ریشه رفتار نا معقول سران غرب

احمد خادم ‏المله- مدیر مسئول-در خبرها شنیدیم «امانوئل مکرون» رئیس جمهوری فرانسه که پس از پیروزی در انتخابات پالس‏های مثبتی برای نزدیک شدن به ایران می‏فرستاد و قصد سفر به ایران کرده بود به یکباره چرخشی نامتجانس با رفتار قبلی‏ اش نسبت به ایران پیدا کرد.

تهران- اقتصاد برتر- ۱ آذر ۹۶

رفتارهای نامعقول وی تا بدانجا رسید که روز شنبه تلفنی با «ترامپ» درباره لزوم مقابله با فعالیت‏های ایران وحزب‏ الله مذاکره کرده وتوافق می‏کنند با همپیمانانشان در این باره مذاکره کنند.

مکرون در طول هفته گذشته گفت و گوهایی با «عبدالفتاح سیسی» رئیس جمهوری مصر، «بن سلمان» ولیعهد عربستان، «آنتونیو گوترش» دبیر کل سازمان ملل نیز داشته و درباره راه‏های ایجاد ثبات در منطقه با آنها صحبت کرده است.

خیلی‏ ها فکر می‏کنند سران اروپا درباره ایران متفاوت از آمریکا می ‏اندیشند و رفتار می‏کنند لذا می‏توان با آنها توافقات اقتصادی و سیاسی گسترده داشت و به آنها اعتماد کرد.

قطعا اروپایی‏ ها افکار متفاوتی نسبت به آمریکایی ‏ها درباره تحولات منطقه و جهان دارند؛ اما نباید فراموش کرد که محور اصلی همه فعالیت غربی‏ ها اعم از آمریکا و اروپا تامین منافع کشورشان است و در جایی که منافع آنها ایجاب کند همکاری کاملا نزدیکی با یکدیگر خواهند داشت و بر همین اساس هم حاضرند به ایران یا سایر کشورهای منطقه نزدیک شوند !

درباره ایران هر دو طرف منافع شان را در تغییرات بنیادین در ایران می ‏دانند و هدفشان اگر نگوییم براندازی در ایران است دستکم به دنبال کنترل و مدیریت فعالیت ‏های منطقه ‏ای و جهانی ایران به نفع اقتصاد خودشان هستند اما در اجرا متفاوت فکر می‏کنند.

اروپایی ‏ها معتقدند با مذاکره، «برجام» و توافق دیپلماتیک بهتر می‏توان ایران را مدیریت کرد و در منطقه و جهان منزوی ساخت، اما دولت ترامپ روش تهدید، ارعاب، تحریم و خشونت را برای مقابله با ایران بهتر می‏داند.

 پس هر دو در هدف مشترک ولی در شکل عمل متفاوت فکر و رفتار می‏کنند. لذا اخباری که از اروپا می‏ شنویم را باید در همین چارچوب تفسیر و تحلیل کرد و نباید از توافق مکرون و ترامپ تعجب کنیم، چون سران فرانسه و آمریکا هر دو به دنبال منافع اقتصادی شان در منطقه هستند و هر دو با قرارداد‏هایی که به تازگی با عربستان سعودی بسته‏ اند منافعشان را در حمایت از عربستان می ‏بینند حال اگر حکام عربستان جنایات روز افزون داشته باشند، مردم یمن را روزانه به خاک و خون بکشند، ۵۰۰ شاهزاده را دستگیر و زندانی کنند، همسایه قطری خود را محصور و تهدید کند، دولت لبنان را به هم بریزند، نقض آشکار حقوق بشر داشته باشند و هر جرم دیگری اما آنها حامی عربستان هستند ولی ایران متمدن که به طور میانگین هر دو سال یکبار انتخابات آزاد دارد، مردم تحصیل‏کرده و فهیم دارد، هیچیک از عوامل آن در عملیات‏ تروریستی نظیر ۱۱ سپتامبرشرکت نداشته و با تروریست‏ های «داعش» مبارزه می‏کند باید مغضوب غرب باشد! حتی اگر قراردادهای شرکت‏های ایرانی با شرکت‏های فرانسوی اقتصاد آنان را نجات داده باشد و صدها فرصت شغلی برای آنان ایجاد کرده باشد!

امانوئل مکرون به ایران می‏ آید برای تحقق هدف و حفظ منافع کشورش به همین خاطر با طرح اینکه می‏خواهد درباره برنامه موشک بالستیک در ایران مذاکره کند گران فروشی می‏کند و به مرگ می‏گیرد که ایران به تب راضی شود. به سمت عربستان و آمریکا متمایل می‏شود که از ایران امتیاز بیشتری دریافت کند. همین خط را اتحادیه اروپا هم دنبال می‏کند اما با احتیاط بیشتر و لبخند آشکار تر.

پس در هدف سران غرب به دنبال انزوا و مهار ایران و به یغما بردن منابع کشورهای منطقه به نفع خودشان هستند و به همین دلیل نفع آنان در ایجاد اختلاف در کشورهای منطقه است، لذا ایران با شناخت دقیق ‏تر از سیاست غرب علاوه بر اینکه باید مذاکره با اروپا را دنبال کند، آن را توسعه دهد و روشنگری نماید نباید فرصت‏های دیگر خود را برای همکاری و توسعه کشور از دست بدهد و دل به الفاظ و لبخند گاه و بیگاه سران غرب نبندد زیرا آنها هرگز گامی در جهت منافع ما برنخواهند داشت. البته در غرب اندیشمندان و فرهیختگانی هستند که واقعیت‏ های منطقه را به خوبی می ‏دانند و خوب و بد را تشخیص می ‏دهند اما در اقلیت هستند و دستشان به جایی نمی‏رسد. پس از رفتار نامتجانس مکرون و امثالهم تعجب نکنیم چون ماهیت غرب و غرب‏گرایی جز این نیست!

پاسخ دادن