روزهای سخت روحانی در سال پایانی دولت

کمی بیشتر از یک سال تا پایان دولت حسن روحانی باقی مانده. یک سالی که پرچالش‌تر از سال‌های قبل بنظر می‌رسد و پیش‌بینی می‌شود او روزهای سخت‌تری را نسبت به هفت سال گذشته، تجربه می‌کند.

تهران – اقتصاد برتر – ۶ مرداد ۹۹

برخی از این چالش‌ها و تنش‌ها از قبل شروع شده و تداوم آنها شرایط بحرانی را به کشور تحمیل کرده‌ است؛ برخی دیگر نیز پدیده‌های نوظهوری هستند که فقط دولت روحانی تجربه ا‌شان می‌کند. این نوشتار گذری دارد به بخشی از چالش‌های دولت دوازدهم در سال پایانی خدمت

  • مجلس و قوه قضائیه اصولگرا

همانگونه که انتظار می‌رفت مجلس یازدهم، از نظر فکری مخالف دولت روحانی است اما تا کنون توانسته خود را کنترل کند تا چالش جدی ای بین دولت و مجلس ایجاد نشود. روحانی و قالیباف هر دو به توصیه رهبری تلاش کرده اند، تنش‌های حاشیه ای بین دولت و مجلس را در جهت منافع ملی کشور مدیریت کنند تا مبادا تنش‌های فکری به تنش‌های جدی بین دولت و مجلس تبدیل شود. در ماه اول فعالیت مجلس یازدهم جز چند مورد جزیی بگو و مگو‌های حاشیه ای موضوع خاصی بین دو قوه قانونگذاری و اجرایی پیش نیامده است. مجلس چند خیز برای استیضاح رئیس جمهور و برخی از وزرای کلیدی برداشت اما با وساطت بزرگان قوم موضوع منتفی شد و احتمالا تا پایان دولت هم اتفاقی نخواهد افتاد. اما رای اعتماد به دو وزیر جدید نیز نیازمند رایزنی روسای قوه مجریه و مقننه است و اگر روحانی درایت لازم را نداشته باشد، این موضوع می‌تواند خود به یک چالش بین دو قوه تبدیل شود. قوه قضائیه نیز از نظر فکری هم جهت با دولت روحانی نیست لذا روحانی در سال آخر خدمت از این بابت نیز اقبالی ندارد. قوه قضائیه در دوره جدید آیت الله رئیسی یکی از اولویت‌های خود را مبارزه با فساد قرار داده است که در این زمینه دولت روحانی مشکلات عدیده ای در بخش‌های مختلف داشته است. هنوز برخی از پرونده مفسده‌های مطرح در دولت به دادگاه نرفته است. این موضوع می‌تواند به یکی از چالش‌های اساسی روحانی در یک سال باقیمانده تبدیل شود.

  • افت محبوبیت دولت نزد افکار عمومی

دولت روحانی به‌دلیل گرانی‌های مفرط، حجم بالای نقدینگی، تورم، بیکاری و… که مستقیما به معیشت مردم بستگی دارد وضعیت خوبی ندارد و به هیچوجه از محبوبیت دور اول و حتی شروع دور دوم نیز برخوردار نیست و هر چه به انتهای فعالیت خود نزدیک می‌شود، موقعیت اجتماعی خود نزد مردم را از دست می‌دهد، تلاش رسانه‌های وابسته به دولت هم نتوانسته در این زمینه جلوی هجمه‌ها به دولت را بگیرد. مشاوران و مدیران رسانه ای دولت هم که در پاستور جای گرفته اند نیز انگیزه‌های روزهای اول برای دفاع از دولت و مقابله با هجمه‌های رسانه ای مخالفان را ندارند. از سوی دیگر موقعیت رسانه‌های منتقد دولت بخاطر پیروزی اصولگرایان دستکم در دو قوه مهم کشور بهتر شده است. دولت تلاش دارد همه نابسامانی‌ها را به گردن تحریم و کرونا بیاندازد اما از طرف مقابل دولت متهم به سوء مدیریت و چشم امید بستن به خارج می‌شود. اما مردم قانع نشده اند که تحریم و کرونا عامل همه نابسامانی‌ها است و در کوچه و خیابان انتقاد‌ها از رئیس جمهور و وزرای کابینه هر روز بیشتر می‌شود. توجیهات سخنگویان دولتی نیز برای مردم تکراری شده است و کمتر کسی دلایل حامیان دولت درباره علت مشکلات اقتصادی را می‌پذیرد.

  • انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰

هر رئیس‌جمهوری که بر مسند قدرت است، در سومین سال ریاست‌ جمهوری‌اش باید مجری برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری دور بعد باشد. روحانی نیز از این قاعده مستثنی نیست و انتخاباتی که در ۱۴۰۰ برگزار خواهد شد، قطعا برای رئیس دولت دوازدهم حساس‌تر از دفعه قبل یعنی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ است. زیرا از یک سو فضای سیاسی بنفع منتقدان دولت است و از سوی دیگر، کاهش میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس یازدهم که دوم اسفند ۹۸ برگزار شد، نگرانی‌هایی را از منظر مولفه‌های سیاسی و امنیتی در دو بُعد داخلی و خارجی به وجود آورده است. قطعا در انتخابات آینده چهره‌های وابسته به دولت روحانی و یا اصلاح طلبان شانسی نخواهند داشت. و فشار سیاسی بر دولت در ماه‌های آخر نیز بیشتر هم خواهد شد. انتخابات آینده قطعا انتخابات چهره‌های به نام نیستند.

  • انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا

نتایج انتخابات آمریکا در سال ۲۰۱۷ که منجر به رفتن ترامپ به کاخ سفید شد، مهم‌ترین چالش رئیس جمهور ایران در عرصه سیاست خارجی بود. زیرا ترامپ همان‌طور که از قبل گفته بود؛ برجام را که نتیجه ماه‌ها مذاکرات ایران با اعضای گروه ۱+۵ و نتیجه اعتقاد به مذاکره و صلح‌طلبی طرفین بود؛ نادیده گرفت و با خروج از آن، دستور بازگشت تحریم‌ها را با سخت‌گیری و شدت بیشتری صادر کرد. این اقدام ترامپ اگرچه با اعتراض سایر کشورها مواجه و توسط انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه و چین محکوم شد اما ترامپ بدون توجه به انتقادهای بین‌المللی و حتی داخل کشورش، دنبال این بوده که خودش برجام جدیدی را با تهران به امضا برساند. این آرزویی است که همراه ترامپ است اما مقامات مسئول کشورمان به صراحت تایید کرده‌اند شرط هر نوع مذاکره با آمریکا بازگشت ترامپ به برجام است. حالا مردم آمریکا در آستانه انتخاب رئیس‌جمهور کشورشان برای ۴ سال آینده قرار دارند و آبان‌ماه تکلیف مستاجر آتی کاخ سفید روشن می‌شود. نتیجه انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا نه تنها برای کل دنیا بلکه برای ایران هم مهم است. در پاییز مشخص خواهد شد که کابوس ترامپِ هیجانی و جویای نام در جهان باقی می‌ماند یا آنکه رویکرد عقل‌گرایی و صلح‌اندیشی غرب به مانند آنچه که منجر به توافق برجام شد؛ به کاخ سفید باز می‌گردد.

  • جولان تورم

تحریم‌های آمریکا که پس از خروج ترامپ از برجام به اجرا درآمد اگرچه همان تحریم‌هایی بود که در دولت دهم علیه ایران اعمال شد اما این بار دورزدن تحریم‌ها برای تهران دشوارتر شد زیرا خلاهایی که در آن دوره وجود داشت و ایران با بهره‌گیری از آنها می‌توانست تحریم‌های ظالمانه را دور بزند و نفت خود را بفروشد؛ توسط تیم تخصصی ترامپ شناسایی شد؛ برای همین میزان فروش نفت ایران در دوره ترامپ بسیار کاهش یافته است؛ به گونه‌ای که درآمد نفتی کشورمان به کمترین میزان در ۴۰ سال گذشته رسیده و دولت با کسری بودجه شدیدی مواجه است. هرچند دولت روحانی راهکارهایی برای جبران بخشی از این کسری بودجه فراهم آورده و تا اینجای کار توانسته با موفقیت این ماه‌ها را سپری کند اما با این حال دولت دوازدهم سال بسیار سختی را به لحاظ اقتصادی در پیش دارد و این در حالی است که درباره این مشکلات و دشواری‌ها کمتر برای مردم سخن گفته شده است.

  • توافقنامه ایران و چین

اوایل تیر امسال هیات دولت به ریاست حسن روحانی پیش‌نویس نهایی برنامه ۲۵ ساله همکاری‌های جامع ایران و چین را بررسی و تایید کرد. در این نشست به وزارت خارجه ماموریت داده شد که طی مذاکرات نهایی با طرف چینی، بر اساس منافع متقابل بلندمدت، این برنامه را به امضای طرفین برساند. چند روز بعد محمود احمدی‌نژاد در سخنانی مدعی شد که «دولت ایران مخفیانه در حال امضای قراردادی ۲۵ ساله با یک دولت خارجی است». او در حالی چنین گفت که این توافق برای اولین بار پنج سال پیش در دیدار رهبر معظم انقلاب ی خامنه‌ای با شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین و با عنوان «توافق ایران و چین برای روابط استراتژیک ۲۵ ساله» مطرح شده بود. جالب‌تر آنکه این دیدار نیز چند روز پیش از توافق هسته‌ای ایران و ۱+۵ بر سر برجام صورت گرفت. اما همین صحبت احمدی‌نژاد کافی بود تا شایعات کذب متعددی با محوریت این توافقنامه یا سند همکاری به راه بیفتد؛ شایعاتی نظیر واگذاری جزیره کیش به چینی‌ها تا فروش ارزان‌تر نفت ایران به چین. همچنین منتقدان دولت در تریبون‌های رسمی آن را قرارداد ترکمنچای دوم نامیدند. این ادعاهای کذب به دفعات به طور رسمی از سوی دولت تکذیب شد و حتی زنگنه وزیر نفت نیز با تاکید بر اینکه «موضوع پیش‌نویس سند همکاری ۲۵ ساله ایران با چین، ‌قراداد نیست بلکه موافقت‌نامه کلی است»؛ تصریح کرد: «این توافق نه ‌تنها ترکمانچای نیست، بلکه از تکرار ترکمانچای جلوگیری می‌کند». با وجود این، هجمه‌ای که علیه این سند همکاری به راه افتاد، همچنان پابرجا است و جریان‌های داخل و خارج از کشور به گونه‌ای فضاسازی منفی کرده‌اند که گویی امضای این توافقنامه قرار است با یک کشور ضعیف به لحاظ اقتصادی به امضا برسد. در واقع هیچ کدام از منتقدان حاضر نیستند این واقعیت را بگویند که بیش از ۱۵ درصد از اقتصاد ۸۰ تریلیون دلاری جهان در اختیار چین است و همه کشورها اعم از توسعه‌یافته و در حال توسعه، هر یک به شکلی به تجارت با چین مشغولند.

پاسخ دادن