اقتصادی که منتظر ماند ..

اقتصاد اگر در طولانی مدت منتظر بماند، موجبات اتلاف منابع مادی و معنوی، و هدر رفت سرمایه های انسانی و مادی خود می شود.

تهران – اقتصاد برتر – ۱۱ مهر ۹۹

کمی به عقب بر میگردیم،

  • اول، حدود دو سال در انتظار تدوین و امضای برجام، همه چیز راکد بود و قیمتها ساکن. اقتصاد در انتظار بعد از برجام بود.
  • دوم، با امضای برجام تحرکاتی در حال شروع و اتفاق افتادن بود که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مطرح شد. شعارهایی که طرفین دادند و بویژه ترامپ در آن سمت، مجدد اقتصاد در انتظار فرو رفت.
  • سوم، ترامپ انتخاب شده بود و حدود یک سال از برجام گذشته بود که ترامپ از برجام خارج شد. سهامداران برجام از جمله اروپایی‌ها دست به عصا شدند.
  • چهارم، تقریبا همه ی تحریم‌ها با اهرم‌هایی که آمریکا در دست داشت، برگشت و از برجام جز پوسته ای باقی نماند.
  • پنجم، انتخابات آمریکا در پیش است، و اقتصاد منتظر هست بلکه بایدن انتخاب شود و فرجی حاصل شود. در عین حال درآمدهای ارزی به حداقل ممکن رسیده و خزانه خالی شده است. همچنان اقتصاد در انتظار است.
  • ششم، بعد انتخاب شدن بایدن و یا ترامپ، برای عمل و عکس العمل‌های دو دولت ایران و آمریکا احتمالا باید منتظر انتخابات ایران ۱۴۰۰ بود که اتفاقات بعدی فی مابین را رقم بزند. آیا باز هم اقتصاد در انتظار خواهد بود؟ نرخ های تورم و بیکاری دو رقمی موجب شده که در شاخص فلاکت بعد از ونزوئلا در رتبه دوم قرار بگیریم.

آیا بعد از انتخابات ۱۴۰۰ ایران، دیگر اقتصاد در انتظار نخواهد ماند؟
در پاسخ باید گفت هیچ تضمینی وجود ندارد. اقتصاد اگر در طولانی مدت منتظر بماند، موجبات اتلاف منابع مادی و معنوی، و هدر رفت سرمایه های انسانی و مادی خود می شود. در حال حاضر نرخ سرمایه گذاری در دو سال اخیر منفی شده است. یعنی نه تنها حجم سرمایه (مستهک) موجود جایگزین نشده است بلکه کاهش هم داشته است.

سوالی که اکنون مطرح هست اینکه انتظارات چند در صد در اقتصاد ایران تاثیر داشته است؟ و معقول این است که چند درصد تاثیر داشته باشد؟
پاسخی ابتدایی ولی مهمی که میتوان داد، اینکه احتمالا هرچه نقش انتظارات بیشتر باشد و حساسیت اقتصادی به آن بیشتر باشد مدیریت آن اقتصاد سخت تر است. به عبارتی دیگر باید بتوانیم بر انتظارات بازیگران اقتصادی (اعم از تولیدکنندگان، توزیع کنندگان، مصرف کنندگان و …) تاثیر داشته باشیم. ایجاد اخبار مثبت ولی بدون پشتوانه هرچند می‌تواند تسکینی بر بازاری بخصوص باشد ولی در طول زمان با تسری اطلاعات واقعی و صحیح می‌تواند انتظارات را به سمت و سویی ببرد که مورد انتظار سیاست‌گذار نباشد. به همین دلیل اعتماد بازیگران اقتصادی نباید از سیاست‌گذار دچار خدشه گردد.

به نظر می‌رسد علاوه بر نکته مزبور باید به این موضوع هم اشاره کرد که مبانی تولیدی داخلی بازار داخلی کالای بخصوص و مورد تحلیل چقدر وابسته به مبانی قوی داخلی هست یا خیر. این عاملی مهم تلقی می گردد. اکثر بازارهایی که وابستگی بالاتری به ارز و واردات (چه در تولید و چه غیر تولید) دارند و به تبع آن انتظارات و شکل گیری آن تاثیری سریع تر و زودتر بر آنها دارد، بعبارت دیگر حساسیت چنین بازارهایی از انتظارات بیشتر هست و بالعکس.

همانطور که گفته شد نباید از سیاستگذار نزد بازیگران اقتصادی سلب اعتماد شود. در چنین مواردی توصیه می شود سیاست‌گذاران بجای اعلام سیاست بیشتر به فکر اعمال سیاست‌های معقول در جهت حرکت معقول اقتصاد به سمت جلو باشد.

در پایان لازم است به نقش پارامترهای غیر اقتصادی تاثیر گذار بر انتظارات در اقتصاد ایران اشاره کرد، که نحوه برخورد با این مشکلات و تعامل با بازیگران بین المللی از جمله راهکارهای مناسب قابل توصیه است. باید منافع ملی را پررنگ دید و برمبنای تفکر عقلانی تصمیم گیری کرد. عملکرد ناکارآمد گذشته موجب شده اقتصاد منتظر و مستاصل بماند.

در کل هر چقدر اقتصاد از انتظار دورتر شود و انتظارات تاثیر کمتری داشته باشد، میتواند معقول تر و بلندمدت تر حرکت کند. باید عوامل ایجاد کننده انتظاراتی که اقتصاد را معطل نگه می‌دارد به حداقل ممکن رساند.

✍️دکتر محمدرضا منجذب

پاسخ دادن