نجفی قربانی جایگاه اجتماعی و سیاسی!

پرونده نجفی
اقتصادبرتر

احمد بیرانوند-کارشناس ارشد روانشناسی-هفته پیش خبر تاسف بار قتل میترا استاد توسط محمد علی نجفی سیاستمدار شناخته شده و شهردار سابق تهران، افکار عمومی را به شدت متاثر کرد.

تهران – اقتصادبرتر – ۱۱ خرداد ۹۸

مهم‎ترین سئوال همه این بود که چه تحول فکری اتفاق می‌افتد که فردی با این همه سال سابقه و خدمات ارزشمند در زندگی شخصی خود به نقطه ای می‌رسد که دست به بدترین کار ممکن از نظر انسانی می‌زند!

تفسیرهای مختلف از این موضوع از زوایای گوناگون امری طبیعی است اما برخی نقد‌ها و تفسیرها از موضوع بیشتر بوی تسویه حساب شخصی و سیاسی می‌دهد تا واقعیت یک رویداد متاثر کننده!

شنیدن خبر‌هایی از خودکشی و دیگر آزاری افراد شناخته شده در منصب‌های دولتی و ملی نظیر هنرمندان و ورزشکاران همیشه در کانون توجه و قضاوت ویژه مردم قرار دارد. در جایی که هر رفتاری از هر انسانی می‎تواند بروز پیدا کند؛ ولی نمی‎توان صرفا از جایگاه اجتماعی افراد به آن پرداخت. به بعضی از اظهار نظر‌ها و اخبار منتشر شده حول و حوش موضوع که نگاه می‌کنیم، سریعتر از آنکه دلیلی قانع کننده برای آن بیابیم اول باید می‌بینیم که چه کسی آن حرف را زده است؟ این مرحله ای است که باعث قضاوت درست و نادرست درباره یک حادثه می‌شود. قضاوت‌های ناعادلانه در چنین حوادثی بدترین عامل تشویش افکار عمومی است.

حادثه قتل میترا استاد با نحوه زندگی کاری محمد علی نجفی بی ارتباط نبوده است. شرایط و موقعیت اجتماعی و سیاسی نجفی و رابطه آن با بروز اتفاقات در زندگی شخصی و خانوادگی اش را نمی توان با حادثه ای که اتفاق افتاده را بی ارتباط دانست. جامعه عادت دارد اتفاقات را در کنار جایگاه کاری افرادی که در آن اتفاق نقش داشته اند قضاوت کند. درصورتی که هر فرد در کنار پایگاه و جایگاه اجتماعی انسانی خود دارای تمایلات شخصی نیز هست. شغل افراد ممکن است با سلامتی و حالات روانی فرد ارتباط مستقیم داشته باشد، چنانکه در شرایط فشارکاری، فقط به خود آسیب نمی زند بلکه دگر آزاری را هم می‌تواند به‌دنبال داشته باشد. افرادی که هرروزه درگیری شغلی با مسئولیت‌های متعدد و پرکاری دارند فشار کاری زیادی را متحمل می‌شوند؛ ولی از این غافل هستند که ارتباط کار آنان با کیفیت زندگیشان بسیار زیاد است وارتباط مستقیم آن از نظر روانشناسان اثبات شده است. فردی که مسلح است این اسلحه را برای حفاظت از شخصیت کاری اش به وی داده اند اما همین اسلحه در حالات روحی و روانی مختلف می‌تواند وسیله اصلی جرمی نظیر یک قتل باشد. اگر فردی برای جلوگیری از افشای شخصیت کاری خود تحت فشار است شغل و کارش مستقیم در جرم او نقش دارد. در غیر این صورت تهدیدات داخلی در یک زندگی شخصی این پیامد را نخواهد داشت. در ماجرای نجفی اگر با مجرم رفتار متفاوتی انجام شده و اجازه می‌دهند به راحتی از رسانه ملی حرف بزند، این موضوع به جایگاه اجتماعی و سیاسی گذشته، تضاد بین موقعیت اجتماعی وی با جرمی که مرتکب شده و نیاز افکار عمومی به شنیدن ماجرا از زبان مجرم دارد که می‌خواهند پاسخ سئوال این تضاد شخصیتی را مستقیم از خود فرد بشنوند و طبیعی است که خبرنگار باید کاری را انجام دهد که مخاطب جامعه تقاضای بالایی برای آن دارد.

اگر نجفی مسئولیت وزارت، ریاست سازمان برنامه و بودجه، شهرداری، مشاور رئیس جمهوری و… را نداشت افکار عمومی اینقدر درگیر آن  نمی‎شد. و مردم مثل سایر قتل‌هایی که روزانه در گوشه و کنار شهر اتفاق می‌افتد با آن نیز خنثی برخورد می‌کردند و شاید حتی یک خبر هم درباره آن منتشر نمی‎شد. این اتفاق و رویداد‌هایی که برای شخصیت‌های اجتماعی و سیاسی جامعه در گذشته اتفاق افتاده از چند جهت حائز توجه است. مسئولان نباید آنقدر در کار غرق شوند که از زندگی و شخصیت فردی خود غفلت کنند که فشار عدم تعادل در زندگی کاری و شخصی در جای دیگری بروز کند. یادمان باشد کیفیت زندگی کاری انسان‌ها آنقدر اهمیت دارد که قضاوت‌های زندگی شخصی ما هم با سرتیتر همان شهرت و شغل امان شروع می‌شود.

پاسخ دادن