لطفا کنترل را از نویسنده بگیر!

اقتصادبرتر

حامد عنقا و بهرنگ توفیقی. حالا شاید دیدن این دو نام کنار هم آشناتر از قبل باشد و بتوان از آنها به عنوان یک زوج هنری نام برد.

تهران – اقتصادبرتر – ۲۵ فروردین ۹۸

به گزارش اقتصادبرتر ، عنقای نویسنده که به تازگی به تهیه کنندگی هم روی آورده و توفیقی کارگردان، تجربه سه کار مشترک با یکدیگر را دارند. “انقلاب زیبا”، “پدر” و در جدیدترین همکاری “بر سر دوراهی” که در ایام نوروز از شبکه دو سیما پخش می‌شد.
اگر “انقلاب زیبا” را به یاد نمی‌آورید، حتما سریال “پدر” را با آن حواشی و جار و جنجال به یاد دارید. بیرون پریدن پسر مذهبی داستان از پنجره کلاس دانشگاه (!)، دلبری دختر دانشجو با گذاشتن کلاه کاپشن بر سر و در آخر گم شدن دخترک نقش اول داستان در شهرت تازه به دست آمده که به گفته برخی شوی تبلیغاتی سازندگان بود تا خبر ساخت فصل دوم سریال برجسته شود. البته حامد عنقا پیش از این در سریال “تنهایی لیلا” توانایی خود در به وجود آوردن صحنه های عجیب و غریب و دور از ذهن را به مخاطب ثابت کرده بود.
قطعا وجود یک سریال درام برای ایام نوروز ضروری است؛ اما چه سریالی و با چه معیارها و کیفیتی؟ علی رغم تعریف و تمجیدهای فراوان که دلیل آن حداقل برای بنده نامشخص است، سریال “بر سر دوراهی” آن چیزی که باید از آب درنیامده بود. با وجود داستان جذاب و نو و پرکشش، روایت داستان آنطور که باید قوی نبود. حالا شاید طرفداران این نوع سریال‌ها از من شاکی شده باشند اما بگذارید برایتان توضیح دهم. در هر اثر هنری و ادبی، خالق اثر قطعا یک Central Purpose (درون مایه یا ایده‌ی اصلی) دارد که سعی میکند در طول اثر به آن هدف دست پیدا کند. اما عامل مهم دیگر Achievement (راهِ رسیدن به آن هدف) است که حاصل این دو در کنار یکدیگر به خلق یک اثر هنری خوب منجر می‌شود و حامد عنقا به وضوح راه خوبی را برای رسیدن به هدف خود انتخاب نکرده است. ایده داستان جذاب است اما در نهایت شاهد یک اثر معمولی و در بعضی مواقع مضحک هستیم. در سریالی که تعداد اپیزود چندانی ندارد این حجم از فلاش بک و تعلیق چه معنا دارد؟ به شما اطمینان می‌دهم اگر فلاش بک‌ها و سایر مسائل این چنینی از سریال حذف می‌شد تعداد اپیزودها به زحمت به عدد ۷ می‌رسید. این تکنیک برای پوشاندن ضعف کمیّت فیلمنامه زمانی بیشتر گریبان سریال را می‌گیرد که به این توجه می‌کنیم که در ایام نوروز قرار داریم. مخاطبانی که مدام در حال دید و بازدید فامیل هستند با این حجم از فلاش بک هرگز نمی‌توانند سر از کار سریال و شخصیت‌ها دربیاورند و مخاطبانی هم که در این ایام بیشتر در خانه می‌مانند از این همه تعلیق حوصله شان سر می‌رود.

از طرفی در جایی از داستان شاهد چرخش ناگهانی و بی دلیل شخصیت “پریناز” هستیم. کسی که تا روز قبل با “جاوید” همدست بود و جلوی دیگران را برای کمک کردن به “حامد” می‌گرفت به یکباره و بدون هیچ اتفاق خاصی (صرفا با یک بار دیدن این صحنه که حامد مواد مخدر استفاده می‌کند) متحول می‌شود و تصمیم می‌گیرد ناجی حامد باشد و بعد هم به طور کلی از سریال ناپدید می‌شود. مورد دیگر درباره شخصیت پریناز تکرار بیش از حد چند دیالوگ بود. مثلا در هر اپیزود به حامد می‌گفت: “تو با آدم‌های این خونه

فرق داری.” یعنی مخاطب با دوبار تکرار این دیالوگ و یا دیدن سریال نمی‌فهمد که حامد با آدم‌های آن خانه مذکور فرق دارد؟ این شرایط چه معنی دیگری جز ضعف فیلمنامه می‌تواند داشته باشد؟

جدا از این مسائل یکی از نقاط قوت سریال پرداختن به موضوع دلار و نقش مخرب آن در اقتصاد و ضرر و زیان‌های فراوان آن به زندگی معامله‌کنندگان بود. حامد و سینا صرفا با دیدن اسکناس دلار از نزدیک و بدون هیچ آشنایی با بازار ارز و معامله دلار و … سمت سرمایه‌گذاری اشتباه در این راه می‌روند و حامد در این راه خانه پدری خود را از دست می‌دهد. هرچند متوجه نشدیم چطور حامد توانسته بود از پدرش امضا و اثر انگشت بگیرد و خانه را به باد بدهد در حالی که پدر او حتی از نبودن سند ملک در خانه اطلاع نداشت! یک مورد عجیب دیگر هم وجود داشت و آن ورود عادی خانم‌های کلاس بالای سریال به قهوه‌خانه کاملا مردانه و پایین شهری بود و هرچه آقایان اصرار می‌کردند اینجا مناسب نیست، آنها انکار می‌کردند. واقعا رفتار خانم‌های بالای شهری اینگونه است؟ بعید می‌دانم.

البته حالا که عنقا تصمیم گرفته تهیه کنندگی آثار خود را بر عهده بگیرد شاید گرفتن کنترل از دستش چندان کار ساده‌ای نباشد!

و اما سلطان تخمه، “ن.خ”

در ایام نوروز امسال، اما شاهد ظهور سریالی بودیم که بسیاری آن را با “پایتخت” سیروس مقدم مقایسه کردند و امید زیادی را در دل مخاطبان سریال‌ها با لهجه محلی زنده کرد. سریال “ن.خ” با زبانی شیرین به بیان مشکلات روز جامعه پرداخت و توانست به خوبی جای خود را در دل بینندگان جعبه جادویی باز کند. سعید آقاخانی که در چند سال اخیر از دوران اوج خود فاصله گرفته بود به خوبی اعتبار خود را حتی بیشتر از قبل به دست آورد و خبر خوب اینکه قرار است فصل های بعدی این سریال جذاب هم ساخته شود. بنابر آخرین اخبار فصل دوم این مجموعه از تابستان ۱۳۹۸ کلید خواهد خورد.
سریال “ن.خ” از لحاظ مسائل تربیتی حتی بهتر از پایتخت ظاهر شد. مسائلی مثل احترام به بزرگتر به خوبی در سریال مشهود بود. از طرفی سریال مثل “پایتخت” مخاطب را برای حل مشکلات تا دم مرگ نمی‌برد. تکیه کلام های شیرین کُردی هم به خوبی در میان مردم جا باز کرد و از دیگر نقاط قوت سریال موفقیت هومن حاجی عبداللهی در ایفای نقشی متفاوت بود. حاجی عبداللهی نقش یک روحانی همه کاره را ایفا کرد و به خوبی از پس اجرای آن برآمد و به شیرینی سریال افزود.
استفاده از ترکیب بازیگران شناخته‌شده مثل حمیدرضا آذرنگ، هومن حاج عبداللهی، علی صادقی، فریده سپاه منصور و نعیمه نظام دوست و … درکنار بازیگران حرفه‌ای تئاتر و سیمای استانی کردستان، کرمانشاه و ایلام به هماهنگی در طول تمام سریال منجر شده بود و پاشا جمالی (اصغری سریال شهرزاد) هم در یک شخصیت جدید ظاهر شد که برای مخاطبانی که از سریال شهرزاد او را به یاد داشتند جذابیت داشت.

در این سریال لباس‌های کُردی همان شکلی است که اگر به مناطق کردنشین سفر کنید آن را خواهید دید، واقعی و نشانگر اینکه طراح لباس یا خودش کُرد است یا با تحقیق و پژوهش سراغ این مقوله رفته؛ مورد دیگر استفاده درست از تم‌های موسیقی کُردی علی الخصوص در تیتراژ ابتدا و انتهای سریال است.
در جمع بندی می‌توان به این اشاره کرد که تمام نکات مثبت سریال شاید به این دلیل است که سعید آقاخانی به عنوان بازیگر اصلی و کارگردان سریال اصالت کُردی دارد و با اشراف کامل بر فرهنگ و جامعه کردزبانان از هر گونه لغزش و سهل انگاری پرهیز کرده و با حساسیت و موشکافی کارش را به انجام رسانده است. معمولا ساخت سریال‌ها یا فیلم‌هایی با محوریت یک قوم، امری مانند راه رفتن بر لبه تیغ است و همواره ریسک و حساسیت زیادی را به دنبال دارد، در آخرین اتفاق یک دیالوگ از سریال “سرزمین کهن” رنجش بختیاری‌ها را به دنبال داشت تا جایی که پخش این سریال پس از تنها ۳ قسمت متوقف شد.
اما سازندگان “ن.خ” نشان دادند که می‌توان سریالی با محوریت یک قوم دیگر ایرانی ساخت که نه تنها هیچ مشکلی به وجود نیاورد بلکه حتی باعث توجه بیشتر به این منطقه از ایران شده و شادی را به خانه‌های مردم بیاورد.

*مریم رهنما

پاسخ دادن