احمد خادم المله- مدیر مسئول- این روزها رسانه ‏های همگانی خصوصا شبکه‏ های مجازی پر است از اخباری که بانک‏های کشور را آماج حملات انتقادی قرار می‏دهند از اخبار اختلاس در بانک‏ها که در سال‏های قبل اتفاق افتاده گرفته تا عدم سرمایه‏گذاری بانک‏ها در تولید و نامهربانی‏هایی که بانک در حق مشتریان انجام می‏دهد .

 

تهران- اقتصاد برتر- ۲۴خرداد ۹۶

 

برخی از رسانه‏های همگانی گویی سهم هر روزشان زدن یک مشت به بانک‏هاست و هر روز باید یک خبر از ورشکسته بودن این بانک یا آن بانک ایران بدهند آن هم بانک‏هایی که از ظرفیت بالا برخوردارند و به خوبی دارند به جامعه و اقتصاد کشور سرویس می‏دهند .

در هیچ کشوری در دنیا تا این حد از بانک‏های دولتی و خصوصی انتقاد نمی‏شود. موضوع هجمه رسانه‏ای به بانک‏ها علاوه بر جنبه سیاسی مرسوم در کشور ما به تصور غلطی باز می‏گردد که بسیاری از مردم و گاه مدیران کشور از بانک و وظایف آن دارند.

برخی تصور می‏کنند همه بانک‏ها مرکز چاپ اسکناس هستند و به هر میزانی که یک کارخانه، موسسه یا فرد نیاز به پول دارد، بانک باید بدون قید و شرط نیاز آنان را تامین کند.

قصد این مطلب این نیست که بگوید بانک‏ها در ایران اشکال ندارند و مبرای از خطا و ضعف هستند؛ بلکه به دنبال آن است که اثرات منفی حجم گسترده حملات رسانه‏ای به بانک‏ها را بیان کند.

نظام بانکی در هر کشوری شریان حیات جریان پول در اقتصاد آن کشور است و گردش امور را در اقتصاد کشورها تامین می‏کند.

نظام بانکی شاهراه تلاقی عملیات اقتصادی است بدون آنکه نیاز به حضور طرفین تجارت در بانک باشد.

در بسیاری از کشورهای پیشرفته که از اقتصاد قوی برخوردارند، نظام مالی آنها بر پایه بانکداری و نظام بانکی قرار دارد؛ لذا اگر اقتصاد قوی می‏خواهیم باید نظام بانکی قوی داشته باشیم.

هیچ کشوری نمی‏تواند یک روز بدون بانک را تصور کند، فکر کنید بانک‏ها در ایران یا هر کشور دیگری یک روز خدمات خود به مشتریان را قطع کنند. چه اتفاقی برای اقتصاد آن کشور خواهد افتاد ! ؟

در ایران که با تحریم خارجی مواجه هستیم و بیگانگان اقتصاد کشور را هدف گرفته‏اند، هجمه داخلی و تحریم داخلی بانک‏ها چه لزومی دارد که هر موقع به رسانه‏های همگانی مراجعه می‏کنیم حتما باید یک یا چند خبر از ضعف یا ورشکستگی بانک‏ها ببینیم. آیا واقعا همه بانک‏های ایران ورشکسته هستند! ؟ و هیچ خدمتی به اقتصاد و مردم انجام نمی‏دهند !؟

یکی از جنبه‏های تحریم‏های خارجی بعد روانی آن است که بگویند سیستم بانکداری ایران و به تبع آن اقتصاد کشور نا کارآمد و فلج است. نباید با تضعیف بانک‏های کشور در میدان حریف بازی کنیم.

نکته مهم‏تر اینکه گاهی خود مدیران ارشد کشور نیز حرف‏هایی می‏زنند که آثار منفی بر صنعت بانکداری کشور دارد. در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان مدیران ارشد و سیاست‌گذاران مالی و پولی قبل از اینکه حرفی بزنند یا تصمیمی بگیرند، ابتدا اثر آن را برعملکرد نظام بانکی بررسی می‏کنند. به عبارت دیگر مسئولان بانکی و اقتصادی در کشورهایی با اقتصاد بزرگ در جهان به خاطر اینکه تاثیر منفی بر نظام بانکی خود نگذارند معمولا کمتر مصاحبه و سخنرانی می‏کنند اما در ایران مسئولان اقتصادی و مالی و بانکی ما دائم در حال مصاحبه و سخنرانی هستند !

فراموش نکنیم بانک‏ها نقش کلیدی در نظام مالی و اقتصاد ملی کشور دارند و نباید به هر بهانه‏ای تضعیف شوند. هر خبری که در جهت تضعیف نظام بانکی می‏دهیم در حقیقت دل سرمایه‏گذاران در بانک را خالی می‏کنیم و خودمان در جهت تضعیف نظام بانکی حرکت کرده‏ایم که به نوعی بازی در میدان تحریم کنندگان اقتصاد کشور است.

شرایط اقتصادی کشور را درک کنیم و خودمان تیشه به ریشه نظام بانکی و اقتصاد کشور نزنیم.

 

 

 

پاسخ دادن