قیمت خودرو در رادیو

قیمت خودرو در رادیو

راننده تاکسی داد می زد شهر ک غرب. شهرک غرب. یه نفر.حرکته. یه نفر شهرک غرب. گفتم: میدان صنعت پیاده می کنید؟ گفت: بله بفرمایید. سه تا خانم که با هم بودند صندلی عقب قبل از من نشسته بودند.

تهران – اقتصادبرتر – ۱۴ آبان ۹۸

تا نشستم. راننده ماشین رو روشن کرد و رادیو هم روشن شد. صدای مجری رادیو شنیده می شد.  از بازار خودرو حرف می زد. از قیمت خودرو و نوساناتی که طی یک سال اخیر این بازار به خودش دیده.گفتم. آقای راننده می شه رادیو رو خاموش کنید. هنوز  جمله ام تمام نشده بود که یکی از خانم هایی که صندلی عقب نشسته بود گفت: نه لطفا بذارید گوش کنیم .درباره قیمت خودرو می گه.

راننده نگاهی بهم کرد که یعنی چی کار کنم. می گن خاموش نکن. حرفی نزدم و سکوت کردم. خانم دومی گفت: ببخشید آقای محترم شما از رادیو خوشتون نمی آد. برگشتم و نگاهشون کردم و گفتم: رادیو رسانه خوبیه. ولی از بس حرف های تکراری و منفی شنیدیم خسته شدیم. هر روز می گن قیمت خودرو بالا رفته قیمت خودرو پایین اومده . قیمت خودرو های داخلی افزایش پیدا نمی کند. قیمت خودروهای خارجی ارزان می شود . از بس این حرفا رو شنیدیم خسته شدم. هیچ کدوم از این حرفا هم درست از آب در نمی آد. فقط حال آدمو بد می کنه.

خانم جوانی که یک پسر بچه کوچکی تو بغلش بود گفت: خوب رادیو چه گناهی داره. اقتصاد مملکت نوسان داره. قیمت ها بالا و پایین می ره . اینها هم چند تا کارمند رادیو هستند و باید یه خبری بخونن. راننده حرف خانم جوان را تصدیق کرد و گفت: راست می گه مجریان رادیو که از خودشون خبر تولید نمی کنند. این خبر ها وجود داره اونا هم می خونن. لبخندی زدم و گفتم: ولی ببخشید اگه اونا مجبورند به خاطر چندرغاز حقوق اینار ور بخونن ما مجبور نیستم که این حرفا رو بشنویم.

خانم اولی وارد بحث شد و گفت: ببین پسرم. شاید  تو همین حرفا  دو تا کلمه درست و حسابی هم شنیدیم. من هم می دونم هفته قبل می گفت قیمت محصولات ایران خودرو داره می آد پایین. این هفته ۱۰ درصد هم قیمتش بیشتر شده.

نگاهی بهش کردم و گفتم: من اصلا بحثم روی قیمت خودرو و اینا نیست. من  دانشجوی رشته روانشناسی ام. استاد ما یه حرف قشنگی می زنه می گه همیشه چیزهایی را بشنوید که دوست دارید نه اون چیزهایی رو که دوست ندارید.

 خانم جوان بچه اش را روی پاش جابه جا کرد  و گفت: آفرین آفرین اتفاقا شوهر من هم استاد انگیزشی است همیشه بهم می گه چیزی نگاه کن که دوست داری چیزی بخون که دوست داری در زندگی اتفاق بیفته. چیزی بخون که دوست داری در زندگی ات اتفاق بیفته.

حرفاشو تایید کردم و گفتم: برای همین  دوست ندارم خبرهای منفی بشنوم . دوست ندارم  از گرانی و بیکاری و قیمت خودرو که هر لحظه بالا و پایین می ره چیزی بدونم.

آقای راننده که گویا متوجه چیزی نشده بود گفت: یعنی شما اگه قیمت خودرو رو بدونید حالتون بد می شه؟ خندیدم و در حالی که به  آقای راننده نگاه می کردم گفتم: نه این طور نیست.  اما چرا من باید گوش هامو در اختیار چیزی قرار بدم که دوست ندارم. مگه شما رادیو آوا ندارید. شاید اونجا چهار تا آهنگ خوب آدم بشنوه و حالش خوب بشه.

بعد ادامه دادم : من اصولا دوست ندارم در باره چیزهایی که دوست ندارم نه حرف بزنم نه چیزی بخونم نه چیزی ببینم. وگرنه قیمت ماشین و اینا مهم نیست. مهم اینه که آدم باید چیزایی ببینه و بخونه و بشنوه که بهش حس خوبی می ده.

خانمی که وسط دو تا خانم دیگه نشسته بود گفت: من هم با شما موافقم. ولی اصلا نباید از اخبار کشور چیزی بشنویم.

لبخندی زدم و گفتم: هر کس می تونه خودش انتخاب کنه. من نظرمو را غالب نمی کنم. اما خودم دوست ندارم  در چیزهایی که نقش ندارم و نمی تونم داشته باشم حرف بزنم یا چیزی بخونم و بشنوم. من هیچ نقشی در بالا یا پایین رفتن خودرو ندارم . قیمت ماشین به من ربطی ندارد جز این که حالم با شنیدن این گرونی ها بد بشه.

راننده که سکوت طولانی داشت گفت: پس بگو این دخترم که هر شب می گه بابا به چیزهایی فکر کن که دوست داری منظورش همینه. هر وقت می خوام از گرونی و بدبختی کسب و کار و رانندگی و تاکسی قراضه ام بگم ،هیس هیس می کنه و می گه بهتره خدارو شکر کنیم که خیلی چیزها داریم با غر زدن و نق زدن هیچ  کاری پیش نمی ره.

خندیدم و گفتم : مثل این که رسیدیم. خوش حالم که همه با هم هم عقیده هستیم .امیدواریم یک روز یک بخش خبری در رادیو تلویزیون داشته باشیم که فقط خوبی و خوشی های مردم رو نشون می ده و در باره شون حرف می زنه. در حالی که کرایه رو می دادم در رو باز کردم و گفتم : مثلا بگه امروز  در فلان شهر ۲۵ تا عروسی  بود یه گزارش از عروسی عروس و داماد جوانِ ………. حرفم تموم نشده بود که همه خندیدند و من هم از همشون خداحافظی کردم.

پاسخ دادن