شکست سیاست در قمار فوتبال

اقتصادبرتر

فوتبال یک ورزش محبوب و مردمی است و البته سیاستمداران نیز نه گوشه چشمی، بلکه اهتمامی تام به این ورزش دارند.

تهران – اقتصاد برتر – ۱۰ بهمن ۹۷

به گزارش #اقتصادبرتر، سیاستمداران سعی می‌کنند با دمیدن در التهاب فوتبال، انسجام و هویت جمعی ایجاد کنند ولی با هر شکست ضربه ای جدی به سرمایه اجتماعی می‌زنند. به نظر می‌رسد باید از فوتبال در مقابل سیاست محافظت کرد.

*سیاست پوپولیستی

فوتبال، دارای کارکردهای سیاسی فراوان در امروز ایران است. سیاسیون از فوتبال استفاده می‌کنند؛ ورزشی که عمیق ترین تاثیر را بین توده مردم دارد و بُعد عظیم تبلیغاتی را داراست که کمترین پدیده ای در جهان چنین ویژگی دارد.
بهره گیری از فوتبال برای تقویت هویت ملی و ایجاد یک «ما»ی ملی، منحصر به دولت‌هایی با شکاف‌های تاریخی نیست.
فوتبال، مانند تیغی دو لبه می‌تواند ارزش‌های اجتماعی را تقویت و در مواردی، آنها را نابود سازد.

فوتبال می‌تواند روی فرهنگ سیاسی یک کشور تاثیر بگذارد و در کشورهایی که بیشتربه دلایل فرهنگی، مشارکت سیاسی وجود ندارد، گامی هر چند ضعیف به سوی فرهنگ مشارکت سیاسی بردارد. این در حالی است که ورود اعضای یک تیم ورزشی به عرصه سیاست، به طور طبیعی راه ورود هواداران آن تیم به این عرصه را باز می‌کند.
در ایران پس از انقلاب، از سال ۵۷ تا سال ۷۷، سیاستمداران علاقۀ چندانی به فوتبال نشان نمی‌دادند اما به تدریج فضا عوض شد و در دهه ۸۰، روسای جمهور ایران هم در بازی‌های حساس ملی، در ورزشگاه آزادی حاضر شدند.

یکی از ویژگی‌های عمده فوتبال در ایران، برخورداری افراد از مشروعیت فراوان، حمایت و منابع فراوانی است که دولتی بودن فوتبال نیز به میزان قابل توجهی آن را تشدید کرده است.

*ناکامی دیگری برای سبک مدیریت دولتی
ناکارآمدی سبک دولتی منحصر به مدیریت بنگاه‌های اقتصادی، موسسات، بانک‌ها و حتی حوزه خدمات نمی شود، بلکه ورزش را نیز باید به فهرست ناکامی این سبک افزود.
در این یادداشت بر آن نیستیم تا از مدیریت خصوصی در مقابل مدیریت دولتی دفاع کنیم (زیرا این منازعه به صورت بسیار جدی میان اندیشمندان و سیاستمداران مطرح است و طرفداران هر یک از دو سوی منازعه مدعیات خود را دارند)، اما نمی توان چشم بر ناکامی‌های مکرر این سبک مدیریت در بخش ورزش بست.
به نظر می‌رسد لازم است هر چه سریعتر سیاست و مدیریت دولتی، پای خود را از ورزش کنار بکشد تا این بخش هم مانند دیگر حوزه‌ها از نظرات کارشناسان این حوزه برخوردار باشد.

*از منظر علم اقتصاد

امروز تمامی تصمیمات با یک تصمیم اقتصادی همراه هستند. ورزش نیز از این قاعده مستثنا نیست. وقتی میلیون‌ها دلار از منابع کشور صرف یک برنامه خاص می‌شود، ارزیابی آن از منظر اقتصادی لازم است.
طبق تعریف، اقتصاد دانش تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود است. در این صورت جای این سوال وجود دارد که در شرایط اقتصادی و اجتماعی کنونی، چگونه می‌توان تخصیص بودجه به فوتبال را توجیه کرد؟ به راستی فوتبال نیاز دسته چندم کشور ما است که دلارهای ارزی را به پای آن بریزیم؟ اگر هدف، ایجاد هویت جمعی یا انسجام اجتماعی است، قطعا دسترسی به این اهداف با روش‌های دیگری در دسترس تر خواهد بود؛ مانند اختصاص بودجه به رفع فقر و ارتقای خدمات بهداشت و سلامت.

مطلب دیگر در این زمینه این است که در کشورهای نه چندان پیشرفته، مربیان فوتبال معمولاً باختشان را به گردن داور و عواملی دیگر می‌اندازند و کمتر پیش می‌آید که بپذیرند خودشان علت شکست تیمشان بوده‌اند؛ اساساً چنین روحیه‌ای در میان مربیان فوتبال جهان سومی مرسوم است.

*نگاهی به کشورهای دیگر

سایت معتبر Sky Sport در گزارشی در خصوص سرمربی پرتغالی ایران نوشت: «کارلوس کی روش یکی دیگر از مربیان سرشناس پرتغالی حاضر در جام است که قراردادی سنگین با فدراسیون فوتبال ایران دارد. او با دریافت مبلغی در حدود ۱.۹ میلیون یورو بالاتر از مربیان سرشناسی همچون خورخه سامپائولی(آرژانتین) اسکار تابارز(اروگوئه) خوزه پکرمن(کلمبیا) هکتور کوپر(مصر) و… رده هفتمین مربی گران قیمت را به خود اختصاص داده است».
به راستی این ارقام و آمار چه تناسبی با اقتصاد کشور ما دارد؟ ایالات متحده و چین به عنوان اقتصاد اول و دوم جهان چه میزان منابع دولتی را صرف فوتبال می‌کنند؟ به نظر می‌رسد سیاست در این راه افراط کرده است.

*حسن صادقی/ خبرنگار اقتصادی

پاسخ دادن