غروب آفتاب جماران

۱۴ خرداد ماه سال ۱۳۶۸ یکی از اندوه بارترین و در عین حال یکی از پر شکوه ترین روزهایی است که ملت مسلمان ایران در طول سال های پس از پیروزی انقلاب به خود دیده است.

تهران – اقتصاد برتر – ۱۴ خرداد ۹۷

۱۴ خرداد ماه سال ۱۳۶۸ یکی از اندوه بارترین و در عین حال یکی از پر شکوه ترین روزهایی است که ملت مسلمان ایران در طول سال های پس از پیروزی انقلاب به خود دیده است.

امام خمینی(ره) در بیستم جمادی الثانی سال ۱۳۲۰ه.ق همزمان با سالروز میلادخجسته کوثر ولایت دخت گرامی پیامبر(ص) در شهرستان خمین به دنیا آمد. امام خمینی(ره) انقلاب مردم مسلمان ایران را بر ضد حکومت دست نشانده شاه رهبری کرد و نظام جمهوری اسلامی ایران را بر پایه نظام ولایت فقیه بنیان گذارد. سرانجام در شامگاه سیزدهم خرداد سال ۱۳۶۸ با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به جایگاه ابدی سفر کرد.

امام خمینی در راه مبارزه و مقابله با ظلم و ستم شاهنشاهی، ادای تکلیف و عمل به وظیفه ی الهی را سرلوحه و اساس کار خویش قرار داده بود، لذا بدون هیچ چشم داشت و امیدی به پیروزی ظاهری وارد میدان نبرد با طاغوتیان زمان شد. به بیانی دیگر، مبارزه ی امام مبارزه ای دینی و معنوی بود که انگیزه و اصول و قواعد آن از قرآن و سنت پیامبر و ائمه ی اطهار گرفته شده بود و از این رو هیچ گونه شباهتی با حرکت سیاستمداران حرفه­ای نداشت. مبارزه از نظر امام نه یک جنگ قدرت، بلکه یک وظیفه و تکلیف شرعی بود، لذا شکست و پیروزی ظاهری مایه ی یأس و ناامیدی و غرور نمی گردید.

یک سکانس از زندگی امام خمینی داستان تاریخی/ یک سبد لباس

کنار رودخانه که می‌رسد اول سبد لباس چرک‌ها را زمین می‌گذارد، بعد به زحمت کمر راست می‌کند، دست به سینه می‌گذارد و به دختر موسی‌بن‌جعفر(ع) که گنبد طلایی حرمش با اولین شعاع آفتاب درخشندگی مضاعفی پیدا کرده است، سلام می‌دهد. بعد سروقت سطح یخ‌بسته‌ی رودخانه می‌رود تا بلکه با شکستنش بتواند لباس‌های چرک مردم را بشوید.

این‌گونه است که تن سرد و بی‌روح رودخانه در صبحی سرد و زمستانی زخمی می‌شود تا زنی بینوا که از راه شستن لباس مردم خرج خود و شوهر زمین‌گیر و کودکان خردسالش را به دست می‌آورد، مشغول کار روزانه‌اش شود.

زن بی‌اعتنا به رفت‌وآمد رهگذرانی که شال و کلاه کرده‌اند و پی کار و بارشان می‌روند، دست در آب رودخانه که سرمایش به استخوان می‌نشیند، می‌برد و لباس‌ها را یکی‌یکی می‌خیساند تا بعد ترتیب چنگ زدن و شستن‌شان را بدهد.

چند دقیقه‌ای نمی‌گذرد که حس می‌کند مورد خطاب رهگذری قرار گرفته است. همین‌طور که مشغول فشار دادن رخت چرک‌هاست برمی‌گردد که ببیند کیست و چه کار دارد که یک‌دفعه چشمش به سیدی روحانی می‌افتاد که آستین‌ها را بالا زده تا به او کمک کند.

با تعجب از جایش بلند می‌شود، چادری که به کمر بسته را به خود می‌پیچد تا سید برای جلو آمدن بیش از این منتظر نماند.

می‌خواهد سلام بدهد و چیزی بگوید؛ اما صدایش در گلو می‌شکند و سرفه‌ای جایش را می‌گیرد که مدت‌هاست مثل بختک روی سینه‌اش افتاده است.

سید عبا، عمامه و کتاب‌هایش را روی تخته‌سنگی که همان نزدیکی است می‌گذارد و با دقت و مهارت خاصی شروع به آب کشیدن و فشردن لباس‌ها می‌کند. شاید اگر طناب کشیده‌ای هم در دسترس بود آن‌ها را برایش می‌تکاند و آویزان می‌کرد…

به لطف خدا و کمک سید، رخت‌ها سریع‌تر از روزهای قبل شسته و روانه‌ی سبد می‌شوند و زن هم زودتر روانه‌ی خانه‌اش می‌شود.

موقع برگشتن از سید می‌شنود که از فردا لازم نیست بیایی. عوضش رخت‌ها را به خانه‌ی‌مان که فلان جاست بیاور و با آب گرمی که می‌گویم برایت آماده کنند بشوی.

زن آن‌قدر خوش‌حال است، آن‌قدر که زبانش ناتوان از سپاس‌گزاری بند آمده است. او نمی‌داند که این سید روحانی که مثل جدش دست‌گیر بیچارگان است کسی نیست جز مرجع دینی شیعیان آقا سیدروح‌الله خمینی.

ابعاد شخصیتی امام خمینی(ره)

حضرت امام رضی الله عنه از جهت جامعیت و کمال، پس از انبیای الهی و ائمه معصومین، بی شک از شخصیتهای نادر بلکه بی نظیر بوده اند که مانند اجداد طاهرین خود، اوصاف و کمالات به ظاهر متضاد را در خود یکجا داشتند و نیز در رشته های گوناگون از جمله فقه و فلسفه، عرفان و سیاست، از بهترین های زمان خود بودند. در بعد عملی جامعیت شگفت انگیز حضرت امام، شخصیت او را به الگوی بی نظیر کمال و وارستگی تبدیل کرده بود. از سوی دیگر در زمینه زهد و دنیاگریزی پیشتاز بود. زهد ایشان چیزی نیست که بر کسی پنهان باشد. او در اوج ریاست و قدرت، همچون فقیری تهیدست زندگی می کرد. خوراک و پوشاک و مسکن او از افراد عادی مردم ساده تر بود و اصرار بسیار زیادی بر ساده زیستی و زهد و قناعت می ورزید؛ که در این زمینه مطالب بسیار از ایشان مشاهده و نقل شده است.

در عین زهد و دنیاگریزی همیشه از احوال جامعه خویش و سایر جوامع با خبر و بر مشکلات اجتماعی و سیاسی مردم خویش و سایر ملتها بخوبی واقف و آگاه بود. همواره در اندیشه مستضعفان و محرومان بود و از مشکلاتی که برای مظلومین و محرومان، در سراسر جهان توسط مستکبران و ستمکاران به وجود می آمد، احساس رنج و درد می کرد. تصمیم گیریهای سیاسی بموقع، سخنرانیهای موثر و شورآفرین و اعلامیه های حساب شده و پر نفوذ ایشان، همگی نشانه ای از تشخیص دقیق شرایط سیاسی و اجتماعی و آشنایی دقیق ایشان با روحیه ها و نیازها و مشکلات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی جامعه بود.

یکی از محورهای مهم اصول اندیشه سیاسی الهی امام راحل در بیانات رهبر انقلاب مسئله «اعتقاد به استقلال ملی و رد سلطه پذیری» می باشد.

ارتحال جانگداز امام خمینی(ره)

امام نماز ظهر و عصر را خواند و حدود ساعت سه بعدازظهر یک ایست قلبی پیش آمد که با ماساژ قلبی و تنفس مصنوعی دوباره قلب به کار افتاد و دستگاهی جهت کمک به ایجاد ضربان قلب در جلوی سینه امام کار گذاشته شد. این وضعیت تا ساعت ۸ و ۳۰ دقیقه بعدازظهر ادامه داشت که وضع نگران کننده از طریق اخبار شبکه سراسری سیمای جمهوری اسلامی به اطلاع مردم رسید و موج عاشقان امام به سوی جماران روان گشت. وضعیت عمومی حضرت امام اصلا خوب نبود ولی بعدازظهر گویی مجددا کمی به هوش آمده بود. کهولت سن، بیماری صعب العلاج و وضع نامناسب قلبی دست به دست هم داده بودند تا ملتی را داغدار کنند. کاری از دست پزشکان بر نمی آمد. علی رغم تلاش همه جانبه و درمانهای متعدد و مختلف، کاری از پیش نمی رفت. انبوه جمعیت هر لحظه در جماران بیشتر و بیشتر می گشت، اشکها از نگرانی جاری بود و دستها به سوی آسمان بلند. چشم حاج احمد آقا مانند چشم میلیونها انسان دیگر، چشم میلیونها فرزند دیگر امام، اشک آلود بود. دستان امام لرزش داشت و در لحظات آخر با صدایی لرزان فرموده بود: “من می دانم زنده نمی مانم، اگر مرا برای خودم نگهداشته اید به حال خودم بگذارید و اگر برای مردم است هر کاری می خواهید بکنید.” در سراسر ایران دستها به دعا برداشته شد، حتی در خارج از مرزها عاشقان امام ضجه کنان بقای امام را از یگانه استدعا می کردند، ولی در ساعت ۱۰ و ۲۰ دقیقه بعدازظهر روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال ۱۳۶۸، دعای امام بر دعای میلیونها انسان غلبه یافت و قلب ملت از کار ایستاد. انالله و انا الیه راجعون.

 

آفتاب در طلعت آفتاب

۱۴ خرداد ماه سال ۱۳۶۸ یکی از اندوه بارترین و در عین حال یکی از پر شکوه ترین روزهایی است که ملت مسلمان ایران در طول سال های پس از پیروزی انقلاب به خود دیده است. در این روز از یک سو رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به ملکوت اعلی پیوست و عالمی را در غم ارتحال خود سوگوار کرد و از سوی دیگر، بزرگ مردی از سلاله پاک پیامبر گرامی اسلام به رهبری و زعامت عظیم ترین انقلاب تاریخ معاصر جهان برگزیده شد. و اکنون پس از سالها شاهد درستی این انتخاب مبارک هستیم. ناخدایی که در امواج سهمگین دریای فتنه های داخلی و خارجی، کشتی انقلاب را با درایت و روشن بینی به ساحل نجات هدایت کرده است.

مویه هایی در فراق پیر جماران
ای به خال لب دلدار، گرفتارترین

یار را از همه عشاق، خریدارترین

خاک، در سیطره سلطه نامردان است

خیز، ای رند می آلوده عیارترین

قصه عشق تو منظومه تکرار گل است

ای گل از شوق تماشای تو پربارترین

آه از این چشم به خون خفته عشاق تو، آه

آه از آن چشم به هم بسته بیدارترین

آه از وقت پریشانی دلسوختگان

آه از بار غم سوگ تو – آوارترین

ای سر از زمزمه مستی منصوری، مست

دار افراشته بر پیکر تو، دارترین

«خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم»

پیش از آن کاین تن دلمرده شود خوارترین

*اقتصاد برتر

پاسخ دادن