رشد بورس تا کجا ادامه داره؟

اینکه رشد بورس تا کجا میتونه ادامه داشته باشه اولاً به این بستگی داره که سرعت رشد قیمت سهام تا چه وقت پایداره و ثانیاً شرکتهای بورسی تا چه حد قدرت رشد و بازدهی دارند که در نهایت معلوم بشه قدرت جذب نقدینگی به بورس تا کجا ادامه خواهد داشت.

تهران- اقتصادبرتر- ۰۶ اردیبهشت ۹۹

به گزارش #اقتصادبرتر، حسن قاسمی، نظریه پرداز سازوکارهای اقتصادی در این باره نوشت: بنابراین موضوع از دو جهت قابل بررسی هست:

اول باید بررسی بشه که خلق نقدینگی توسط بانکها و موسسات اعتباری با چه شیبی داره رشد میکنه تا به نسبت رشد فزاینده بورس مشخص بشه که آیا امکان تأمین مازاد نقدینگی بازار فراهمه یا خیر. حال اگه این مازاد نقدینگی بطور طبیعی و بدون آسیب به سایر بخشهای فعال اقتصادی نتونه تأمین بشه آنوقت از طریق افزایش نرخ بهره و کوچکتر کردن سهم سایر بازارها قابل استحصاله!

اما با اوج گرفتن نرخ بهرۀ آزاد، سودآوری سرمایه گذاری در بورس نسبتاً کاهش پیدا میکنه (همچنانکه سایر بازارها هم آسیب می بینند!) و کم کم تُرمز ورود نقدینگی بیشتر به بورس کشیده میشه!

به محض اینکه ورود نقدینگی جدید به بورس محدود بشه، تقاضا برای معاملات سهام افت میکنه و قیمتها دیگه مثل قبل قابل افزایش نبوده و از این به بعد عرضه سهام شدت بیشتری به خودش میگیره. درنتیجه رشد قیمتها کاهشی میشه و در نهایت مقاومت بازار شکسته میشه و سیل عرضه کنندگان براه میفته!

دوم اینکه باید بررسی کرد که بازدهی شرکتهای بورسی تا چه حد قابل افزایشه و قدرت پرداخت سودهای نقدی به نسبت خالص سرمایه گذاری انجام شده چقدر واقعی بنظر میاد. اگر مجموع برآوردهای کارشناسان و سرمایه گذاران از بازدهی سهام به نسبت قیمتهای جاری مثبت باشه، قیمتها رشد میکنن وگرنه رشد حباب گونه قیمتها در اثر جریان سفته بازانه معامله گران بازار در نهایت محکوم به شکست خواهد بود.

قاعدتاً یکی از روشهای تأمین مالی شرکتها از طریق بورس بوده و هر چه اقبال عمومی به بورس بیشتر باشه شرکتها با قدرت بیشتری میتوانند برنامه های بلند مدت رو پیش ببرند.

اما عوامل مهم دیگری هم چه در اقتصاد کلان (همچون، نرخ ارز، نرخ بهره، دستمزدها، تورم و …) و چه در مناسبات مدیریتی و سیاستهای تجاری و روابط بین المللی و … وجود داره که باعث میشه چشم انداز مثبت یا منفی برای آینده شرکتهای بورسی رقم بخوره و بالعکس.

پس باید توجه داشت که رشد و افول بورس، مستقل از سایر بخشها و ارکان اقتصادی و سیاسی و اجتماعی نبوده و نیست. همچنانکه مدیریت صحیح بازار سرمایه میتونه بورس رو بعنوان موتور محرکه اقتصادی قرار بده و سایر بخشها رو بدنبال خودش بکشونه، به همین نسبت با خطای در عملکرد مدیریتی و عدم کنترل جریان سفته بازانه ممکنه بخش بزرگی از سرمایه و اعتماد اجتماعی از بین بره و سایر متغیرهای اقتصادی-سیاسی-اجتماعی رو بهم بزنه!

 

پاسخ دادن