تینک الناز گلرخ به سر ریحانه پارسا و مهدی کوشکی زد؟

تینک الناز گلرخ به سر ریحانه پارسا و مهدی کوشکی زد؟

جنجال‌های ریحانه پارسا انگار تمامی ندارد و حالا ماجرای طلاق احتمالی‌اش از مهدی کوشکی بر سر زبان‌ها افتاده! اما واقعیت این داستان چیست؟

تهران – اقتصاد برتر – ۳ خرداد ۹۹

به گزارش #اقتصادبرتر جنجال‌های ریحانه پارسا انگار تمامی ندارد و حالا ماجرای طلاق احتمالی‌اش از مهدی کوشکی بر سر زبان‌ها افتاده! اما واقعیت این داستان چیست؟

بعد از ماجرای عجیب الناز گلرخ و حمید فدایی و آن «تینک» جنجالی، اتفاقات زیادی در شبکه‌های اجتماعی به خصوص اینستاگرام رخ داد. از ماجرای تتلو و کارهای قبیحش گرفته تا توهین همسر اِبی به چاوشی و جوابیه بلند بالا و دندان‌شکن او تا همین اواخر و جنجال جدید ریحانه پارسا!

بله خانم پارسا دوباره خواسته خود را سر زبان‌ها بیندازد! حالا عده‌ای می‌گویند احتمالا او و همسرش هم از روی دست الناز و حمید تقلب کرده‌اند و برخی می‌گویند نتیجه چنین ازدواج نامتعارفی با این اختلاف سنی همین هم می‌شود!

البته اگر فرضیه اول را در نظر بگیریم هنوز مشخص نیست این جنجال به چه منظور به راه افتاده، آیا برای جذب فالوئر تنها برای پیج اینستاگرام؟ یا تبلیغ تئاتر و فیلم؟ یا ماجرای دیگری در جریان است؟

احتمال سوم هم وجود دارد، اینکه ریحانه پارسا که به اصطلاح “بچه طلاق” است با همراهی همسرش خواسته در مورد آسیب‌های طلاق برای فرزندان یا حتی نکات مثبت آن حرف بزند، یا خواسته از هم‌نسلان مادرش دفاع کند، یا واقعا از اینکه زنان حق طلاق ندارند به ستوه آمده و می‌خواهد از مهدی کوشکی جدا شود! زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد.

و اما شرح ماجرا را در اینجا می‌خوانید:

همه چیز از توئیت ریحانه پارسا آغاز شد. این بازیگر تلویزیون و سینما که به تازگی با مهدی کوشکی نمایش‌نامه نویس و بازیگر سینما ازدواج کرده نوشت:
«یا بنویس حق طلاق میدید به زنهاتون بعد اسم خودتون را هم گذاشتید، مرد؟ ایموجی هم نزار..»

این توئیت ابهام داشت، نیازمند به ویرایش بود و سوالات زیادی را در شبکه‌های اجتماعی به وجود آورد.

پس از آن مهدی کوشکی همسر ریحانه پارسا در ویدیویی کوتاه طی اظهار نظری جنجالی در استوری اینستاگرام گفت:
«این روزها به خاطر توئیت ریحانه خیلی از من سوال می‌شه که حق طلاق چطوریه؟ من خیلی اعتقاد دارم که حق طلاق با مردِ صددرصد و چه لزومی داره حق طلاق با زن باشه؟ به نظر من این ایده خیلی درستی است که حق طلاق با مرد باشه، به قول قدیمی‌ها زن باید با لباس سفید بیاد خونه بخت و با کفن سفید هم بره!»

این ویدیو موجی عظیم علیه کوشکی به راه انداخت و فعالان مدنی و به خصوص فمنیست‌ها با ریپورت استوری او، زمینه حذف ویدیوی اینستاگرامی او را فراهم کردند.

پس از این اتفاق کوشکی در پستی نوشت که استوری‌اش “بدون حق انتخاب” و یا “سوال” از او حذف شده و “عدم آزادی بیان در اینستاگرام هم وجود دارد.” (البته پیش از این هم در قضیه شهید سردار سلیمانی به وضوح شاهد میزان آزادی بیان در اینستاگرام و سایر شبکه‌های به ظاهر اجتماعی بودیم!)

ویدیو و توئیت مهدی کوشکی کافی بود که بحثی دامنه‌دار بر سر مواضع او و همسرش شکل بگیرد. منتقدان به مهدی کوشکی و ریحانه پارسا تاختند و برخی معتقد بودند که این سخنان از مهدی کوشکی بعید است و احتمالا پشت پرده‌ای برای رفتارهای اخیر او و همسرش وجود دارد.

کاربری در توییتر نوشت: «به نظر من ماجرای توئیت ریحانه پارسا و استوری مهدی کوشکی یه بازی تبلیغاتیه! برای تئاتر، فیلم یا … .
این‌جور حرفا با واکنش سریع مخاطب و وایرال شدنِ شدید همراهه و خب اگه حدسم درست باشه دقیقا به هدفشون رسیدن. حالا باید دید چقدر نظر من می‌تونه درست باشه؟ نظر شما چیه؟»

این دیدگاه به شکل دیگری هم مطرح شده، عده‌ای معتقدند مهدی کوشکی و ریحانه پارسا به دنبال دیده شدن، کسب شهرت و ثروت‌اند و این جنجال‌سازی در شبکه‌های اجتماعی را برای رسیدن به شهرت و ثروت برگزیده‌اند.

در این بین عده‌ای هم می‌گویند نباید به کوشکی و ریحانه پارسا، اقدامات و سخنانشان بها داد. کاربر اینستاگرامی در این خصوص نوشت: «استوری مهدی کوشکی رو ریپورت میکنن و میگن درسته نظر شخصیش بوده، ولی نباید پخش بشه. بعد همونا اونو پست و توئیت میکنن! اگه خوبه چرا ریپورت کردی؟ اگه بده چرا پخش میکنی؟!”

حالا اما ریحانه پارسا پستی در اینستاگرامش گذاشته که شاید تا حدودی زوایای پنهان این جنجال را روشن کند. او در پیج اینستاگرامش عکسی از دوران کودکی خود منتشر کرده و نوشته:
«عکس مربوط به ۶سالگی میباشد
«کودک طلاق»
(برچسب ۱۳ساله ی پیشانی من)
از روزی که همراه با بابا به مقصد خانه مامان بزرگ برای زمان نامعلومی زندگی در آن با مامان و خانه ایی که حالا مال ما نبود خداحافظی کردیم این روزشمار شروع شد؛
تیر امسال ۱۳سال میشود که حسرت دیدن پدر و مادرم برای یک لحظه کنار هم اشک حتی الان من است …
من چند سال در محله ای پایین شهر تهران در خانه مامان بزرگ که «بچه طلاق» نوعی فحش بود و گاهی زخم زبان فامیل های بابام،قد کشیدم؛
مدت کمی است به خواست خودم تصمیم به درمان روح و روان خود گرفتم، تا حفره هایی که سالیان است زیر خاک مانده را پر کنم …
«محرومیت عاطفی»
جدی ترین طرحواره من،کشف مشاور و من!
زمان اصلی شکل گیری: دوران کودکی
یعنی درست زمانی که وسط میدان جنگ های رخ نداده بودم و بوی ترکش های خیالِ مامان بابای خانه در اتمسفر خانه به وضوح قابل تشخیص بود.
خانه ایی که هنوز یادش می افتم از بی مهری اش میلرزم
«این رودر روویی با واقعیاتِ ریشه ی شکل گرفته ام بخشی از درمانِ روان ِمن است.»
این ها را نوشتم تا بگویم آنچه حق زن است حق ازدواج است، حق آزادی عمل قبل از تعهد، حق دلبستن و فرصت داشتن برای یگانه شدن با شریکی که پیمانِ آسمانی ببندند!
پدر و مادر من توافقی جدا شدند و این میمون ترین اتفاق ممکن بود که زندگی به من هدیه داد
«فرصت زیستن با شرایطی جدید، درکِ مفهوم عمیق تنهایی، استقلال بر اساسِ نفسِ خود»
آنچه درد داشت و زخم ماند: نداشتن حق ازدواج بر پایه عشق برای نسل مادرم!
آنچه مرا گاهی از شدت خلا به هیجان وا میدارد، عدم وجود عشق در نطفه من است!
و تلاش مضاعف برای ساختن عنصری (عشق) با متریال بیگانه
طلاق اگر بد است، ازدواج بدون عشق فاجعه است!!!

عکس کودکی ریحانه پارسا

*مریم رهنما

پاسخ دادن