“ایمنی گله ای” یا “مرگ گله ای”؟

سیاست دولت در اجرای دسترسى به “ایمنی گله ای” طرف دیگرش “مرگ گله‌ای ست” بدین مفهوم که مردم را به حال خود بگذارند تا کسانی که ضعیف و مریض و مستعد واگیر این ویروس هستند بمیرند تا کرونا تضعیف شود به همین دلیل مسافرت‌ها و عزاداری‌ها کنسل نشد مدارس باز شد.

تهران – اقتصادبرتر – ۱۷ آبان ۹۹

به گزارش #اقتصادبرتر، فوت ۴۱۵ نفر در ۲۴ ساعت یعنی هر سه دقیقه یک خانواده ایرانی عزادار می‌شود و این موضوع اصلا نباید نادیده گرفته شود نه از سوی مسئولان و نه از سوی مردم؛این ارقام فاجعه‌بار نشان دهنده فاجعه بزرگی است که نیازمند تدابیر جدی از سوی دولت است؛ دولتی که از یک سو وزیر بهداشت آن گریه می‌کند و می‌گوید دیگر کاری از دستش برنمی آید و از سوی دیگر رییس جمهورش می‌گوید دو دست دارد و با یک دست در حال مبارزه با کرونا است و با دست دیگر مشغول مبارزه با تحریم و این کنایه‌ای از وضعیت دشواری که دولت خود را در آن گرفتار می‌بیند.

محمود جام ساز، اقتصاددان در گفتگو با اقتصادبرتر درباره دلایل عدم تعطیلی کشور و شهر تهران در بحران کرونا می‌گوید: ویروس کرونا همه جهان را درگیر کرده و روزانه در سراسردنیا باعث مرگ هزاران نفر می‌شود، برخی از کشور‌ها بااجرای برنامه‌های صحیح و اصولی و روش‌های درمانی پیشرفته توانستند جلوی پشرفت این بیماری را بگیرند و از این رو آمار مرگ و میر آن‌ها کمتر شد، اما در ایران عکس این اتفاق افتاد که البته دلایل مختلف داشت.

جام ساز معتقد است: آقاى روحانى در پى تئورى ایمنى گله‌ای ست در صورتیکه براى دستیابى به ایمنى گله اى بسیارى از هموطنان ما جان خواهند باخت از طرف دیگر ما با اقشاری مانند کارگران، کارمندان، طبقه آسیب پذیر، خود اشتغال‌ها، صاحبان کسب و کار هاى کوچک، دستفروشان که اصولا درآمد ثابتی ندارند مواجه هستیم که مجبور به تامین معیشت روزانه هستند و نان آوران این خانوار‌ها تاب آورى بیش از یکى دو روز در خانه ماندن را ندارند مگر آنکه مثل بسیارى از کشور‌ها از سوى دولت تامین مالى و معیشتى شوند.

او تاکید می‌کند: دولت اگر قرار بود که برنامه قرنطینه را جدی اجرا کند و شهر هاى آلوده شده را مثل شهر ووهان چین تعطیل و قرنطینه نظامی برقرار کند باید هزینه زیادی را پرداخت می‌کرد که فاقد منابع لازم براى تامین مالى آن بود.

‎این اقتصاددان، تحریم ها، رکود اقتصادی، کسری بودجه، تورم، رشد اقتصادی منفی و مواجه بودن با شرایط نامطلوب سیاسى را از دلایل اجرایی نشدن طرح قرنطینه خانگی می‌داند و می‌گوید: همه این دلایل باعث شد که شیوع کرونا سرعت بیشتری بگیرد، به طوری که اکنون شاهد موج سوم شیوع این ویروس خوفناک که به سرعت جان هاى بیشمارى را می‌ستاند؛ هستیم. متاسفانه گزارش هاى اخیر بیانگر یک مرگ در هر چند دقیقه است که چنانچه سیاست هاى مسئولین به همین شیوه استمرار یابد فاجعه انسانى بزرگترى در انتظار ملت بى پناه ایران است.

‎جام ساز می‌گوید: دولت هیچ برنامه‌ای برای ممانعت مردم و کنسل کردن مسافرت‌ها نداشت و در هر موقعیت و تعطیلی مردم راهی شمال و شهر‌های دیگر شدند؛ عزاداری‌ها برگزار شد، حتی روحانی در یکی از سخنرانی هایش قاطعانه گفت عزاداری‌ها باید اجرا شود، اما بارعایت پروتکل هاى بهداشتی، اما همه این را می‌دانند که در چنین اجتماعاتی اجرای پروتکل‌های بهداشتی عملی نیست و دیدیم که مردم حتی ماسک هم نداشتند و قادر بایجاد فاصله اجتماعی نبودند.

‎او ادامه می‌دهد: شلوغی‌های مترو و اتوبوس هم تائیدی براین موضوع است، حضور این حجم از آدم هادر این فضا‌ها موج بیماری را بیشتر و ایران را وارد موج سوم کرونا کرد.

‎او می‌گوید: سیاست دولت در اجرای دسترسى به “ایمنی گله ای” طرف دیگرش “مرگ گله‌ای ست” بدین مفهوم که مردم را به حال خود بگذارند تا کسانی که ضعیف و مریض و مستعد واگیر این ویروس هستند بمیرند تا کرونا تضعیف شود به همین دلیل مسافرت‌ها و عزاداری‌ها کنسل نشد مدارس باز شد. نتیجه آن شد که کرونا اوج گرفت و مردم بیشتری مبتلا شدند و تعداد بیشتری فوت کردند.

‎این اقتصاددان می‌افزاید: شرایط به جایی می‌رسد که وزیر بهداشت کلافه می‌شود و می‌گوید که دیگر مسوولیتی در برابر اتفاق‌ها ندارد، زیرا از دولت در بخش تامین هزینه‌های درمانی و بیمارستانی کمک خواسته، اما این درخواست‌ها بی پاسخ مانده است.

‎او به صحبت‌های وزیر بهداشت درباره بودجه درخواستی از دولت اشاره می‌کند و می‌گوید: نمکی گفته “از اعتبار یک میلیارد یورویى تخصیص یافته أز صندوق توسعه ملى براى مبارزه با کرونا و جبران آسیب‌هاى اقتصادى (پس از آن که ایشان سهوا آنرا به دلار ذکر کردند) تنها بخشی از آن به وزارت بهداشت اختصاص یافته و ایشان از سرنوشت بقیه این اعتبار اظهار بى اطلاعى می‌کند”.

‎جام ساز تاکید می‌کند اگر وضع به همین منوال ادامه یابد مرگ و میر بیشتر می‌شود و اگر صحبت هاى برخی مسئولان و نمایندگان درست باشد که آمار واقعی سه تا چهاربرابر آمار‌های اعلام شده است یعنی فاجعه بزرگی در حال رخ دادن است.

‎به گفته این اقتصاددان تعطیلی کشور یا حتی تهران تبعات اقتصادی دارد، زیرا در همین چند ماه هم یک و نیم میلیون بیکار شدند (شاید هم بیشتر)؛ بسیار از افراد کسب و کارهایشان را از دست دادند و برخی دیگر با کمبود سرمایه و درآمد زایی مواجه شدند؛ برخی از شرکت‌های کوچک و بزرگ برای تولید محصولات خود با مشکلات جدیدتری دست به گریبان شدند.

‎او ادامه می‌دهد: به همه این‌ها بی ارزش شدن پول ملی و بالا رفتن قیمت دلار و سایر ارزهاى معتبر و تنزل فاحش قدرت خرید عامه مردم را هم اضافه کنید ملاحظه خواهید کرد که آثار روانى آن بمرتب از آثار اقتصادى و اجتماعى آن خطرناکتر است، اتفاق دیگری که می‌افتد این است که با بالا رفتن قیمت‌ها ما شاهد انحطاط اخلاقی و فرهنگی هستیم؛ شاید بپرسید این انحطاط یعنی چه؟ یعنی اینکه مردم یاد گرفتند دست در جیب هم کنند و از همه بدتر دولت هم دست در جیب مردم می‌کند از یک طرف یارانه می‌دهد و از طرف دیگر با تورم یارانه را پس می‌گیرد که این نادیده گرفتن انسانگرایی اقتصادى و نقض حقوق اولیه و نیازهاى مبرم عامه مردم است.

‎جام ساز تاکید می‌کند: به هر حال اقتصاد ما با توجه به تحریم‌ها و سیاست‌های ناکارآمد داخلی و دیپلماسی خارجی به سمت کوچک‌تر شدن و انقباض بیشتر حرکت کرده و رشد اقتصادی نیز منفی است و این یعنی بیکاری زیاد، درآمد کم، پایین آمدن ارزش پول و بالا رفتن تورم که در نهایت منجر به آشکار شدن خشم فرو خفته عامه مردم می‌شود.

‎این اقتصاددان می‌گوید: البته اگر کرونا هم نبود ما در بخش اقتصادی با مشکلات عظیم مالی به دلیل بالا رفتن دلار و تحریم هاروبرو بوده وهستیم، زیرا اقتصاد ما اقتصاد بسامانی نبود و اینک هم ظهور نابهنگام کرونا مزید بر علت شده، بیکاری را افزایش و تولید را کاهش داده و از همه مهمتر نامعلومى مدت زمان ماندگارى این ویروس و نبود برنامه منسجمی برای مدیریت این بحران آینده بیمناکى را رقم زده است. اخیرا اقداماتى دیر هنگام نظیر جلوگیرى از مسافرت ایام تعطیل و محدود کردن برخى از کسب و کارهاى غیر ضرور و اجباری کردن پوشش ماسک، سعى در کنترل این ‎اپیدمى شده، اما آثار ملموسى مشاهده نشده است.

گفته می‌شود قرار است طرح تعطیلى کل کشور به مدت یکماه اجرائی شود، اما پرسش این است که آیا دولت به ابزار و لوازم مالى و اقتصادى آن و جبران هزینه هاى پس از تعطیلى یکماهه مجهز است؟ اگر پاسخ مثبت است چرا این پروژه در همان اوایل بروز بیمارى اجرا نشد. واقعا چه کسانى پاسخگو هستند؟ باید پذیرفت بنیان اخلاقى مسئولیت پذیرى مسئولین این کشور بسیار سست و لرزان است و این بزرگترین خطرى است که این کشور را تهدید می‌کند و متاسفانه حاکمیت آن را نادیده می‌گیرد.

پاسخ دادن