رفع تحریم ها چه تاثیری در وضعیت بورس دارد؟

محمد علی دهقان دهنوی درخصوص حضور موثر دولت در بازار سرمایه، تحلیلی از وضعیت یک سال اخیر بازار، پیش بینی استقبال در ماه های آتی و اثر تداوم یا رفع تحریم ها روی آینده بازار ارائه داد.

تهران- اقتصادبرتر- ۰۱ بهمن ۰۰

به گزارش #اقتصادبرتر رییس سابق بورس در پاسخ به این سوال که روندهای قیمتی در بازار سرمایه تابع چه عواملی است و عموم مردم قبل از ورود به بازار باید چه نکاتی را مدنظر قرار دهند تا ورودی واقع بینانه داشته باشند، گفت:  عادتی شده وقتی به عنوان سیاست گذار، صاحب نظر و حتی رسانه در خصوص بازار سرمایه حرف زده می شود، نگاه به شاخص کل باشد که برایند قیمت همه سهام است. وقتی برای عموم مردم حرف زده می شود باید تاکید کرد در بازار سرمایه ریسک، سود و زیان همواره وجود دارد پس کسی که به این بازار وارد می شود باید آمادگی پذیرش این ریسک ها را هم داشته باشد.

در تحلیل هایی که در خصوص بازار سرمایه ارائه می شود باید یک نکته بسیار مهم را همیشه مدنظر داشت که روندهای قیمتی، تحت تاثیر عوامل اقتصادی و غیراقتصادی و عوامل خرد درون صنعتی و درون بنگاهی است. برای مثال وضعیّت تورم و نرخ رشد اقتصادی در این زمینه موثّر است یا تحریم ها عامل مهمّی در فعالیّت و سودآوری بنگاه ها است.

نکته دیگر اینکه بسیاری از شرکت های بورسی درآمد قابل توجهی از محل صادرات دارند لذا نرخ ارز روی درآمد آنها به شدت تاثیرگذار است. بر همین اساس اینکه در برهه ای از زمان، فعّالان بازار سرمایه چه انتظاری از آینده دارند بر روند قیمت سهام تاثیرگذار است. اگر اکثر سهامداران فکر کنند در ماه های آتی قیمت ارز بالا می رود قاعدتا امروز حاضرند قیمت بالاتری برای خرید سهام شرکت های صادراتی بپردازند و اگر معتقد باشند نرخ ارز پایین می آید تلاش می کنند فروشنده سهام باشند.

این ساز و کار، روند عرضه و تقاضای بازار را شکل می دهد و قیمت ها را تعیین می کند. در حوزه عوامل خرد درون صنعتی و درون بنگاهی هم مثلا وقتی یک بنگاه در حوزه انرژی فعّال است با بالا و پایین رفتن قیمت انرژی، سود هم در نوسان است لذا قیمت سهام این شرکت ها هم بر این اساس بالا و پایین می رود. برای نمونه قیمت جهانی اوره ظرف یک سال رشد قابل توجهی داشته و سهام شرکت های تولیدکننده این محصول به رغم وضعیت منفی بازار، رشد مناسبی داشته است. همچنین وقتی مدیریت یک بنگاه قوی است و طرح های توسعه ای دارد انتظار می رود ارزش سهام آن بالا برود یا بالعکس.

در سطح کلان، دولت چطور می تواند انتظارات به حقّ سهامداران را محقّق کند و بطور مشخّص چطور باید در بازار سرمایه حضور موثّرتر و شفّاف تری داشته باشد؟

دهقان دهنوی: در سطح کلان اگر دولت ها چند نکته را رعایت کنند بازار و فعاّلان، توقعّاتی بیش از آن ندارند و حتی خرسند و راضی هستند در غیر این صورت مورد انتقاد واقع می شوند. سهامداران انتظار دارند دولت به معنای حاکمیت از بازار سرمایه به عنوان بازاری که نسبت به دیگر بازارهای دارایی نقش مثبت و مهم تری در توسعه سرمایه گذاری و رشد اقتصادی دارد توجّه و حمایت کافی داشته باشند و اجازه ندهد به دلایل غیراقتصادی متحمّل زیان شود و آسیب ببیند.

البته دولت نقش دیگری هم در قبال بازار سرمایه دارد و آن اینکه مدیریت بسیاری از شرکت های بورسی را در دست دارد. یعنی بصورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق سهامداری صندوق های بازنشستگی تحت مدیریت حق مدیریت پیدا کرده است. بر این اساس ۷۸ درصد بازار سرمایه متعلّق به دولت است پس باید در قبال این شرکت ها مدیریت صحیح اعمال کند و سهامدار انتظار دارد مدیری انتخاب شود که هدف حداکثر کردن ثروت سهامدار باشد نه اینکه دولت از طریق شرکت های تحت مدیریت سیاست های دیگری را اجرا کند.

دولت می تواند از محل بودجه عمومی هر نوع هزینه ای را که به نفع عموم مردم است، انجام دهد اما اجازه ندارد از محل درآمد شرکتی که ۲۰ یا حتی بیش از ۵۰ درصد متعلق به سهامداران خاصّ است برای عموم هزینه کند و حق ندارد محصولات آن شرکت ها را بصورت دستوری، پایین تر از قیمت بازار تعیین یا اینکه محصولات آن شرکت را بصورت یارانه ای توزیع کند و بعد اختلاف بها را پرداخت نکند.

یا اینکه نباید انتظار داشته باشد مدیر آن شرکت نیروی مازاد استخدام کند. متاسفانه این اتفاقات به وفور در شرکت های دولتی رخ می دهد و بخشی از منافع سهامداران را منحرف می کند. انتظار دیگر این است وقتی مردم سهام صنایع حاضر در بازار سرمایه را می خرند یعنی بخشی از سرمایه مورد نیاز آن شرکت را تامین کرده اند پس دولت نمی تواند تصمیمات سیاستی جدیدی بگیرد که توجیه پذیری اقتصادی را از آن صنعت سلب کند.

به عنوان مثال فردی در سال ۱۴۰۰ سهام پتروشیمی و فولاد را خریده چون احساس کرده سودآوری خوب دارند اما دولت در پیش نویس بودجه ۱۴۰۱ نرخ انرژی را برای این کارخانه ها به حدّی بالا برده که این صنعت دیگر سودآور نیست و این یعنی ضربه مهلکی از سمت سیاست گذاری دولت به سهامداران وارد شده که از در کوتاه مدت ظالمانه است و در بلند مدت هم به بنیان های سرمایه گذاری آسیب می زند. چون مردم دیگر به بازار سرمایه اعتمادی ندارند و چنین مسئله ای به شدّت خطرناک است.

البته خوشبختانه دولت متوجه اشتباه شده و با بسته ۱۰ بندی می خواهد آن را اصلاح کند و امید است مجلس هم عینا این بسته را در بودجه تصویب کند. سهامدار انتظار دارد دولت ضوابط اقتصادی با شرکت ها را شفاف با نگاه بلند مدت و مبتنی بر حمایت از سرمایه گذاری وضع کند نه اینکه بخشی از سود این شرکت ها را که متعلّق به مردم است منحرف و برای جبران کسری استفاده کند. ضمن اینکه این کار برای دولت هم مضرّ است و در بلند مدت به دلیل تضعیف سرمایه گذاری، عملا درآمدهای دولت را کاهش می دهد و فقر و عدم توسعه یافتگی را تشدید می کند.

تحلیلی از وضعیت یک سال اخیر بازار سرمایه ارائه دهید. آیا آزادسازی سهام عدالت در وضعیت نامطلوب بورس تاثیر داشت؟

دهقان دهنوی: در یک سال گذشته اتفاقات زیادی در اقتصاد رخ داد و چشم اندازها با آن چه رخ داد تفاوت داشت. در حوزه سیاسی و اقتصادی هم تحولاتی مشاده شد و متناسب با آن انتظارات فعّالان اقتصادی هم تغییرات بسیاری داشت. طبیعی است وقتی سهام عدالت برای فروش آزاد می شود، عرضه آن سهم خاص به شدت افزایش پیدا می کند.

سهام شرکت ها به دو گروه تقسیم می شود: سهام شناور آزاد و غیرشناور. سهام غیرشناور متعلق به کسانی است که آن سهام را به دلیل داشتن کرسی مدیریتی و سرمایه گذاری بلند مدت، حفظ می کنند اما صاحبان سهام شناور آزاد اگر رشد قیمتی داشته باشند به راحتی فروشنده یا خریدار می شوند.

برای مثال شرکتی وجود دارد که ۱۵ درصد سهام آن شناور آزاد است پس بازار و قیمت فعلی این سهم بر اساس خرید و فروشی که روی این ۱۵ درصد انجام شده به تعادل رسیده است. وقتی ۲۰ درصد سهام یک شرکت متعلق به دارندگان سهام عدالت است و فروش این سهام آزاد می شود و مثلا نیمی از دارندگان سهام، فروشنده باشند ۱۰ درصد به سهام شناور آزاد آن شرکت اضافه می شود پس عرضه آن سهم به شدت افزایش و قیمت کاهش می یابد و نباید این واقعیت را انکار کرد.

در سال ۹۹ که سهام عدالت آزاد شد، سیاست این بود به دلیل فشارهای معیشتی و شیوع کرونا به معیشت دارندگان سهام، کمک شود. برای این کار باید پیش بینی هایی می شد که اثرگذاری منفی روی سهام کمتر شود. بخشی از این پیش بینی، بحث سهامداری غیرمستقیم مردم بود. بخشی دیگر که در سازمان بورس دنبال می شد ساز و کارهایی است که از طریق آن می شود دارندگان سهام عدالت را به صندوق های سرمایه گذاری هدایت کرد تا سهام بصورت مستقیم عرضه نشود و قیمت سهام مصنوعی کاهش نیابد. امید است در دوره مدیریت جدید این مسئله دنبال شود چون مطمئنا اگر قرار باشد بی محابا و مستقیما این آزادسازی انجام شود باز هم شاهد تاثیر منفی روی قیمت خواهیم بود.

استقبال از بازار در ماه های آتی را چطور می بینید؟

دهقان دهنوی: امروز به عنوان یک کارشناس اقتصادی مستقل اظهار نظر می کنم و طبعا نظرات کارشناسان بازار سرمایه لزوما درست و تحقّق پذیر نیست. آن چه مهم است اینکه سهامداران و سرمایه گذاران منطقی ترین استدلالات را ملاک تصمیم گیری قرار دهند. با این توضیح وضعیت بسیاری از سهم های بازار از نظر سودآوری نسبت به گزینه های رقیب مانند بانک، اوراق بدهی، ملک، طلا، ارز و… بازدهی قابل توجه و قابل رقابتی دارند.

پس انتظار داریم بازار با استقبال خوبی روبرو شود و قیمت سهام رشد داشته باشد اما در عمل بازار مقداری افزایش پیدا می کند و بعد کاهشی می شود چون سرمایه گذاران هنوز نسبت به رفتار دولت نسبت به بازار سرمایه اطمینان پیدا نکرده اند. اطمینان با این وعده ها که پول به صندوق تثبیت بازار سرمایه واریز می شود و… بدست نمی آید.

رفتار دولت در قانون بودجه مشخص می شود. چشم بازار به دست دولت و مجلس است که چه نرخی در قانون بودجه برای خوراک و انرژی تعیین می کنند. آیا با این نرخ ها سر بنگاه ها را می برّند؟ یا به تقویت سرمایه گذاری کمک می کنند؟ اگر قانون بودجه عادلانه و در راستای حمایت و تشویق سرمایه گذاری باشد، بازار سرمایه آمادگی رشد خیلی مناسب و بازدهی مناسب را دارد اما اگر دولت و مجلس دچار اشتباه شوند و بنیان های سرمایه گذاری را با خطر مواجه کنند، نمی توان توقّع بازدهی متناسب با ظرفیت بازار را داشت.

کارشناسان اقتصادی به وفور این انتقاد را مطرح می کنند که بازار سرمایه هنوز نتوانسته متناسب با ظرفیت در خدمت اقتصاد قرار بگیرد و همچنان اقتصاد بانک محور است. در این زمینه چه نظری دارید؟

دهقان دهنوی: بازار سرمایه نسبت به گذشته رشد بسیار مطلوبی داشته و ۳۰ درصد تامین مالی از طریق این بازار انجام می شود. همین کافی است که گفته شود اقتصاد دیگر صرفا بانک محور نیست اما نسبت به ظرفیت های بازار سرمایه هنوز فضای زیادی برای رشد وجود دارد و بسیار بیش از اینها می تواند در تامین مالی و توسعه سرمایه گذاری کمک کند چون بازار سرمایه ظرفیت هایی دارد که هنوز به کار نیفتاده و انواع نهادها و ابزارهای مالی که در جهان وجود دارند هنوز یا در ایران راه اندازی نشده یا راه اندازی شده اما عمق کافی ندارد.

نکته دیگر اینکه برای خانوارها هم هنوز بازار سرمایه به اندازه کافی شناخته شده نیست. هر چند بسیاری از خانوارها سختی معیشت و حتی پس انداز منفی دارند اما بخشی که درآمد مازاد دارند و می توانند پس انداز کنند بصورت سنّتی با سرمایه گذاری در ملک و مسکن آشنا هستند. سرمایه گذاری در بازار سرمایه هم باید به همین شکل باشد. یعنی همان طور که مردم هر روز به بنگاه مراجعه نمی کنند و قیمت ملک را نمی پرسند، باید به بورس هم نگاه بلند مدت داشته باشند.

البته نقش سفته بازان در بازار مهم است چون کار انها خرید و فروش است اما به خانواری که می خواهد بخشی از پس انداز را به بازار سرمایه بیاورد توصیه نمی شود هر روز قیمت ها را بررسی و یا سهام را خرید و فروش کند. بلکه می توانند با نگاه بلند مدت به شکل مستقیم یا با گرفتن مشاوره از صندوق ها و سبد گردان ها بخشی از سرمایه گذاری در ملک و مسکن را به بازار سرمایه منتقل کنند و سهام ارزنده و بنیادین خریداری کنند.

تجربه تاریخی هم نشان می دهد بازدهی بازار سرمایه در بلند مدت از تمام بازارهای رقیب بالاتر است. یعنی مثلا اگر شخصی ۱۰ سال پیش پرتفوی مطلوبی ایجاد کرده باشد نسبت به آنهایی که پول را به بازار مسکن، طلا، ارز و… برده اند بازدهی بسیار بیشتری کسب کرده است. اگر این نگاه بین خانوارها شکل بگیرد می تواند به توسعه هر چه بیشتر بازار سرمایه و افزایش سهم این بازار در تامین مالی اقتصاد کمک شایانی کند.

یکی از موضوعاتی که در چشم انداز بازار سرمایه وجود دارد و ممکن است روی تحلیل آنهایی که می خواهند به این بازار ورود کنند، تاثیر گذار باشد، مقوله تحریم است. تحلیلی در خصوص اثر تداوم یا رفع تحریم ها روی آینده بازار ارائه دهید؟

دهقان دهنوی: در نگاه اول برای برخی افراد این تلقی وجود دارد اگر تحریم ها رفع شود و توافقی با کشورهای طرف مذاکره صورت بگیرد و مثلا برجام احیاء شود به دلیل افزایش فروش نفت و دسترسی بیشتر دولت به منابع ارزی، قیمت ارز کاهش می یابد و کاهش نرخ ارز منجر به کاهش درآمد صادراتی شرکت ها و سودآوری می شود. با این نگاه برخی ممکن است چنین مسئله ای را ریسک تلقی کنند.

در مقابل نگاه دیگری هم وجود دارد و آن اینکه شرکت های بورسی که در امر صادرات فعّال هستند از چند ناحیه هزینه هایی را متحمّل می شوند. یکی اینکه باید در شرایط تحریم کالا بفروشند و مجبورند به طرف های خارجی تخفیف های قابل توجه ارائه کنند. دوم اینکه برای بازگشت ارز باید هزینه های زیادی برای نقل و انتقال بدهند. این هزینه ها در شرایط بدون تحریم کمتر از ۰.۵ یا ۰.۲ درصد است اما در دوران تحریم بعضا این هزینه به ۸ تا ۱۱ درصد هم می رسد!

نکته دیگر اینکه صادرکنندگان بدون تحریم می توانند علاوه بر خریداران پیشین، خریداران جدید هم پیدا کنند و بازار را توسعه دهند. علاوه بر اینها برخی صادر کنندگان برای دور زدن تحریم ها به عملیاتی متوسل می شوند که هزینه های زیادی دارد. همچنین بانک مرکزی در شرایط بدون تحریم دیگر صادرکننده را مجبور نمی کند ارز را با نرخ پایین در سامانه نیما عرضه کند و اصولا دیگر ضرورت منطقی و کارکردی برای وجود این سامانه نیست و فروش ارز در بازار آزاد منعی ندارد.

علاوه بر اینها دولت امروز چون با کمبود منابع و درآمد مواجه شده سعی می کند از محل خوراک، سوخت و… برای خود منابعی را دست و پا کند و اگر منابع اصلی مورد نظر دولت تامین شود قطعا نگاه به سرمایه گذاری و تقویت آن بیشتر خواهد شد و با شرکت های بورسی می تواند ارتباط بهتری داشته باشد. ضمن اینکه شرکت ها برای واردات مواد اولیه و فناوری مشکلات زیادی دارند که بدون تحریم این فرایند تسهیل می شود.

پس اگر سهامداران این ۷ امتیاز مثبت را در کنار یک امتیاز منفی کاهش نرخ ارز بگذارند هر چند همین یک امتیاز منفی هم از نظر کارشناسی حرف و حدیث های بسیاری دارد و گفته می شود امکان کاهش زیاد نرخ ارز نه امکان پذیر است و نه منطقی، متوجه می شوند رفع تحریم ها و احیای برجام می تواند نکته مثبتی برای بازار سرمایه باشد و به تحلیل سهامداران کمک می کند.

پاسخ دادن