بزرگترین اشتباه دکتر مصدق ملی نکردن کرونا|شهرام‌شهیدی|تلگرام

اگر دولت ملی‌گرای مصدق به جای ملی کردن نفت، کرونا را ملی کرده بود امروز ما نیاز به کرونا نداشتیم و از واردات کرونا این قدر مصیبت نمی‎کشیدیم.

تهران – اقتصادبرتر – ۱۴ اسفند ۹۸

بزرگترین اشتباه دکتر مصدق
ملی نکردن کرونا!

#شهرام_شهیدی

امروز سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق است. برای گرامیداشت یاد و نام او از شهروندان خواستیم نظرشان در مورد این مرد بزرگ را به سامانه پیام‎گیر شهرونگ ارسال نمایند .
رجب هستم، منتها نه از نوع طیب اردوغان ، بلکه از نوع وطنی‎اش. به نظرم اگر دولت ملی‌گرای مصدق به جای ملی کردن نفت، کرونا را ملی کرده بود امروز ما نیاز به کرونا نداشتیم و از واردات کرونا این قدر مصیبت نمی‎کشیدیم. در واقع مقصر اصلی در بروز بیماری کرونا در کشور خود دکتر مصدق است که اولویت‌بندی درستی نداشت.
رستم هستم و از سرزمین پهلوانان تماس می‎گیرم. در پاسخ به رجب باید بگویم خوب است کرونا ملی نشده و ما این قدر صادرات به اقصی نقاط جهان داریم. اگر ملی شده بود به قطب شمال هم صادرش کرده بودیم. اتفاقا باید عرض کنم یکی از خوبی‌های دکتر مصدق این بود که با کرونا هم می‌توانست مذاکره کند و در مذاکره او را شکست دهد.
اصولی هستم ۵۱ ساله. شما فکر کنید از اقصی نقاط ایران تماس گرفته‌ام. چون هر روز از جانب یک سری از مردم صحبت می‌کنم. من با کرونا مورونا کاری ندارم. اگر دولت مصدق تفکیک جنسیتی را سرلوحه کار خودش قرار می‌داد سقوط نمی‌کرد. به در گفتم دیوار بشنود‌ اما خودش را به نشنیدن زده.
حکیم خودخوانده سنتی هستم از بلاد دور: بزرگترین دلیل سقوط دولت مصدق این بود که تولید «روغن بنفشه» در کشور را متوقف کرد. این کار درست نبود و باعث شد دست غربی‌ها برای کودتا باز شود. از من به شما نصیحت، همه منافذتان را با روغن بنفشه خوب پر کنید.

کارمند رسمی دولت هستم. من سعی می‌کنم از جواب دادن به سوال‌هایی در مورد دوم خرداد هم طفره بروم. شما حالا بند کرده‌اید به سالگرد درگذشت مصدق؟ جرجیس را انتخاب کرده‌اید؟ من حوصله دردسر دارم؟ تسامح را کجا بگذارم؟ تساهل را چه کنم؟ آدم را دچار کرونای ذهنی نکنید یک وقت خدای ناکرده تنگی نفس می‎گیرم.
من روح زنده‌یاد دکتر مصدق هستم. تماس گرفتم تا خدمتتان عرض کنم ما ز یاران چشم یاری داشتیم… خود غلط بود آن چه می‌پنداشتیم. درسته عزیز جان؟
روح شعبان جعفری: ما هم ز یاران چشم و مغز و کله و پاچه و دل و قلوه گرفتیم تا قضیه را ول کردیم. اما یادش به خیر جاهلی هم اون دوره حال و هوای دیگه‌یی داشت. اصولی داشت. یلخی نبود. درست که خیلی چیزها نمی‎فهمیدیم اما حالیمون بود وقتی حالیمون نیست حرف هم نزنیم.

پاسخ دادن