نگرانی آمریکا از تسلط اقتصاد چین بر جهان

اکرم صدیقی – سردبیر سایت- ترامپ از مدت ها پیش جنگ تجاری با چین را با هدف تقویت اقتصاد آمریکا در برابر این کشور آغاز کرد و اکنون به روش های مختلف تلاش دارد موانعی بر سر راه رشد اقتصاد چین ایجاد کند تا سرعت توسعه اقتصاد این کشور را کند نماید .

تهران – اقتصادبرتر – ۷ اردیبهشت ۹۸

کارشناسان معتقدند یکی از دلایل تحریم های نفتی ایران توسط ترامپ، جلوگیری از تزریق نفت ایران به اقتصاد چین است . زمانی که ترامپ فهمید نمی تواند مانع خرید نفت ایران توسط چین شود، این کشور را از تحریم خرید نفت ایران معاف کرد اما اکنون دوباره قصد دارد جلوی فروش نفت ایران به چین را بگیرد!
از آنجا که چین خریدار یک چهارم نفت ایران است، آمریکا با این تصور که بهتر است برای کند کردن رشد اقتصاد چین سنگ اندازی کند، به تحریم نفتی ایران متوسل شده، غافل از آنکه، چین دارای تعداد زیادی شرکت‎های نفتی و پالایشی کوچک و متوسط است که روابط مستقیم تجاری با آمریکا ندارند و از طرفی چین دارای تجربه خرید نفت خام با ارز ملی خود از کشورهای مختلف خصوصا کشورهای تحریم شده است .
طبق پیش بینی گلدمن ساکس، سال ۲۰۲۵ اقتصاد چین تقریبا به اندازه اقتصاد آمریکا خواهد بود و در سال ۲۰۵۰ حجم اقتصاد چین دو برابر اقتصاد آمریکا خواهد شد و بزرگی اقتصاد هند نیز برابر اقتصاد آمریکا خواهد شد. نکته قابل توجه اینکه این پیش بینی ها پیش از بحران مالی غرب انجام شده است. این آمارها برای غرب که قریب به ۲۰۰ سال بر جهان تسلط داشته و رهبری اقتصاد جهان را در اختیار گرفته بود، خبرهای خوبی نیست و باور آنکه غرب سلطه بر اقتصاد جهان را از دست می دهد سخت است! غرب نمی تواند تحمل کند که کشوری با جمعیت یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر با برخورداری از تمدنی کهن و ریشه دار گوی سبقت را از آمریکا برباید و بر اقتصاد این کشور حکمرانی کند. آنچه غرب را از تسلط چین بر جهان می ترساند این است که چین تنها یک دولت نیست بلکه تمدنی دیرینه است که به عنوان یک دولت ملی شکل نمی گیرد و آنچه بر جهان تسلط می یابد تمدن این کشورشرقی است . آنچه برای چینی ها مهم است و ارزش سیاسی دارد، وحدت و حفظ تمدن چینی است. در غرب، دولت به عنوان یک دولت ملی که مدام به چالش کشیده می شود معنا پیدا می کند اما در چین دولت از یک قدرت روحانی برخوردار است که با مردم روابط نزدیک دارد و تلاش می کند از تمدن چین همانند سرپرست یک خانواده پاسداری کند. در واقع این امر روی چارچوب اقتصاد این کشور نیز اثرگذاشته است. به گفته آدام اسمیت، بازار چینی بزرگ‎تر و پیشرفته تر و پیچیده تر از هر بازاری در اروپاست. در این نوع اقتصاد، دولت در همه جا حضور دارد، شرکت های پیشرو در مالکیت دولت است و شرکت های خصوصی نیز هرچند بزرگ باشند باز هم وابسته به حمایت دولت هستند. از سوی دیگر اهداف اقتصادی نیز توسط دولت تعیین می شود. از آنجا که غرب ۲۰۰ سال بر جهان تسلط داشته ، تصور می کند که توانسته بر سایر فرهنگ ها نیز تسلط یابد و دیگر نیازی به تمدن های دیگر نیست. اما باید توجه داشت که یک سوم جمعیت جهان در شرق آسیا زندگی می کنند که بزرگ‎ترین منطقه اقتصادی جهان را در اختیار دارند و این فرهنگ آنهاست که در آینده ای نه چندان دور بر جهان مسلط خواهد شد لذا ترس غربی‎ها و در رأس آنان آمریکا به رهبری ترامپ تمام تلاش خود را به کار خواهد بست تا مسیر رشد اقتصادی چین را ناهموار سازد.

از آنجا که چین برای پیشبرد کارخانجات تولیدی خود نیازمند انرژی فراوان است و برای تامین نیاز خود روی انرژی ایران به عنوان بزرگ‎ترین فروشنده نفت به چین حساب کرده است . ترامپ از تحریم نفتی ایران و به صفر رساندن آن به قول خودش دو هدف را دنبال می کند: ایجاد سدی برای تامین انرژی چین و کند کردن روند رشد اقتصاد چین و سنگ اندازی پیش پای ایران برای عدم دستیابی به ارز حاصل از فروش نفت و نهایتا کارشکنی در روند توسعه و عمران ایران، آنچه موجب ترس بیش از حد غرب از رشد اقتصاد چین شده این است که سال‎ها جهان توسط یک بخش از جمعیت انسانی اداره شده است و بدون توجه به فرهنگ های مختلف سایر کشورها از جمله چین و هند که ۳۸ درصد جمعیت جهان را در اختیار دارند، به شکل جدید ظهور کرده‎اند و برای کسب رتبه جدیدی در اقتصاد و پایین کشیدن غرب از اوج اقتصاد جهان هدف‎گذاری کرده‎اند . اکنون چین و هند با رشد اقتصادی که دارند در کنار فرهنگ قدیمی و اصیل و پر قدرت خود در برابر غرب عرض اندام می کنند و غرب با فرهنگ آسیایی ها بیگانه است و کمتر آنها را درک می کند . طبیعی است آمریکا در چنین شرایطی دست و پایش را در برابر قدرت نمایی قدرت های نوظهور آسیا گم کند و بخواهد در مسیر پیشرفت آنان سنگ اندازی کند. حال باید دید در جدال غرب و شرق بر سر کسب قدرت برتر اقتصاد جهان آیا چین و هند اجازه خواهند داد آمریکا مسیر تامین انرژی آنان را سد کند یا خیر؟

پاسخ دادن