پیش بینی «اقتصاد برتر» از ماموریت جدید واشنگتن

همزمان با دستور ترامپ برای خروج نیروهای آمریکا از سوریه، «اقتصاد برتر» در گزارشی به دو فرضیه عمده در مورد تصمیم دولت آمریکا پرداخت.

تهران – اقتصاد برتر – ۱۰ بهمن ۹۷

خروج آمریکا از افغانستان
به گزارش #اقتصادبرتر – همزمان با دستور ترامپ برای خروج نیروهای آمریکا از سوریه، «اقتصاد برتر» در گزارشی به دو فرضیه عمده در مورد تصمیم دولت آمریکا پرداخت.

یک فرضیه حکایت از تلاش برای محدودسازی ایران در منطقه ضمن یک توافق با روسیه و ترکیه داشت.

فرض دوم اما یک ماموریت جدید نظامی برای ارتش آمریکا در برپایی یک جنگ جدید در منطقه تعریف می‌کرد. اکنون و حدود یک ماه پس از آن اتفاقات، اخبار خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان آن هم پس از ۱۷ سال، فرضیه مذکور را تایید می‌کند.

*تأیید خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان
یک مقام رسمی آمریکایی اعلام کرد، در شرایطی که گفت وگوهای اخیر با طالبان، طی شش روز پیشرفت چشمگیری داشته، لذا واشنگتن نظامیان خود را از افغانستان خارج خواهد کرد.
مقام رسمی آمریکایی در عین حال گفته است، پیش از خروج از افغانستان به دنبال برقراری آتش بس دایمی در این کشور هستیم.
این مقام آمریکایی همچنین هرگونه تصمیم برای ایجاد پایگاه نظامی دائمی آمریکا در افغانستان رد کرده است.
طی چند روز گذشته «زلمای خلیلزاد»، نماینده وزارت خارجه آمریکا در امور صلح افغانستان اعلام کرد، موفق به دستیابی به یک توافق با گروه طالبان در جریان مذاکرات اخیر در قطر شده است.

بر اساس این توافق احتمالی، قرار است نیروهای خارجی طی هجده ماه از افغانستان خارج شوند.
همچنین منابعی از گروه طالبان به رویترز گفته‌اند که بعد از پایان چهارمین دور مذاکرات صلح با زلمای خلیلزاد در دوحه، به پیش نویس توافقی برای پایان جنگ در افغانستان دست یافته‌اند.
هرچند جزئیات بیشتری از این توافق منتشر نشده، توافقاتی در ارتباط با عدم استفاده القاعده و داعش از خاک افغانستان و در مقابل عدم استفاده از خاک افغانستان برای حمله و تهدید کشور دیگر، از جمله موارد این توافق احتمالی عنوان شده است.

*آغاز ماجرا
پس از آنکه ایران، روسیه و ترکیه به همراه نماینده سازمان ملل در مورد تشکیل کمیته قانون اساسی سوریه به توافق دست یافتند، ایالات متحده نیز در اقدامی غافلگیرکننده، خبر خروج نیروهای آمریکا از سوریه را اعلام کرد. روز چهارشنبه (۱۹ دسامبر مصادف با ۲۸ آذر)، «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور امریکا از پیروزی بر داعش در سوریه خبر داد. سپس کاخ سفید اعلام کرد که پروسه خروج نیروهای امریکایی از سوریه آغاز شده است. خبری که تا حدودی موجب حیرت بسیاری از کارشناسان و ناظران امور سوریه و خاورمیانه شد.
پس از اعلام تصمیم ترامپ مبنی بر خروج از سوریه، یکی از مسئولین عالی رتبه ایالات متحده، اعلام کرد شمار زیادی از سربازان آمریکایی افغانستان را ترک می‌کنند. در همین راستا روزنامه‌های وال استریت و نیویورک تایمز از احتمال خروج نیمی از ۱۴ هزار سرباز آمریکایی از این کشور خبر دادند.

* چرا مهم است؟
نخستین پرسشی که باید بدان پاسخ داد، این است که چرا اعلام خروج نیروهای آمریکا از سوریه تحول مهمی است؟ پاسخ را باید در دینامیزم‌های جدید سیاسی در سوریه جست‌وجو کرد؛ جایی که بحران از فاز نظامی وارد فاز مصالحه و توافق سیاسی شده است.
در واقع، علی رغم جدی شدن تشکیل کمیته قانون اساسی سوریه و توافق میان ایران، روسیه، ترکیه و نماینده سازمان ملل، همچنان یک مانع عمده در حل و فصل بحران سوریه وجود داشته و آن هم کارشکنی‌های ایالات متحده و حضور نیروهای آن در سوریه بوده است. با عقب نشینی آمریکا از سوریه، چشم اندازی برای دستیابی به راه حل سیاسی به وجود می‌آید. بی‌دلیل نیست که اشرافیت سیاسی آمریکا، اندیشکده‌های غربی، فرانسه، سران رژیم صهیونیستی، و کردهای مورد حمایت آمریکا در سوریه نسبت به پیامدهای تصمیم ترامپ، به شدت ابراز نگرانی می‌کنند.
از سوی دیگر، این تصمیم، می‌تواند تحولات بزرگ دیگری نیز به همراه داشته باشد. کنترل کشورهای منطقه بر سوخت‌های فسیلی خود، ایجاد نظم جدید در منطقه با محوریت ایران، مقاومت، سوریه، روسیه و ترکیه، از دیگر پیامدهای فوری خروج آمریکا از منطقه خواهد بود و در این میان، چیزی که مهم‌تر از همه است و احتمالا محقق خواهد شد، چندقطبی شدن نظم جهانی و عقب‌نشینی تاریخی کل غرب از منطقه غرب آسیا است. اما می‌دانیم حتی اگر سوریه، در دکترین امنیت ملی ایالات متحده جایگاه مهمی نداشته باشد، موارد پیش گفته، خط قرمز این دکترین خواهد بود.

*چرا ترامپ تصمیم به خروج آمریکا از سوریه و افغانستان گرفت؟
پاسخ به این سوال حتی برای کارشناسان سیاسی و نظامی- امنیتی مسائل آمریکا و خاورمیانه نیز آسان نیست.
شاید یک پاسخ اولیه این باشد که در تعاریفی که ترامپ از منافع ملی آمریکا در سوریه ارائه داده است می‌توان این گونه نتیجه گرفت که نیازی نیست روسیه و ترکیه، سوریه را ترک کنند؛ زیرا سوریه در حلقه نگرانی‌های امنیتی دولت ترامپ قرار ندارد.
با روی کار آمدن ترامپ، بحث کاستن از هزینه‌های نظامی در خاورمیانه و همچنین افغانستان جدی تر شد. وی پس از پیروزی در انتخابات دیدگاهش را تغییر نداد و در اوت ۲۰۱۷ پس از نشست‌هایی طولانی با موضوع افغانستان تاکید کرد: «ما دیگر از قدرت نظامی آمریکا برای ایجاد دموکراسی در سرزمین‌های دور استفاده نخواهیم کرد و یا تلاش نمی کنیم کشورهای دیگر را براساس تصویر خودمان بسازیم. ما از دیگران نمی خواهیم شیوه زندگی خود را تغییر دهند».

اما موارد فوق نمی تواند توجیه گر خروج آمریکا از افغانستان و سوریه باشد. بدون تردید، حضور نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه کمک مهمی به آنها در دستیابی به اهداف راهبردی شان در منطقه می‌کند. کما اینکه دو روز بعد ازدستور خروج از سوریه، ناو هواپیمابر «یو. اس. اس جان استنیس» در ۳۰ آذر وارد خلیج فارس شد تا به طولانی‌ترین دوران غیبت ناوگان دریایی آمریکا پایان دهد.
این ناو پس از یک دوره غیبت هشت ماهه وارد منطقه شده است و طولانی‌ترین غیبت منطقه‌ای برای ناوگان دریایی آمریکا پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به شمار می‌رود.
حضور این ناو هواپیمابر در منطقه، نخستین مورد پس از خروج آمریکا از توافق هسته ای با ایران است.
بنابراین باید به دنبال سناریوهای دیگری برای صورت بندی ماجرا باشیم.

*دو فرض عمده
در این زمینه دو فرض عمده قابل تصور است؛
فرض نخست به ما می‌گوید که عقب نشینی آمریکا از سوریه طبق توافقی مشترک با روسیه و ترکیه حاصل شده است؛ توافقی که بدون تردید عوایدی نیز برای واشنگتن خواهد داشت. توافق با روسیه برای بیرون راندن ایران از سوریه می‌تواند در این فرض جای گیرد.

فرض دوم عقب نشینی آمریکا از سوریه بخشی از طرح جان بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ و مایک پمپئو برای تمرکز نظامی و امنیتی علیه ایران است. براساس این سناریو، واشنگتن احتمالا نیروهای خود را از نقاطی مانند سوریه به سمت خلیج فارس گسیل می‌کند و در مرحله بعد ممکن است آنها به دنبال اقدام نظامی علیه ایران باشند. حال ممکن است این پرسش مطرح شود که این فرض تا چه حد قابل پذیرش است؟

در این زمینه باید به چند نشانه توجه کرد؛ نخست اینکه، با توجه به عدم تحقق وعده اروپایی‌ها یا عدم توان آنها برای تحقق این وعده ها، آمریکایی‌ها احتمال خروج ایران از برجام را دور از ذهن نمی دانند. خروج ایران از برجام معنایی جز ازسرگیری فوری فعالیت‌های هسته ای ندارد. در اینجاست که ممکن است آمریکایی‌ها دنبال راه اندازی یک اقدام پیشدستانه علیه تأسیسات هسته ای ایران باشند. اقدامی که ممکن است زمینه‌های یک جنگ نامحدود را فراهم کند. دومین نشانه را باید در حمایت‌های اخیر مقامات آمریکایی از برخی اپوزیسیون خارج از کشور از جمله «رضا پهلوی» دانست. در واقع واشنگتن به دنبال پیشبرد جدی سیاست «تغییر رژیم» و معرفی آلترناتیوهای آن هستند. نشانه سوم را نیز بایستی در تمرکز نظامی دوباره آمریکا و حضور ناوهای نظامی این کشور در خلیج فارس دانست.
به نظر می‌رسد شواهد فرضیه دوم را تایید می‌کند.

پاسخ دادن