عادلانه قضاوت کنیم

در مورد تحولات دهه ۵۰ با وجود تمام تحلیلها هنوز قضاوت شسته رفته ای وجود ندارد که به عنوان یک حقیقت قطعی در محاسبات کلی در نظر گرفته شود .

تهران- اقتصادبرتر- ۱۹ آبان ۹۹

به گزارش #اقتصادبرتر، همواره این سوال وجود دارد که چند درصد تحولات آن روزها در داخل رقم خورد و عوامل خارجی چقدر تاثیر گذار بود ،بالاخره شاه را مردم بیرون کردند یا غربی ها ساقط کردند؟

انقلاب را امام هدایت کرد؟ یا قرار بود انقلاب شود ؟

جنگ ، تحمیلی و ناگهانی بود ؟یا قرار بود دو کشور همسایه پرقدرت خاورمیانه در تقابل با هم از گردونه قدرت خارج شوند و  تمام تحولات بعدی تا پرونده بی سرانجام هسته ای…

فقط چیزی که غیر قابل انکار است ، اینکه اگر این ۴۰ سال مارا به حال خود میگذاشتند، با همین حکومت پر اشتباه ، کشور و مردم خوشبختی بودیم .

حالا در نقطه ای هستیم که ۴۰ سال توهم دانستن و ۴۰ سال فشار ناجوانمردانه مارا به این مرحله رسانده است و  از شواهد و قرائن اینگونه به نظر میرسد که در دوراهی بزرگی قرار داریم : دوراهی کوبا و ونزوئلا شدن ، یا ژاپن و مالزی شدن…

با همه انتقاداتی که به دولت روحانی وارد است، اما  اگر عادلانه قضاوت کنیم . با اینهمه نامهربانی داخلی و خارجی ،هنوز در این کشور کمبود کالاهای اساسی رخ نداده و هنوز تسلیم نشده ایم .

اما  آخرش چه می شود ؟ به مقاومت سرسختانه ادامه دهیم و یا تغییر رفتار دهیم ؟

احتمالا اگر ترامپ دوباره رییس جمهور آمریکا شده بود ، شاید مجبور به تغییر رفتار می شدیم اما  با وجود بایدن ، شاید دچار مرگ تدریجی شویم .

واقعیتهای داخلی ما گویای این است ، که تفکرات ایدئولوژیک و سرسختانه سردمداران مان ، به ایشان اجازه دیدن آینده تاریک مردم را نمی دهد ، گویا در صحرای کربلاییم و آب  به رویمان بسته شده و قرار است حسین وار به جنگ با یزیدان زمانه برویم .

تاریخ قضاوت خواهد کرد که شاید میشد جور دیگر دید .گویا امید به باز شدن پنجره های امید از جامعه رخت بر بسته و متاسفانه صدای خرد شدن استخوانهای مردم سردرگم  به گوش سردمداران نمی رسد .

*محمدرضا هاشم پور. کارشناس مدیریت

پاسخ دادن