روزی ۱۰۰۰ سقط جنین در ایران

اقتصاد برتر

سقط جنین، یعنی خاتمه‌دادن به حاملگی پیش از آنکه جنین قادر باشد در خارج از رحم به‌طور مستقل زندگی کند، اما سقط غیرقانونی، سقطی است که به‌طور کلی ممنوع است و این ممنوعیت در ۷۳ کشور دنیا، یعنی حدود یک‌چهارم کشورهای جهان، اعمال شده است.

تهران – اقتصاد برتر – ۱۱ شهریور ۹۸

به گزارش #اقتصادبرتر، آمارها نشان می‌دهد روزانه بیش از ۱۰۰۰ جنین در ایران پیش از آنکه امکان تولد پیدا کنند،‌ به حیات‌شان خاتمه داده می‌شود؛ آماری که از کشتگان تصادفات جاده‌ای خیلی بیش‌تر است.

بسیاری از مادران ناچار می‌شوند به شکل‌های مختلف قید این پیوند را بزنند و هزاران جنین بیش از آنکه امکان تولد پیدا کنند، به حیاتشان خاتمه داده می‌شود. این آمارها به چه میزان است؟ چه میزان از سقط‌جنین‌ها قانونی است؟ علت آمار گسترده سقط غیرقانونی چیست و کدام نهادها در این موضوع دخیلند؟ را با دکتر محمدمهدی آخوندی، رئیس انجمن علمی جنین‌شناسی بررسی کردیم.

*سقط جنین بسیار پیچیده است

سقط جنین موضوع بسیار مهمی است چون بحث در مورد حذف یک موجود زنده است. به خاطر همین که بحث یک موجود زنده مطرح است،‌ مسائل اخلاقی، انسانی،‌ قانونی و بسته به دین افراد، پای مسائل شرعی هم به میان می‌آید. تمام اینها موضوع سقط را به یک موضوع پیچیده تبدیل می‌کند که وجه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی را به خود می‌گیرد و مباحث زیستی، حقوقی و فقهی در آن دخیل است.

سازمان بهداشت جهانی در یک بررسی دلایلی که افراد به سقط روی می‌آورند را برشمرده است. حفظ جان مادر، سلامتی مادر و جنین، سلامت روحی مادر، تجاوزات جنسی، حاملگی ناخواسته و دلایل اقتصادی- اجتماعی ازجمله علت‌هایی است که افراد تصمیم به سقط جنین می‌گیرند. در میان این دلایل یکی از عجیب‌ترین موارد، مربوط به موقعی است که جنسیت جنین آن چیزی نیست که مطلوب پدر و مادر باشد!

کنفرانس بین‌المللی جمعیت که در سال ۱۹۹۴ در قاهره تشکیل شد این نوع سقط را ممنوع اعلام کرد. این مسأله مهمی است که به هیچ‌وجه سقط جنین نباید مبنای تنظیم خانواده قرار گیرد.

*تبعات و عوارض سقط قابل جبران نیست

سقط جنین غیرقانونی تبعات بسیار سنگینی دارد؛ خطر مرگ مادر، شوک عفونی، پارگی رحم،‌ آسیب به احشاء،‌ ناباروری و خونریزی از جمله مهم‌ترین عوارض آن در بُعد جسمی است. بسیاری از زنانی که برای درمان ناباروری به ما مراجعه می‌کنند، کسانی هستند که به واسطه اقدام به سقط دچار این مشکل شده‌اند. در بُعد روانی،‌ احساس گناه و‌ افسردگی شدید مواردی است که سلامت روحی مادر را تهدید می‌کند.

با توجه به اینکه سقط‌های غیرقانونی طبیعتا مخفیانه انجام می‌گیرد، ما آمار دقیقی از تعداد سقط‌هایی که در جامعه انجام می‌شود نداریم و بر اساس شواهد و قرائن و بررسی،‌ این آمار را تخمین می‌زنند.

قانون سقط درمانی در سال ۸۴ تصویب شد. طبق این قانون سقط درمانی جنین با رضایت زن، با تشخیص سه پزشک و تأیید پزشکی قانونی، قبل از چهارماهگی(۱۹ هفتگی) قابل انجام است. به مواردی که بر اساس این قانون،‌ اجازه سقط جنین قانونی داده می‌شود، «اندیکاسیون» می‌گویند. اندیکاسیون‌هایی که در زمان تصویب این قانون مبنا قرار گرفت عبارت بودند از بیماری مادر که تهدید جانی برای او محسوب می‌شود، بیماری جنین و عقب‌ماندگی و ناقص‌الخلقه بودن جنین.

هر قانون یک آیین‌نامه اجرایی دارد که چارچوب اجرای آن را مشخص می‌کند و توسط دولت به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ می‌شود. یک اشکال اساسی این قانون این بود که پیش‌بینی نشد که آیین‌نامه اجرایی برای این قانون تهیه شود و در نتیجه مرجع اجرای قانون به صراحت مشخص نشده است. طبق این قانون دو مرجع برای تأیید سقط جنین مشخص شده؛ تشخیص سه پزشک و تأیید پزشکی قانونی. یعنی تشخیص لزوم سقط با وزارت بهداشت و تأیید آن با پزشکی قانونی است. اما وزارت بهداشت با وجود تلاش‌های مکرر ما تا کنون زیربار قبول مسئولیت اجرایی نرفته است. پزشکی قانونی این مسئولیت را برعهده گرفت و قانون را برای اجرا به سازمان‌های پزشکی قانونی ابلاغ کرد.

این شانه خالی کردنِ وزارت بهداشت،‌ باعث بروز چندین مشکل می‌شود؛ از جمله اینکه پزشکی قانونی با چه تمهیداتی عدم سلامتی جنین یا خطرجانی برای مادر را تشخیص می‌دهد؟ دوم اینکه تشخیص سلامتی جنین در بین هفته سیزدهم تا شانزدهم است؛ یعنی از زمانی که امکان تشخیص وجود دارد، تا زمانی که امکان قانونی سقط وجود دارد (یعنی ۱۹ هفتگی) تنها سه هفته زمان وجود دارد.

سال ۸۴ قانون سقط‌ درمانی تصویب شد؛ در سال ۸۵ پزشکی قانونی اعلام می‌کند، حدود سه هزار مورد در کل کشور از این سازمان مجوز سقط دریافت کرده‌اند. سال ۹۴ این آمار را حدود«ده هزار مورد» اعلام می‌کند. اما آمار تمام سقط‌ها یعنی سقط‌های قانونی و غیرقانونی بسیار فراتر است و هر سال نیز در حال افزایش است. سال ۷۴ وزارت بهداشت اعلام می‌کند ۸۰ هزار سقط‌ جنین در سال داریم. یعنی حدود ۲۲۰ جنین در روز. در این فاصله زمانی، آمار دیگری نداریم تا سال ۹۲، که وزارت بهداشت آمار سقط جنین را ۲۵۰ هزار جنین در سال اعلام می‌کند. یعنی هر روز حدود ۷۰۰ موجود زنده، کشته می‌شوند.

اما در جدیدترین آمار در سال ۹۶، دکتر محمدباقر لاریجانی معاون آموزشی وزیر بهداشت اعلام می‌کند که سالانه «بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار» سقط جنین غیرقانونی در کشور گزارش می‌شود؛ البته من آمار موثقی در مورد حدود ۷۰۰هزار سقط در سال را هم دیده‌ام که در رسانه‌ها هم اعلام کردم و حتما تا کنون این میزان بیشتر هم شده است.

خلأهایی که باعث این میزان آمار سقط غیرقانونی می‌شود باید شناسایی و برطرف شود از جمله اینکه در خود قانون نقائصی وجود دارد، برای اجرای درست و منطقی همین قانون، ابزار اجرایی قوی نداریم و برای تشخیص مواردی که خارج از چارچوب قانون اتفاق می‌افتد و تأیید می‌کنیم نرخ آن بسیار زیاد است نیز ابزار و تدابیری برنامه‌ریزی نکرده‌ایم.

چرا مجلس اجرای درست قانونی که تصویب نموده را پیگیری نکرد و نمی‌کند؟ چرا مجلس در جریان آمارها قرار نمی‌گیرد تا خلأ قانونی و اجرایی را پیگیری کند؟ چرا وزارت بهداشت به وظیفه خود در این زمینه عمل نکرد و نمی‌کند؟

متأسفانه زنان ایرانی از خدمات اختصاصی مشاوره پیش از سقط بی‌بهره‌اند؛ شاید ارائه چنین خدماتی که به‌طور ویژه مشکلات زنان و دختران با بارداری ناخواسته را تحت بررسی کارشناسانه و ارائه راه حل متناسب قرار می‌دهد، بتواند نقش عمده‌ای در کاهش سقط‌های غیرقانونی و غیرسالم داشته باشد.

پاسخ دادن