عوامل جابجایی قدرت در جهان

چرخش قدرت جهانی

تحلیگران آمریکا ، گزارشی از چرخش قدرت در جهان منتشر کرده اند که نشان می دهند ، قدرت آمریکا روبه افول است و کشورهای نوظهور جدیدی قدرت آینده جهان را با شبکه سازی داخلی و خارجی در دست خواهند گرفت . گزارش زیر را مرور کنید .

تهران- اقتصاد برتر- 28

در قرن نوزدهم، زمانی که جهان در حال گذار به دوره تاریخی جدید بود، دوره ترسناکی سپری شد. این دوره به دوران تغییرات قدرت در جهان شهرت یافت. دوره ای که با آشفتگی و تلاطم همراه بود و در بسیاری موارد همراه با خونریزی اما اکنون در زمانی بسر می بریم که نظم کنونی قدرت در آستانه تغییر قرار دارد و شواهد متعدد نشان می دهد قدرت های نوظهوری در جهان در حال شکل گیری است. همانطور که  امروزه شاهد هستیم این برهه زمانی همواره توام با تلاطم و تنش بوده است ، بیشتر زمان ها در این دوره شاهد درگیری و خون ریزی های شدید بودیم که معمولا در هر قرن یک بار به این شدت اتفاق            می افتد. درست است که اکنون در یکی از دوره های تغییر بسر می بریم اما باید گفت ، علاوه بر تغییراتی که در قرون گذشته در دوره های مشابه انتقال قدرت روی داده است، باید به جنبه های دیگری هم اشاره کرد که منحصر به دوره کنونی زندگی است. در این دوره با موضوعات متفاوتی مواجه هستیم .

  • تغییر عمودی قدرت

قدرت به شکل افقی از ملتی به ملت دیگر جا به جا نمی شود بلکه قدرت در حال تغییرات عمودی است . اتفاق در حال وقوع این است که دوران شکل گیری قدرت های نوظهور بر مبنای مسئولیت و بر حکومت قانون، در ساختار یک ملت واحد در حال ورود به صحنه جهانی در ابعادی گسترده است. جهانی شدن قدرت به این معنی است که بازار ها نیز به سوی جهانی شدن در حرکت هستند . پیش از این شرایط شکل گیری قدرت در سطح یک ملت بر مبنای مسئولیت و محدود به حکومت قانون بود اما در سطح بین المللی اینگونه نیست. سطح بین المللی و جهانی جایی که قدرت در آن ساکن است: قدرت اینترنت، قدرت فرستنده های ماهواره ایی، قدرت بنگاه های مالی که پول را دست به دست می کنند پول هایی که به لحاظ حجمی و گستردگی، ۳۲ برابر مبلغ لازم برای فعالیت های تجاری است که نیاز به تأمین مالی دارند ، این معاوضه کننده های پول و محتکران مالی که اخیراً همه را به زانو درآورده اند، قدرت شرکت های بزرگ چند ملیتی با بودجه های تدوین شده اغلب بزرگتر از کشورهایی در ابعاد متوسط هستند. این ها همه در یک فضای جهانی وجود دارند، فضایی که عمدتاً تنظیم نشده است، قانون بر آن حاکم نیست و مردم در آن احتمالاً بدون هیچ محدودیتی عمل می کنند. شرایط تاکنون برای قدرتمندان مناسب بوده است. افراد قدرتمند به راحتی در فضاهای مختلف بدون محدودیت عمل می کنند اما تاریخ نشان داده است دیر یا زود فضای تنظیم نشده ، فضایی که در آن قانون حکمفرما نیست ، پر می شود از چیزهایی که شما می خواهید نظیر: تجارت بین المللی، اینترنت، و مانند آن ، همچنین از آنچه نمی خواهید مانند: جرم و جنایت بین المللی، تروریسم   بین المللی. حادثه ۱۱ سپتامبر شاهدی بر این مدعاست ، حتی اگر شما قدرتمند ترین ملت روی زمین باشید  کسانی که در آن فضا زندگی می کنند می توانند به شما حمله کرده و آسیب بزنند . حتی در شهری مثل نیویورک که نمادین ترین شهر آمریکا است ، آن هم در یک صبح روشن ماه سپتامبر. گفته می شود ، حدود ۶۰ درصد مبلغی که صرف طرح ریزی و اجرای حادثه ۱۱ سپتامبر شد از شبکه بنگاه های مالی مستقر در برجهای دوقلو که در ۱۱ سپتامبر تخریب شدند، بدست آمده بود . بنابراین دشمنان هم از این فضا استفاده می کنند ، فضای اینترنت، فرستنده های ماهواره ایی که می توانند به  تخریب سیستم ها بپردازند. لذا در چنین فضایی که قدرت مرکزی برتر از قوانین خاصی پیروی نمی کند ،چالش اصلی ، ایجاد قانونمندی و ساختاردهی به این فضای بین المللی است. در چنین فضایی نیازمند ابزاری برای مشروع کردن فعالیتهای بین المللی هستیم.

  • معاهدات بین المللی راهکار مقابله با حملات تروریستی

برای قانونمند کردن فضای بین المللی ، خلق بنیادهای بیشتری مثل سازمان ملل کمکی نمی کند. آنچه لازم است ، گردهم آمدن  قدرتمندان و ایجاد سیستم هایی برپایه معاهدات بین المللی است، توافقاتی بر مبنای معاهده، به منظورمدیریت فضای جهانی، در شرایطی که بیش از هر زمان دیگری به تحکیم معاهدات بین المللی خصوصا بین قدرتمندان جهان نیاز داریم ، رئیس جمهور کشوری که خود را قدرت برتر جهان می داند، در حال خروج از معاهدات بین المللی است که پیش تر بین کشورها منعقد شده است. آن هم یکی پس از دیگری! خروج از معاهده پاریس که برای کنترل آلودگی زیست محیطی به امضا رسیده بود، خروج از معاهده نفتا! خروج از برجام… برای مثال ، گروه 20 به منظور قانونمند کردن محتکران مالی ایجاد شد که تجارت موسسات در فضای بین المللی را زیر نظر سازمان تجارت جهانی با پیروی از قوانین مصوب این سازمان مدیریت کند و مانع قانون گریزی شرکت های تجاری شود.

  • اقتصاد قدرت اول جهان

امروزه  قدرت اقتصادی حرف اول را در جهان می زند، همیشه همینطور بوده است و شاهد سیاست های خارجی وافزایش بودجه های نظامی بوده ایم زیرا قدرت های دیگری در جهان در حال رشد هستند.

تا به امروز آمریکا، چهره غالب جهان بوده است اما دیری نخواهد پایید که شاهد جهانی چند قطبی خواهیم بود که تمرکز قدرت در مراکز نوظهوردیگری خواهد بود. در چین، که البته حرکت رو به رشد آن چندان  هموار نخواهد بود. برزیل و هند نیز در چنین موقعیتی هستند. همچنین شاهد رشد روزافزون اروپایی ها نیز خواهیم بود.

  • جابجایی ائتلاف های جهانی

 با توجه به  این تغییرات قطب های ائتلاف های جهانی نیز تغییر کرده است . متحدان دیروز نیز تغییر کرده و جابجا شده اند. ما در حال ورود به چنین دنیایی هستیم، دنیایی که در آن شاهد تغییر متحدانمان هستیم. همانطور که کنینگ، وزیر امور خارجه بریتانیا گفت، “بریتانیا با خیلی از کشورها منافع مشترک زیادی دارد اما متحد ثابت ندارد ! ” لذا گاه لازم است تا دست اتحاد به قدرت هایی داد که نیازمند اتحاد با آنان باشیم تا بتوانیم منافع ملی امان را تامین کنیم.

  • چین علمدار صلح جهانی

چیزی که احتمالاً شگفت انگیزتان می کند این است که دیگر دوره رهبری آمریکا به پایان رسیده . چینی ها، همواره درگیرفعالیت های چند جانبه ایجاد صلح در اقصی نقاط جهان هستند. تعداد سربازان چینی در حال خدمت تحت پوشش کلاه آبی ها و پرچم های آبی، به عنوان سربازان سازمان ملل در جهان، ۳۷۰۰ نفراست اما تعداد آمریکایی هایی که به ایجاد صلح در جهان کمک می کنند تنها  ۱۱نفر است! بزرگترین کشتی کمکی که به حل مسئله دزدان دریایی سومالی پرداخت، کجایی است؟ کشتی کمکی چینی است. البته که آنها طرفدار سیاست موازنه اقتصادی هستند. آنها می خواهند خطوط دریایی را باز نگهدارند. چین معتقد است ما باید با افرادی که ارزش هایمان با آنها مشترک نیست، کار و تجارت کنیم و در حال حاضر، با آنان منافع مشترک داریم .

  • اینترنت عامل جدید ظهور قدرت های جهان

عامل سوم که در ظهور قدرتهای جدید کاملاً متفاوت است. اینترنت است که در دنیای مدرن باعث شده  مردم درباره موضوعات مختلف با هم صحبت کنند، لذا همگان با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و به یکدیگر وابسته هستند. پیش از این رابطه متقابل ملت ها همیشه وجود داشته است و دیپلماسی درباره مدیریت رابطه متقابل ملت ها نیز ایجاد شده است. اما در حال حاضر ملت ها به یکدیگر بسیار نزدیک شده اند.برای مثال، شرکت مالی لمن برادرز ورشکسته می شود، کل بازار مالی سقوط می کند. در جلگه های روسیه آتش سوزی می شود، شورش های غذایی در آفریقا رخ می دهد. آنچه مهم است اینکه : ملتی پیروز است که بتواند هم در داخل و هم با محیط خارج شبکه سازی کند،اما دولتها هنوز قادر به فهم این موضوع نیستند. لذا ظهور پدیده شبکه سازی به این معناست که تمام ملت ها یک سرنوشت مشترک دارند یعنی وجود سلاح های کشتار جمعی هم برای کشورهای دارنده و هم دشمنان آنان خطرآفرین است.

*اکرم صدیقی.سردبیر سایت

پاسخ دادن