احمد خادم المله- مدیر مسئول-یکی از رویدادهای مهم این هفته تشدید اختلاف عربستان و متحدانش با قطر بود.

تهران- اقتصاد برتر- ۱۷خرداد ۹۶

در این رویداد عربستان با آغاز جنگ سرد علیه قطر بتدریج از مرحله جنگ مطبوعاتی و رسانه‏ای وارد فاز حمله سیاسی و دیپلماتیک به قطر شد و نهایتا روز دوشنبه به بهانه حمایت قطر از تروریسم و افراط گرایی و عدم تعهد به بیانیه‏های مشترک شورای همکاری خلیج فارس، روابط سیاسی خود با قطر را قطع کرد، گذرگاه‏های زمینی‏، هوایی و دریایی خود را بر روی قطر بست و دیپلمات‏های قطری را از این کشور اخراج کرد. در این رویداد سه کشور امارات، مصر و بحرین نیز از عربستان حمایت کردند.

رسانه‏های خبری جهان از حمله سیاسی، دیپلماتیک ریاض به عنوان تشدید اختلافات پیشین و تاریخی عربستان و متحدانش با قطر یاد کردند و تلاش نمودند ویژگی‏های این اقدام و تبعات آن را بررسی کنند.

در تحلیل این اقدام عربستان سیاستمداران و صاحب‏نظران خواسته یا ناخواسته توجهی به دلایل اصلی این اقدام عربستان نکردند. در حالی‏که ریشه این حرکت را باید در سفرهای اخیر «ترزا می» نخست وزیر انگلیس و «ترامپ» به عربستان و اسرائیل جستجو کرد.

اگر سخنان ترزا می و ترامپ و مشاوران آنان را در سفر به خاورمیانه و خصوصا دیدارشان از سرزمین‏های اشغالی بررسی کنیم می‏توان دریافت که آمریکا به دنبال اجرای طرح جامع جدیدی در خاورمیانه است که عربستان به طور نیابتی از سوی آمریکا، اسرائیل و انگلیس تحقق بخشی از این طرح را به عهده دارد.

آمریکا و اقمارش در منطقه به دنبال ایجاد خاورمیانه‏ای، گوش بفرمان واشنگتن هستند که منابع آن به طور کامل در خدمت واشنگتن و اقمارش باشد تا بتوانند بخشی از بحران‏های اقتصادی و مالی آمریکا و غرب را پوشش دهند.

از نظر آمریکا خاورمیانه نه تنها نباید کانون تهدید برای آمریکا و اسرائیل باشد، بلکه باید امنیت رژیم صهیونیستی را با هزینه کشورهای حوزه خلیج فارس تامین کند و منابع این کشورها تمام و کمال در خدمت غرب باشد.

از نظر آمریکا، اسرائیل و انگلیس مهار ایران، مقابله با نفوذ روز افزون ایران در منطقه و انزوای ایران در جهان نیاز به جبهه‏ای متحد در منطقه دارد. واشنگتن تشخیص داده عربستان به واسطه توان مالی و نزدیکی به اسرائیل قادر است منابع مالی طرح جدید آمریکا در منطقه را فراهم کند و جبهه‏ای جدید به نفع آمریکا در منطقه ایجاد نماید.

در کنار اهداف آمریکا، عربستان نیز که از گذشته به دنبال تغییر جغرافیای خاورمیانه و کسب ژاندارمی منطقه بوده است، تلاش دارد با اتکای به منابع مالی خود و به کمک سایر کشورهای متحد خود در منطقه برخی کشورها و شخصیت‏های عرب مانع تحقق اهداف خود را از صحنه منطقه حذف کرده، برخی کشورها را تجزیه و برخی دیگر را درهم ادغام کند تا به اهداف منطقه‏ای خود دست یابد که تحقق این هدف را از مسیر سرسپردگی بیشتر به دولت ترامپ امکانپذیر می‏داند و در اجلاس ریاض که با حضور ترامپ برگزار شد اولین گام برای کسب حمایت آمریکا را برداشت.

گرچه عربستان و قطر از دیر باز اختلافات مرزی و سیاسی دیرینه دارند و قطر هیچگاه قیمومیت عربستان را در سیاست داخلی و خارجی خود نپذیرفته و همواره تلاش داشته سیاست مستقل‏تری را جدای از عربستان در منطقه و جهان دنبال کند، اما طبیعی‏ترین اقدام برای تحقق اهداف طرح آمریکایی – عربستانی در خاورمیانه این است که آمریکا اتحادی یکدست تحت قیمومیت عربستان در منطقه ایجاد کند و کشورها و سرانی را که با این قیمومیت مخالفت دارند از سر راه بردارند. در بین کشورهای مخالف قیمومیت عربستان در منطقه، قطر اولین کشوری است که به طور تاریخی به قیمومیت عربستان واکنش نشان داد و حاضر به پذیرش قیمومیت عربستان بر منطقه نشد؛ لذا عربستان باید به شکلی این مشکل را حل می‏کرد که سیاست عربستان علیه قطر واکنش طبیعی ریاض به اقدام دوحه بود که به شکل قطع رابطه و اخراج دیپلمات‏های این کشور خود نمایی کرد و احتمالا در هفته‏های آینده نیز ادامه خواهد یافت.

بنابراین موضوع برخورد عربستان با قطر را در دامنه گسترده‏تری از تحولات منطقه باید دنبال کرد، نقش آمریکا، اسرائیل و انگلیس در این رویداد را نباید از نظر دور داشت و این حرکت را به طور محتمل باید اولین گام از اجرای یک طرح آمریکایی – عربستانی – اسرائیلی برای منطقه دانست.

ایران باید دیدگاه کلان‏تری نسبت به این موضوع داشته باشد و تمام تلاش خود را برای حفظ وحدت بین کشورهای اسلامی و عربی در منطقه به کار ببندد و عوامل اختلاف برانگیز در وحدت مسلمانان در منطقه را شناسایی و معرفی و محدود نماید.

به یاد داشته باشیم هر اقدام و حرکتی که باعث تضعیف وحدت کشورهای اسلامی اعم از عرب و غیر عرب شود ریشه در تفکر آمریکا، اسرائیل و انگلیس دارد و موضوع قطر و عربستان نیز بی ارتباط با این نظریه نیست. عربستان هم باید بداند دوران قیمومیت کشورهای منطقه به پایان رسیده و سیاست «خرید همه چیز با پول» راه به جایی نخواهد برد و بیش از این بازیچه دست آمریکا و اسرائیل نشود.

پاسخ دادن