فرصت‌های از دست رفته در خاورمیانه

فرصت‌های از دست رفته در خاورمیانه

فارین افیرز نوشت ، از زمان حملات یازده سپتامبر ، عدم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی جهان عرب موضوع ثابت نگرانی بین المللی بوده است.

تهران – اقتصادبرتر – ۸ آبان ۹۸

گزارش برجسته سال ۲۰۰۲ ، برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) نتیجه گرفته است ، کشورهای عربی در شاخص های توسعه مانند آزادی سیاسی ، پیشرفت علمی و حقوق زنان از بسیاری از ملل دیگر در جهان عقب مانده اند.
در دهه اول این قرن ، پیشرفت اقتصادی کند بود. با این حال ، نارضایتی در حال افزایش است. این نارضایتی در اعتراضات سال ۲۰۱۱ که به بهار عربی شهرت یافت ، به اوج رسید . در کشورهایی مانند مصر ، لیبی ، سوریه و تونس ، شهروندان عادی برای اعتراض به حکام مستبد به خیابان ها ریختند و خواستار عزت ، برابری و عدالت اجتماعی شدند. اینطور به نظر می رسید که سرانجام تغییر در خاورمیانه ایجاد شده است.
گرچه برخی کشورها مانند تونس قادر به تثبیت سیستم های دموکراتیک بودند اما رهبران استبدادی در بیشتر کشورهای منطقه در برابر مردم ایستادند. در مصر ، رهبری کودتا به دست ارتش بود. در همین حال ، پیشرفت در شاخص های توسعه انسانی یا رکود داشت و یا به عقب برگشت. امروز تقریباً ده سال بعد ، اوضاع در خاورمیانه حتی بدتر از قبل از بهار عربی به نظر می رسد. سرکوب سیاسی بسیار خطرناک است. رشد اقتصادی کند و نابرابر است. فساد شایع است. برابری جنسیتی نیز بیشتر به یک آرزو تبدیل شده است. با این حال تغییری اساسی در وضعیت مردم ایجاد نشده است . اکنون بیش از هر زمان دیگری ، مردم عادی در خاورمیانه درگیر مسائل سیاسی هستند و تمایل دارند مخالفت خود با وضع موجود را ابراز کنند . جنبش های اعتراضی گسترده در الجزایر و سودان اوایل سال جاری نشان داد ، همچنان تمایل دارند دربرابر سرکوب بایستند و خواهان آینده ای بهتر باشند. بهار عربی ممکن است در اصلاحات فوری که بسیاری از آنها آرزو کرده بودند ، اثرگذار نباشد ، اما ممکن است در دراز مدت به چیزی مهمتر دست یابد: بیداری انرژی های سیاسی جهان عرب و آغاز روند طولانی احیای عرب.

*نتایج سیاست گذاری های غربی

در جبهه اقتصادی ، بسیاری از کشورهای عربی با تشویق کارشناسان مؤسساتی مانند صندوق بین المللی پول شروع به خصوصی سازی بنگاه های دولتی ، آزاد سازی سیاست های تجاری خود و پایان دادن به کنترل قیمت ها کردند تا با تلاش برای تحریک رشد و کاهش فشارهای بودجه بر روی کشور اقدام نمایند.
با این حال ، گرچه این سیاست ها رشدی را به وجود آورد اما درعوض ، خودی های وابسته تقریباً تمام مزایای این اصلاحات را به دست آورده اند. در کشورهایی مانند تونس ، مصر و لبنان ، تمام وابستگان حکومتی توانستند با دریافت مجوزهای دولتی ویژه از پروژه های مختلف مسکن ، نفت ، گاز و بانکداری سود خوبی بدست آورند و قسمت اعظم سود خالص بخش خصوصی را از آن خود کنند.

* اقتصاد لیبرال، سیاست لیبرال را به ارمغان نیاورد

به عنوان بخشی از این فشار برای آزاد سازی اقتصاد خود ، کشورهای عربی نیز به ضمانت اشتغال خود پایان دادند و به ارائه خدمات عمومی ، آموزش و مراقبت های بهداشتی پرداختند. این امر منجر به کاهش سطح زندگی در میان توده های بزرگ طبقه متوسط منطقه شد که عمدتاً از کارمندان بخش های عمومی و امنیتی تشکیل شده بود و از نظر تاریخی بزرگترین مدافع وضع موجود بود. به گزارش سازمان ملل: تا سال ۲۰۱۰ قریب به ۳/۴۰ میلیون نفر در منطقه عرب یا در معرض خطر و یا از فقر چند بعدی رنج می بردند. بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹ ، سطح زندگی عمومی در سطح منطقه کاهش یافته است ، همانطور که سطح بهداشت و آموزش نیز وجود داشته است. در مصر درصد افرادی که زیر خط فقر ملی زندگی می کنند از ۱۶.۷ درصد در سال ۲۰۰۰ به ۲۲ افزایش یافته است. ۰ درصد در سال ۲۰۰۸ در یمن ، نرخ فقر از ۳۴.۸ درصد در سال ۲۰۰۵ به ۴۲.۸ درصد در سال ۲۰۰۹ افزایش یافته است.
برداشتن تضامین اشتغال در بخش دولتی و کاهش دامنه و کیفیت خدمات عمومی منجر به برخی چالش های توسعه ای شد. گرچه سطح سواد و تحصیلات بطور کلی افزایش یافته اما آموزش و پرورش به فرصت تبدیل نشده است. بین سال های ۱۹۹۸ و ۲۰۰۸ ، تعداد جوانان بیکار در خاورمیانه ۲۵ درصد افزایش یافته است ، و این افزایش در بین تحصیلات بهتر متمرکز شده است. تا سال ۲۰۱۰ ، یک چهارم جوانان منطقه بیکار بودند که بالاترین میزان در جهان بود. کمبود فرصت های شغلی میلیون ها زن و مرد را وادار کرد به اقتصاد غیررسمی روی آورند ، جایی که کارگران معمولاً دستمزد کم دارند ، درآمد ناپایدار دارند و فاقد حمایت های اساسی اجتماعی مانند بیمه درمانی و حقوق بازنشستگی هستند.
شرایط اقتصادی و سیاسی که بهار عربی ایجاد کرد ، در سال های اخیر رو به وخامت گذاشته است.
در همین حال ، رژیم های سعودی و اماراتی که با انتقاد داخلی از جنگ متوقف شده خود در یمن روبرو شده اند ، به دلیل انتقاد از طریق اینترنت ، وبلاگ نویسان ، فعالان حقوق بشر ، روزنامه نگاران و وکلا را زندانی کرده اند. شاید مشهورترین نمونه این افزایش عدم تحمل مخالفت ، عوامل سعودی روزنامه نگار جمال خاشقجی را در کنسولگری عربستان سعودی در استانبول در اکتبر سال ۲۰۱۸ به قتل رساندند .
درگزارش جهانی ۲۰۱۸ درباره فقراز سوی سازمان ملل نشان داد: تقریباً یک پنجم جمعیت کشورهای عربی یا ۶۵ میلیون نفر در فقر شدید زندگی می کنند. فقر تعریف شده از سوی بانک جهانی به معنای درآمد کمتر از ۱.۹ دلار در روز برای افراد است. یک سوم دیگر هم “فقیر” یا “آسیب پذیر” بودند. در واقع ، منطقه عربی تنها منطقه جهان بود که بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ افزایش فقر شدید را تجربه کرد و نرخ آن از حدود چهار درصد به ۶.۷ درصد افزایش یافت.
در کشورهایی مانند سوریه و یمن که هر دو درگیری های خشونت آمیز را در طول یک دهه گذشته تجربه کرده اند ، بیشترین کاهش را داشته است. سوریه بین سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۷ رتبه ۲۷ را تجربه کرد و یمن به جایگاه ۲۰ سقوط کرد. تقریباً ۸۵ درصد از مردم سوریه و ۸۰ درصد یمنی ها اکنون در فقر زندگی می کنند. طبق گزارش های جهانی سال ۲۰۱۸ ، حدود ۱۰.۵ میلیون سوری و ۲۰ میلیون یمنی در شرایط ناامن غذایی بودند.
در مواجهه با چالش های اقتصادی بزرگ ، دولت های منطقه بر لزوم کارآفرینی در بخش خصوصی تأکید می کنند. امارات متحده عربی خود را به مقصدی برای استارت آپ ها تبدیل کرده است و اکنون به موفقیت هایی دست یافته است. مصر نیز یک قطب منطقه ای در حال رشد است. البته ” تصویر ۲۰۳۰ ریاض ، برای ترویج سرمایه گذاری در بخش خصوصی نیز جزو برنامه هایی برای رشد اقتصادی است.
با این وجود ، این گسترش متوسط بخش خصوصی برای فراهم آوردن مشاغل خوب برای شهروندان کافی نبوده است. بیکاری در کشورهای عربی هنوز زیاد است.
بنابراین جای تعجب ندارد که اعتماد شهروندان عرب به دولت هایشان در حال فروپاشی است. براساس بررسی های بارومتریک عرب از نمونه های نماینده ملی از شش کشور عربی ( الجزایر ، مصر ، اردن ، لبنان ، مراکش و تونس) و سرزمین های فلسطین ، اعتماد عمومی به دولت طی یک دهه گذشته کاهش یافته است.

*اکرم صدیقی.سردبیر سایت اقتصاد برتر

پاسخ دادن