چالش انسجام در دولت  

احمد خادم ‏المله- مدیر مسئول- یکی از عوامل موفقیت و کارآمدی هر نظام و دولتی موضوع انسجام و هماهنگی بین دستگاه‎هاست که در اسناد بالادستی نیز به اشکال مختلف بر آن تاکید شده است.

تهران- اقتصاد برتر- ۲۲ شهریور ۹۶

برنامه در دولت‏ها بسیار مهم است اما مهم‏تر از آن اراده و توان مدیران برای اجرایی کردن آن برنامه است . در دولت‏های قبل متاسفانه فرهنگ کارگروهی‏، انسجام و همکاری ضعیف بود. این موضوع در دولت یازدهم هم خودنمایی می‎کرد تا بدانجا که اکثر صاحب‏نظران از عدم هماهنگی و انسجام بین تیم اقتصادی دولت و یا عدم همکاری در اجرای یک طرح یا پروژه ملی انتقاد داشتند .

منظور از دولت کابینه دوازدهم نیست منظور کل مجموعه نظام شامل قوای مقننه و قضائی نیز می‏شود و بحث ما در این مقال همه مدیران نظام است.

ما عادت کرده‏ایم وقتی وزیرانمان رای اعتماد گرفتند، خودشان یک کل و یک نظام می‏شوند و به هیچ صراطی مستقیم نیستند و در برخی موارد حتی توصیه‏های مقام بالا دست که آنها را منصوب کرده است را هم نمی‏پذیرند زیرا فلان معاون یا وزیر به این اعتقاد نرسیده که مثلا با دستگاهی برای اجرای یک طرح، پروژه ملی یا بین‏المللی همکاری کند.

دیدگاه مدیران کلان ما معمولا دیدگاه یک بعدی و صنفی است و هر وزیر یا مدیر دستگاهی فقط به دنبال منافع دستگاه خودش است و کاری به اسناد بالادستی و یا مسائل ملی کشور ندارد و حتی از یک برنامه‏ریزی کلان یا خرد کشور هم تبعیت نمی‏کند.

مثلا اگر قرار است طبق اسناد بالادستی در کشور اشتغال ایجاد شود، جوان‏گرایی شود و یا «اقتصاد مقاومتی» و ساخت داخل مورد عنایت قرار بگیرد، مدیرانی هستند که اعتقادی به ساخت داخل و یا جوانگرایی ندارند و از برنامه و سیاست کلان کشور در این زمینه تبعیت نمی‏کنند .

نتیجه چنین تفکری این خواهد شد که بخش مهمی از انرژی مدیران ارشد و میانی کشور صرف توجیه مدیران نا هماهنگ با سیستم و ایجاد هماهنگی بین دستگاهی و حل اختلافات بین مدیران دستگاه‏ها می‏شود و به همین ترتیب اجرای پروژه ‏های کلان کشور به خاطر عدم همکاری یک مدیر یا دستگاهی در اولویت چندم قرار      می‏گیرد و به همین منوال عمر دولت‏ها سپری شده و نهایتا پروژه‏های کلان به نتیجه نمی‏رسد .

اکنون که رئیس ‏جمهوری و دولت در آستانه انتصابات درون دستگاهی خصوصا استانداران و معاونین وزیران هستند باید توجه داشته باشیم آفت مدیریت در کشور انتصابات موازی است مثلا برای انجام یک کار دو یا چند مدیر منصوب  می‏شوند.

در بحث اقتصاد، بالاخره در دولت حرف آخر را چه کسی می‏زند؟ که همه مجبور باشند از وی تبعیت کنند !

از قدیم در ضرب المثل ‏های بزرگان ما بود که هر وقت می‏خواهی کاری انجام نشود مسئولیت آن را به چند نفر بسپار !

این نکته وضعیت گذشته و حال کشور ماست که کارهای اساسی و پروژه ‏های کلان کشور متولی خاص ندارد و یا اگر هم دارد بقیه دستگاه‏ها با وی همکاری   نمی‏کنند و مقام مافوق قدرتمندی هم نیست که در سیستم اجرایی حرفش فصل‏الخطاب باشد و یک تصمیم قاطع بگیرد و همه موظف به تبعیت از آن باشند. متاسفانه گاهی منیت‏ها و اعتقادات فردی و شخصی مدیران ارجح بر سیاست‏ها و تصمیمات ملی نظام و کشور است، اگر هم مقام‏های مافوق به مدیری بیش از حد فشار بیاورند، مدیر محترم یا قهر می‏کند یا استعفا می‏دهد و یا …

مفهوم انسجام در دولت این است که همه مدیران فعال در نظام منافع ملی کشور، سیاست‏های مصوب و تصمیم مقام مافوق و یا یک مصوبه قانونی را بپذیرند و خود را شرعا و عرفا موظف به همکاری و اجرای آن بدانند .

اگر اینگونه فکر کنیم مطمئن باشیم کارآمدی دولت جدید دو چندان خواهد شد و شاهد رشد و توسعه کشور خواهیم بود. با درایتی که در مسئولین سراغ داریم

ان‎شاء الله قطعا اینگونه خواهد شد. امیدواریم

پاسخی بگذارید