چرا خرداد ۶۸ کار انقلاب و نظام تمام نشد؟

اقتصادبرتر

ماجرای جنگ تحمیلی وقتی تمام شد که مدیران کشور با هر بینش و منش سیاسی و با ادراکی واقع‌بینانه و آینده‌نگرانه، شرایط و موجودی کشور را بررسی کردند.

تهران – اقتصادبرتر – ۱۴ بهمن ۹۷

به گزارش #اقتصادبرتر، برای بازکردن گره‌های کور افتاده بر کلاف زندگی مردم باید «اجماعی ملی» شکل بگیرد. جریان‌ها و رسانه‌هایی هم که فقط به دنبال «ناامیدسازی و پشیمان‌سازی» مردم از صندوق‌های رای هستند باید کمی چراغ بصیرت خود را روشن کنند و بفهمند که دود خاموش کردن موتور دولت روحانی فقط به چشم یک یا دو گروه سیاسی نمی‌رود و آتش آن اول از همه دامن آنها را خواهد گرفت، چرا که رویگردانی مردم از صندوق رای موفقیت سیاسی آنان را به دنبال نخواهد داشت.

راه حل مشخص است. کافی است تا رنگ واقعیت به مطالبات مردم پاشیده شود. این حرف بدان معنا نیست که گمان کنیم کام مردم با گزارش‌های مفصل و اعداد شیرین خواهد شد، بلکه کام مردم با تامین نیازهاى اساسی‌شان شامل مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش، اشتغال و امکانات لازم براى تشکیل خانواده و امثالهم شیرین می‌شود. تامین این نیازها از وظایف ذاتی، قانونی و اولیه هر دولت و حکومت مردمسالار است. باید باور کنیم که اگر در تحقق این نیازها، کم‌کاری صورت بگیرد همه رفوزه خواهند شد نه فقط یک جناح یا یک گروه خاص.

مدیران کشور نمی‌توانند به مساله نیازهاى اساسی مردم بویژه تامین معیشت، اشتغال، بهداشت و درمان، مسکن و… بی‌توجه باشند. سیاست‌گذاری‌ها و امکانات کشور باید به سمت تامین نیازهاى ضرورى و اولیه اقشار مختلف جامعه تغییر کند.

البته حل همه مشکلات از عهده رییس‌جمهور و دولت خارج است. هیات مدیره نظام و همه خواص دلسوز کشور باید به‌سرعت اختلاف‌ها را کنار بگذارند و برای حل مشکلات اساسی کشور و عبور از بحران‌های موجود و محتمل آتی به تفاهم برسند.

این کاری است که چند باری در بزنگاههای مهم و حساس تاریخی نظام از سوی هیات مدیره حاکمیت و جناح‌های سیاسی تجربه شده که البته تجربه موفقی هم بوده است. برای مثال، ماجرای جنگ تحمیلی وقتی تمام شد که مدیران کشور با هر بینش و منش سیاسی و با ادراکی واقع‌بینانه و آینده‌نگرانه، شرایط و موجودی کشور را بررسی کردند. ماجرای رحلت امام هم بزنگاه پیچیده دیگری بود که با مفاهمه هیات مدیره نظام و اجماع بزرگان حل‌وفصل شد و جابجایی در قدرت با کمترین هزینه صورت گرفت.

مگر یادمان رفته که خیلی از تحلیلگران و استراتژیست‌های داخلی و خارجی می‌گفتند با رحلت امام(ره) کار انقلاب و نظام نوپای ایران تمام است؟ پس چرا خرداد ۶۸، کار انقلاب و نظام، تمام نشد؟ آیا دلیلش غیر از این بود که همه رجال کشور، پرونده اختلافاتشان را کنار گذاشتند و شرط ابقای انقلاب و نظام را در همکاری و تفاهم یافتند؟

اگر مفاهمه مقامات کشور و مدیران جناح‌های سیاسی برقرار نمی‌شد قطار انقلاب قطعا نمی‌توانست به راحتی از گردنه سخت و دشوار بحران جانشینی امام عبور کند و به ایستگاه چهل سالگی خود برسد.

احیای منشور برادری و عمل به وصیت‌نامه امام خمینی و تاکیدات رهبری نظام برای پایان دادن به جنگ قدرت و شانه خالی کردن از مسئولیت‌ها، پیش‌نیاز حیاتی امروز بدنه مدیریتی کشور است و بازخوانی و بازتولید این سرفصل آزموده‌شده، ضروری است.

لازم است تا هیات مدیره حاکمیت و جناح‌های سیاسی به‌سرعت آشتی ملی را برای عبور از بحران در دستور کار خود قرار دهند و همه ظرفیت‌های انقلاب و نظام را به کمک بگیرند.

از سوی دیگر «تشکیل ستاد بحران ملی با مدیریت دولت اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. همه نهادهای ملی و بنگاه‌های حاکمیتی که صاحب سرمایه‌اند و مولد ثروت، به‌عنوان اعضای اصلی این ستاد باید بر اساس نقشه راه ترسیم‌شده و نسخه تدوین‌شده نجات از بحران‌های موجود به ایفای نقش بپردازند تا نارضایتی‌ها به رضایتمندی تبدیل شود و کام نسبتا تلخ مردم شیرین شود.

همچنین مسئولین در قدرت، از بالاترین رده تا پایین ترین سطوح برای حل مشکلات مردم اول از همه باید وجود “وضعیت نارنجی در کشور” را قبول کنند و مشکلات را گردن یکدیگر نیندازند.همه مسئولین پس از پذیرش وجود نابسمانی و برخی بحران های جدی و برای گام برداشتن جهت اصلاحات ضروری، در ابتدا باید به این پرسش ها پاسخ بدهند که :

۱/دلایل و ریشه های شکل گیری این وضعیت بخاطر چیست؟!

۲/غفلت از ملت در اداره کشور به چه دلایلی است؟!

۳/بی صلاحیت هایی که ظرفیت مسئولیت و حمل قدرت ندارند، چرا باید بخاطر شبکه بندى هاى حاکم در کانون هاى فاسد قدرت، جاى نیروهاى مخلص و کادرهاى ملی توانمند و هزینه داده مردم در انقلاب را بگیرند؟!

ناامیدی ها و نارضایتی های عمومی و تکثیر و تزریق روز افزون آن در جامعه جدی ترین خطر تهدید امنیت ملی و حاکمیت ملی است.تا دیر نشده باید راه چاره ای پیدا کرد.با دقت به صدای مردم می شود خواست و مطالبه آنان را فهم کرد. باور کنیم مردم در حال حاضر کارى به سیاست و یا دیانت و سلایق مسئولین در قدرت ندارند.

مردم، راه و سبک زندگی خود را انتخاب کرده اند. خواست و اولویت مردم تحصیل حق خود از قدرت و حکومت و تامین نیازهاى اساسی خود از دولت است. این را “حق ملی” خود می دانند.

واقعا کسی می تواند عزم ملت را برای احقاق حق خود نبیند و به آن بی اعتنا باشد و یا در برابرش مقاومت و کارشکنی کند؟

از سوی دیگر «تشکیل ستاد بحران ملی با مدیریت دولت اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. همه نهادهای ملی و بنگاه‌های حاکمیتی که صاحب سرمایه‌اند و مولد ثروت، به عنوان اعضای اصلی این ستاد باید بر اساس نقشه راه ترسیم‌شده و نسخه تدوین‌شده نجات از بحران‌های موجود به ایفای نقش بپردازند تا نارضایتی‌ها به رضایتمندی تبدیل شود و کام نسبتا تلخ مردم شیرین شود.

اگر باور داشته باشیم که تغییر بعضی سیاست‌ها و روش‌ها به نفع مردم و لازم و ضروری است از آنها سر باز نزنیم. مدیران ناکارآمد و بی‌انگیزه را کنار بگذاریم و با تمام نیرو به میدان بیاییم تا از این بحران هم به سلامتی عبور کنیم و قدرت و ایمنی مردم و نظام را افزایش دهیم.

*مجتبی حسینی

پاسخ دادن