مالیات بر جمع درآمد چیست؟

مالیات بر جمع درآمد چیست؟
اقتصادبرتر

به طور کلی سیستم مالیات بر درآمد سه طیف مختلف دارند. عمده‌ی شروع بحث مالیات درآمد با سیستم مالیات بر جمع درآمد بوده که تحت عنوان Comprehensive Income Tax شناخته می‌شود.

تهران – اقتصادبرتر – ۹ آبان ۹۸

سیستمی که در لایحه‌ی فعلی PIT طراحی شده، سیستم مالیات بر جمع درآمد هست. فلسفه‌ی آن این است که تمامی درآمدهای افراد صرف نظر از اینکه منبع آن کشاورزی، سود سهام یا بانکی، درآمد کار باشد جمع می شود و به عنوان درآمدهای ناخالص فرد بعد از کسر کردن معافیت‌ها و یکسری کسورات پایه و در ساختاری تصاعدی مشمول مالیات می شود.

**با اقتصادبرتر باشید/ با جدیدترین آموزش های اقتصادی به زبان ساده

فلسفه‌ی مالیات بر جمع درآمد Comprehensive Income Tax این است که افراد هر درآمدی که از هر منبعی بدست می‌آورند از کشاورزی تا درآمد مشاغل، پزشکان و درآمدهای حاصل از سودهای بانکی و سود سپرده‌ها تا درآمد نیروی کار و اجاره تماماً باید داخل مخزنی جمع شود بعد یکسری معافیت‌های پایه، اصول استاندارد از کل این درآمد کسر می‌شود و بقیه درآمد مشمول مالیات مشخص می‌شود. درآمد مشمول مالیات تعیین شده در قالب یک جدول با ساختار تصاعدی بررسی می شود.

 به طور کلی سیستم مالیات بر درآمد سه طیف مختلف دارند. عمده‌ی شروع بحث مالیات درآمد با سیستم مالیات بر جمع درآمد بوده که تحت عنوان Comprehensive Income Tax شناخته می‌شود. بعد از آن بخاطر مسائلی که به وجود آمده برخی از کشورها به سمت مالیات بر درآمد دوگانه شیفت کردند که تحت عنوان Dual Income Tax مطرح هست. در انتها سیستم نوع جدید ظهور تحت عنوان مالیات یک نواخت مطرح می‌شود که سرعت الحاق کشورها به این سیستم بالا هست.

بیشتر بخوانید: مالیات کربن چیست و به چه دردی می‌خورد؟

نکته‌ای که در این سیستم وجود دارد این است که باز توزیع درآمد به شدت اتفاق می‌افتد و دلیل آن این است که ساختار اخذ مالیات تصاعدی هست و سیستم‌ها عمدتاً از نوع تک سود هستند؛ به افرادی که درآمد معقول ندارند یارانه می‌دهیم و کسانی که درآمدهای خیلی بالایی دارند با نرخ‌های خیلی بالاتر از آن‌ها مالیات اخذ می شود. بدیهی است که در این سیستم باز توزیع ثروت به شیوه‌ی خوبی می‌تواند انجام دهد اگر به درستی اجرا شود.

 دومین مزیت این است که درآمد نیروی کار و درآمد حاصل از سرمایه مشابه همدیگر هستند و هیچ انگیزه‌ای وجود ندارد که افراد درآمد‌های نیروی کار خود را به صورت درآمد سرمایه جلوه دهند یا بالعکس. پس آربیتراژ مالیاتی هم امکان ظهور در Comprehensive Income Tax نخواهد داشت و بحث برنامه‌ریزی مالیات می‌تواند در این سیستم منتفی شود.این سیستم بخاطر اینکه درآمد‌های حاصل از سرمایه را با نرخ‌های خیلی بالا را مشمول مالیات می‌کند و بین نیروی کار و سرمایه تفاوتی قائل نمی‌شود در دهه‌ی ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ کم‌کم توسط کشورهایی در نظر گرفته می‌شود بخاطر اینکه فکر می‌کنند سرمایه به جهت اینکه تحرک‌ پذیری خیلی بالاتری نسبت به نیروی کار دارد پس باید تمهیدات مالیاتی در مقابل آن داشته باشیم.

 به همین دلیل این کشورها می‌گویند ما درآمدهای افراد را به دو دسته‌ی درآمدهای حاصل از نیروی کار و درآمدهای حاصل از سرمایه تقسیم می‌کنیم. به دلیل اینکه سرمایه می‌تواند به راحتی جابجا شود و از یک کشور به کشور دیگری بخواهد برود پس باید حداقل مالیات را بگیریم لذا عمدتاً در کشورها با نرخ خیلی پایین درآمدهای حاصل از سرمایه را مشمول مالیات می‌کنند و درآمدهای حاصل از نیروی کار با نرخ تصاعدی باید مشمول مالیات شود.

 یکی از دلایلی که مطرح شد این است که تشخیص دادند این سیستم به نفع نیروی کار است؛ به دلیل اینکه در کشور سرمایه‌ها را حفظ می‌کنیم و نسبت نیروی کار به سرمایه کاهش پیدا می‌کند و باعث می‌شود MPL نیروی کار بالاتر برود. به دلیل اینکه در اقتصاد W مساوی با MPL هست پس دستمزدهای نیروی کار به این ترتیب بالاتر خواهد رفت. استدلال‌های دیگر اینکه رشد اقتصادی می‌تواند با انباشت سرمایه اتفاق بیفتد و به دلیل اینکه سرمایه به سرعت می‌تواند جابجا شود بنابراین بهتر است آن را در داخل کشور حفظ کنیم. این سیستم به رغم مزیتی که نسبت به سرمایه ایجاد می‌کند می‌تواند یکسری معایب و کاستی‌ها را در اجرا به دنبال داشته باشد. اولین مورد بحث آربیتراژ مالیاتی هست که به وجود می‌آید به دلیل اینکه افراد تلاش می‌کنند درآمدهای خود را به صورت درآمدهای سرمایه‌ای جلو دهند؛ بنابراین بخش عمده‌ای از نیروهای جامعه متمرکز می‌شوند به اینکه چگونه درآمد نیروی کار خودشان را جای درآمد سرمایه جا بزنند. دومین مشکلی که به وجود آمد اینکه کلاً اصل برابری مخدوش و زیر سؤال می‌رود افرادی که از محل نیروی کار و سرمایه درآمد دارند، اگر به مقدار یکسان درآمد داشته باشند مالیات‌های متفاوت می‌دهند. پس می‌تواند اصل برابری افقی را مختل کند؛ به دلیل اینکه افراد با درآمد یکسان مالیات متفاوت می‌دهند.

 این موضوع همین طور اصل عدالت عمودی را زیر سؤال می‌برد. اصل عدالت عمودی می‌گوید کسی که درآمد خیلی بالا دارد باید نسبت بیشتری از درآمد خود را مالیات دهد و به دلیل اینکه سرمایه‌ها عمدتاً در اختیار دهک‌های بالای درآمد‌ی جامعه هست و ما با نرخ‌های پایین پیش‌بینی می‌کنیم پس اصل عدالت عمودی را زیر پا می‌گذاریم به دلیل اینکه کسانی که درآمد بالاتری دارند باید مالیات پایین‌تری بپردازند.

سیستم بعدی، مالیات بر درآمد یکنواخت است که تحت عنوان Fix Income Tax مطرح می‌شود. این سیستم به دنبال این هست که ساده سازی سیستم مالیاتی را با استفاده از یک نرخ واحد مالیاتی برای تمامی منابع درآمدی تقویت کند. بنابراین در این سیستم تمامی درآمدها جمع می‌شود و به یک نرخ واحد مشمول مالیات می‌شود صرف نظر از اینکه این درآمد از کار یا سرمایه باشد با یک نرخ واحد مشمول مالیات می‌شود. با اینکه این سیستم سادگی را برای ما به دنبال دارد و می‌تواند عدالت افقی را برقرار کند اما ضرورتاً عدالت عمودی خیلی محقق نمی‌شود؛ به دلیل اینکه در این سیستم دولت‌ها معمولاً یک معافیت پایه‌ی استاندارد به همه‌ی خانوارها صرف نظر از اینکه درآمدها چه باشد پرداخت می‌کنند و به دلیل اینکه رقم قابل توجه‌ای هست معمولاً نرخ مالیات یکنواخت کمی بالاتر از سطح حداقلی می‌شود که اکنون وجود دارد. ممکن است سطح حداقل ده درصد باشد ولی اگر بخواهیم به سمت سیستم یکنواخت حرکت کنیم شاید لازم باشد یک نرخ مالی پانزده درصدی ببندیم.

دهک پایین و ثروتمند جامعه باید با نرخ پانزده درصد مالیات دهند. بنابراین تا حدی می‌تواند عدالت عمودی را تحت الشعاع قرار دهد. سیستم‌هایی که درباره آن توضیح داده شد به لحاظ تئوری سیستم‌های محض و حدّی هستند. در کشورها این گونه نیست که عیناً همین مکانیزم پیاده شود عمدتاً نزدیک به مکانیزم‌ها سیستم مالیاتی خود را تنظیم کردند. در سال ۱۸-۲۰۱۷ حدود ۱۳۰ کشور را با توجه به منبع ارنست بررسی کردیم که چه سیستمی را پیاده می‌کنند. در این سال حدود ۶۵ درصد کشورها به سمت Dual Income Tax رفتند حدود ۸۴ کشور مجری نظام مالیات بر درآمد بودند. بعد از آن مالیات بر جمع درآمد بیشترین تواتر را داشت ۲۴ درصد از کشورها که در مجموع ۳۱ کشور هستند و ۱۱ درصد که پانزده کشور را شامل می‌شود مالیات بر درآمد یکنواخت را پیاده کردند.

*دکتر پریسا مهاجری استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تهران

پاسخ دادن