بیماری هلندی چیست و چه تأثیری در کسب و کار دارد؟

بیماری هلندی چیست؟ و در کسب و کار چه تاثیری دارد؟

بیماری هلندی (به انگلیسی Dutch disease) یک اصطلاح اقتصادی است. این بیماری برای اولین بار در اقتصاد هلند مشاهده شد. برای همین نام هلند در این اصطلاح به کار رفته است. 

تهران – اقتصادبرتر – ۱۸ اسفند ۹۸

در سال ‌١٩۵٩ برای اولین بار در هلند ذخایر گاز کشف گردید، این موضوع منجر به افزایش درآمدهای ارزی در هلند، و تقویت بی‌سابقه پول ملی آن کشور گردید.

ولی این فرصت به دلیل ایجاد رونق در اقتصاد کالاهای مبادله پذیر و پیش‌ران شدن آن و بطور طبیعی جابجایی منابع اقتصادی از دیگر بخش‌ها به بخش اقتصادی مزبور، مزیت تولید دیگر کالاهای صنعتی هلند را تضعیف نمود و یک بخش کاذب پر رونق دیگری را که از قابلیت مبادله با اقتصاد جهانی تهی بود، شکل بخشید.

به زبان ساده، این عارضه زمانی رخ می‌دهد که درآمد یک کشور بر اثر عوامل فصلی به صورت ناگهانی افزایش می‌یابد و متولیان اقتصاد کلان (دولت) هم با تصور دائمی بودن این درآمد آن را درجامعه تزریق می‌کنند.درآمد کشور زیاد شده و پول هم به جامعه منتقل می‌شود. اما با افزایش درآمد، تقاضا هم افزایش پیدا می‌کند. اگر این افزایش تقاضا به صورت ناگهانی انجام شود، عرضه جوابگوی تقاضا نخواهد بود و تعادل عرضه و تقاضا بر هم می‌خورد، در نتیجه قیمت‌ها افزایش می‌یابد.

در یک روند طبیعی قیمت‌ها تا سقفی بالا می‌روند و با یک تأخیر زمانی تولید افزایش پیدا می‌کند و در نهایت پس از مدتی عرضه و تقاضا به تعادل قبل بر می‌گردند. اما بیماری هلندی از زمانی رخ می‌دهد که دولت به عنوان متولی اقتصاد کلان وارد کارزار می‌شود و سعی می‌کند به طور مصنوعی و از طریقی غیر از افزایش تولید، قیمت‌ها را پایین نگه دارد. دولت متوسل به واردات کالاهای مصرفی ارزان می‌شود تا قیمت‌ها را مهار کند در حالی که صنایع داخلی مجبورند با عوامل تولید گران، کالای گران را تولید و به قیمت ارزان بفروشند. نکته اینجاست که این سیاست نمی‌تواند جلوی تورم را بگیرد. بلکه آن را به بخش‌های دیگر اقتصادی منتقل می‌کند. به عنوان مثال می‌توان با واردات کالاهایی نظیر سیب، پرتقال، تیرآهن و… قیمت این کالاها را پایین نگه داشت ولی برخی کالاها مانند زمین و مسکن قابل وارد کردن نیستند و افزایش قیمت این کالاها را نمی‌شود با واردات مهار کرد.

در نتیجه قیمت این قبیل کالاها به رشد خود ادامه می‌دهند. از طرفی سرمایه‌گذاری جدید در آن بخش‌های صنعتی که با واردات قیمت‌شان مهار شده انجام نمی‌شود و سرمایه‌ها به سمت کالاهایی مثل زمین و مسکن هدایت می‌شود. در نتیجه این امر تقاضای کاذبی برای این کالا ایجاد شده و قیمت آن‌ها با سرعت بیشتر و به صورت غیر طبیعی و باور نکردنی رشد می‌کنند. عوارض این مشکل به همینجا ختم نمی‌شود. به محض اینکه فصل افزایش درآمد خاتمه پیدا کند و دولت پولی نداشته باشد که با آن واردات ارزان را انجام دهد افزایش قیمت در بخش‌هایی که تا آن زمان به صورت مصنوعی قیمت پایینی داشتند با سرعتی فزاینده رخ خواهد داد. از آنجا که صنایع داخلی هم در اثر همان سیاست‌های گذشته فلج شده‌اند قادر به پاسخگویی به تقاضاهای جدید نمی‌باشند و اقتصاد را در ابتدا ناکارآمد و سپس فلج می‌کند. البته هلند این شانس را داشت در زمانی که به این مشکل گرفتار شد، سایه کمونیست، شرق اروپا را فراگرفته بود و کشورهای غربی برای اینکه مبادا هلند هم در دامن کمونیست‌ها بیفتد کمک‌های بی‌دریغی به این کشور کردند، با این وجود چند سالی طول کشید تا اقتصاد این کشور بتواند کمر راست کند.

آثار مثبت بیماری هلندی :

درآمد دولت بالاتر می رود.
رونق اقتصادی ایجاد می شود.
کالاهای صادراتی گران می شوند.

آثار منفی بیماری هلندی:

صنعت به حاشیه می رود
نرخ بیکاری افزایش پیدا می کند.
تورم و رکود ایجاد می شود که اغلب در بخش هایی مانند مسکن و صنعت خود را نشان می دهد.

درمان بیماری هلندی

نروژی‌ها از بلایی که بر سر هلندی‌ها آمد درس گرفتند و با تاسیس صندوق ذخیره ارزی به جای اینکه درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام را در بودجه‌های سالانه ریخته و بودجه را آلوده کنند آن را به این صندوق فروختند و به بیماری هلندی دچار نشدند.
صندوق یاد شده چند کاربرد عمده دارد؛ اول اینکه درآمد حاصل از ثروت ملی یک کشور را از نظر زمانی و توزیع بین نسلی، به شکلی مناسب مدیریت می‌کند تا نسل‌های بعد، احساس زیان نکنند.
دوم اینکه این صندوق در تثبیت نرخ ارز و جلوگیری از شوک‌های ناشی از نوسان نرخ ارز و یا میزان ارز در یک کشور تاثیر بسیار کارآمدی دارند.
سوم، با ایجاد موانع شدید قانونی، دست دولت از این ثروت بادآورده کوتاه شده و دولت صرفا به کارایی اقتصادی بخش خصوصی و مالیاتی که از این بخش دریافت می‌دارد، بسنده کرده و علاوه بر اینکه به دولتی پاسخگو و کوچک و با تمرکز حداقلی تبدیل می‌شود، تمام تلاش خود را برای ایجاد زمینه‌های موفقیت بخش خصوصی ایجاد کرده و خود را بعنوان رقیب بخش خصوصی در نظر نمی‌گیرد.
و در آخر اینکه این صندوق سبب کسب اعتبار جهانی برای کشور مورد نظر شده و مسبب ورود سرمایه گذاران خارجی به آن کشور می‌شود.
البته تاسیس این صندوق پیش‌نیازهایی دارد، که اگر مهیا نشوند این صندوق نمی‌تواند به وظایف اصلی خود عمل کند.
از جمله اینکه لازم است تا ساختار سیاسی کشور به گونه‌ای نهادینه شده و سیستماتیک، دستش از این صندوق برای مصرف آن در داخل، کوتاه باشد و نیز لازم است، شفافیت کامل از نظر دخل و خرج در مدیریت صندوق وجود داشته باشد به گونه‌ای که هم‌اکنون مدیریت این صندوق در نروژ با شفافیت کامل عمل می‌کند. به طوری که هر شهروند نروژی می‌تواند هر لحظه از جریان فعالیت‌های این صندوق آگاه شود.

بیماری هلندی با کسب و کارها چه می کند؟

آثار منفی بیماری هلندی به این خاطر ایجاد می شود، که پول حاصل از صادرات نفت و گاز به طور مستقیم در جامعه ترزیق می شود. پول های وارد شده به مرور باعث ایجاد تورم و نرخ بهره می شوند. از طرفی با افزایش درآمد جامعه بخش خدمات و پیمانکاری نقدینگی بیشتری به دست می آورد همه اینها که کنار هم جمع شود باعث افزایش قدرت خرید مردم می شود.

وقتی در یک جامعه قدرت خرید همزمان با تورم رو به افزایش باشد، بی شک انتظار افزایش قیمت در بخش هایی مانند مسکن منطقی است.

وقتی مسکن در یک جامعه بیش از اندازه گران شود، بخش صنعت و حوزه کسب و کار را بی معنی می کند چرا که فعال اقتصادی با خود فکر می کند بهتر است به جای کسب و کار به سراغ مسکن بروم.

فشار دومی که با مالک کسب و کار وارد می شود باز بودن واردات و سیاست های های تشویقی واردات است.

دولت برای مهار تورم نمی گذارد کالای های مصرفی مردم گران شود از این رو مجبور به ارائه سیاست های تشویقی واردات می شود، این موارد را که کنار هم جمع کنیم به این نتیجه می رسیم که کسب و کار خود به خود در این شرایط بی معنی می شود.

فلذا بسیاری از فعالان اقتصادی حوزه صنعت و تولید از بازار کنار کشیده و به پیروی از آن نرخ بیکاری افزایش پیدا می کند.

اقتصاد ایران با هر بار افزایش قیمت نفت درگیر این موضوع می شود.

اگر نگاهی به نمودار قیمت نفت در ۱۵ سال گذشته بیاندازید متوجه این موضوع می شوید که قیمت نفت طی بازه های زمانی چند ساله در حال نوسان است.

بیماری هلندی

عموما بعد از هر صعود بزرگ، قیمت جهانی نفت به خاطر تبعیت از شرایط اقتصاد جهانی سقوط می کند، و وقتی این قیمت سقوط کند درآمد های دولت کاهش پیدا کرده و تورم جمع شده طی سال های رونق، فشارش را روی ارز و طلا و کالای مصرفی مردم خالی می کند.

درآمدهای نفتی همانند شمشیری دو لبه
درآمدهای نفتی شمشیری دو لبه هستند. در عین اینکه درآمد ارزی نصیب کشورمان می‌کنند اگر به درستی مدیریت نشوند، می‌توانند تبدیل به نفرین منابع شوند. پس مدیریت درآمد نفتی بسیار مهم است.

همان‌طور که گفته شد کشورهایی چون نروژ توانسته‌اند، دستاوردهای حاصل از صدور نفت خود را تبدیل به یک موهبت کنند. اما چه اتفاقی در کشورهایی چون نروژ می‌افتد؟

۱- صندوق ذخیره ارزی
یکی از کارهایی که این کشورها انجام می‌دهند، ساختن صندوق و یا حساب ذخیره ارزی است. این صندوق درآمدهای ارزی حاصل از منابع را در خود نگه می‌دارد و آن را به اقتصاد تزریق نمی‌کند.

این درآمدها با توجه به شرایط هر کشور سرمایه‌گذاری شده و روند رشد و توسعه را بهبود می‌بخشند.

۲- سرمایه‌گذاری بلند‌مدت
درآمد نفتی در طرح‌های تولیدی که دارای توجیه فنی، اقتصادی و زیست‌محیطی هستند، صرف می‌شوند. طوری که ثروت بین نسلی در بلندمدت حفظ شود، رفتار مالی دولت ثبات اقتصاد کلان را درهم نریزد و همچنین ظرفیت جذب اقتصاد برای این درآمدها به طور دقیق در نظر گرفته شود.

۳- مصرف سود حاصل از سرمایه‌گذاری
در کشورهای توسعه‌یافته نفتی، سرمایه‌گذاری درآمدهای حاصل از فروش نفت به صورت خرید سهام و اوراق بهادار است و از سود حاصل از سرمایه‌گذاری‌ها استفاده می‌شود.

این راهبرد بر این اندیشه استوار است که نفت یک ثروت بین‌نسلی است و نباید آن را از بین برد، بلکه باید از ثمراتش استفاده کرد. مانند یک درخت که باید از میوه‌اش استفاده کرد، نه از خود درخت.

۴- افزایش درآمد مالیاتی
دلارهای نفتی در این کشورها به‌جای واریز به خزانه دولت به صورت مساوی بین افراد تقسیم می‌شود و دولت بر آن‌ها مالیات وضع می‌کند. اقتصاددانانِ طرفدار این راهبرد بر این باور هستند که این راهکار از یک‌سو باعث می‌شود که مردم به دلیل پرداخت مالیات، به دولت فشار بیشتری وارد کنند و این فشار باعث شود که دولت به اصول حکمرانی خوب پایبند شود.

از سوی دیگر مردم نسبت به اهمیت جریان‌های درآمدی و توانایی دولت و تاثیر آن بر بهبود شرایط زندگی‌شان آگاه‌تر می‌شوند. هر دوی این اتفاق‌ها باعث می‌شوند که مردم به دولت فشار آورده و بسترهای لازم برای حکمرانی خوب را فراهم کنند و رشد اقتصادی و درآمد سرانه برای کشور به وجود بیاید.

چشم‌ها را باید شست
اهمیت درآمد نفتی بر هیچ‌کس پوشیده نیست. این درآمد با توجه به ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشورها و نهادهای موجود در آن‌ها متفاوت است و همین تفاوت باعث گرفتارشدن کشورها به بیماری هلندی می‌شود. در کشورهای درحال‌توسعه‌ به دلیل تزریق درآمدهای نفتی به اقتصاد و ضعیف‌بودن نهادهای موجود، این درآمدها اقتصاد را از مسیر توسعه دور کرده و آن‌ها را گرفتار بیماری هلندی می‌کند.

یکی از دلایلی که ما هر چند سال یکبار یک موج شدید تورمی را به جان می خریم به خاطر موضوعی است که مطالعه کردید.

امید است که ایران با تبیین سیاست های درست اقتصادی کمترین آسیب را از این بحران ببیند و پیروز میدان باشد.

پاسخ دادن