سپرده ‏های آنان به این تصمیم است. همه منتظر هستند ببینند با کاهش نرخ سود مردم چه تصمیمی برای سپرده ‏های خود می‏گیرند؟ سپرده‏ ها به کدام سمت و سو سوق پیدا می‏کند؟ آیا سپرده ‏ها به سوی اهداف مورد نظر بانک مرکزی حرکت می‏کند یا خیر؟

گزارش ‏ها کم و بیش حکایت از واکنش مثبت بازار سرمایه به این تصمیم دارد اما بازار سرمایه با سوابق ماه‏های اخیر بی‏ ثبات تر از آن است که به این زودی بتوان درباره تاثیر کاهش نرخ سود سپرده‏ های بانکی بر آن قضاوت کرد و باید منتظر ماند.

اکنون که دولت تصمیم جدی برای اجرای این مهم دارد برای تحقق اهداف آن ذکر چند نکته ضروری است.

نخست اینکه معمولا در چنین تصمیماتی قبل، حین و بعد از اجرا، تصمیم سازان، افکار عمومی را نسبت به ضرورت‏های اتخاذ چنین تصمیمی آگاه می‏کنند و مسیری را برای افکار عمومی مخاطبان هدف خود باز می‏کنند که به سهولت مردم متقاعد شوند سپرده ‏های خود را در مسیری که دولت می‏خواهد هدایت کنند.

روند کار نشان می‏دهد بانک مرکزی تحلیل درستی از ویژگی سپرده‏ گذاران ندارد مثلا نمی‏داند اکثریت سپرده‏گذاران دانش کار با بازار سرمایه را ندارند و نمی‏ توانند سپرده‏های خود را به بازار سرمایه منتقل کنند و یا اطلاعات درستی از بخش تولید کشور ندارند و یا اعتماد به تولید ندارند که سپرده‏های خود را به تولید منتقل کنند و این نیازمند برنامه ریزی بانک مرکزی و دست اندرکاران این تصمیم است که افکار عمومی را در جهت اهداف خود مدیریت نمایند که متاسفانه در این تصمیم هم مثل سایر تصمیم هایی که در کشور اجرا می شود هیچ برنامه رسانه ای وجود نداشته و ندارد و افکار عمومی با ابهامات فراوانی روبرو است که شاید واکنش آن در جهت عکس اهداف تصمیم سازان باشد.

اصولا یکی از دلایل شکست تصمیمات و سیاست‏گذاری‏های دولت به همین نکته برمی‏گردد که مدیران ما برای تصمیماتی که می‏گیرند پیوست رسانه‏ای و افکار عمومی ندارند و مردم درباره تصمیمات آنان توجیه نیستند.

بانک مرکزی هنوز هم فرصت دارد در این زمینه اقدامی انجام دهد و دستکم رسانه‏ های همگانی را به عنوان نمایندگان افکارعمومی نسبت به تصمیم خود توجیه کند و راهکاری را پیش پای سپرده‏ گذاران بگذارد که سپرده‏های خود را به کدام محیط امن و سودآور ببرند بهتر است ؟

 

پاسخی بگذارید