فرهنگ کار گروهی کجاست؟

احمد خادم ‏المله-مدیر مسئول-در شرایطی که غول‏های بزرگ صنعتی و اقتصادی برای فتح بازارهای جهانی یکی پس از دیگری با یکدیگر ادغام می‏شوند و یا سرمایه‏ گذاری‏های مشترک انجام می‏دهند تا بتوانند مگا پروژه‏ های عظیم را اجرا کنند، متاسفانه در ایران شرکت‏های مختلف گاهی ماه‏ها و سال‏های متمادی در تب و تاب ادغام و یا همکاری جزئی با یکدیگر گرفتارند و به نتیجه نمی ‏رسند.

تهران – اقتصاد برتر – ۱۲ آذر ۹۶

در شرایطی که غول‏های بزرگ صنعتی و اقتصادی برای فتح بازارهای جهانی یکی پس از دیگری با یکدیگر ادغام می‏شوند و یا سرمایه ‏گذاری‏های مشترک انجام می‏دهند تا بتوانند مگا پروژه‏ های عظیم را اجرا کنند، متاسفانه در ایران شرکت‏های مختلف گاهی ماه‏ها و سال‏های متمادی در تب و تاب ادغام و یا همکاری جزئی با یکدیگر گرفتارند و به نتیجه نمی‏رسند.

در داخل آمریکا غول‏های تولیدی مثل «جنرال الکتریک»، «رویس رویز» با «پرت اند ویتنی» که هر یک از غول‏های بزرگ صنعت جهان محسوب می‏شوند سرمایه‏ گذاری‏های مشترک با یکدیگر انجام می‏دهند و در بخشی از فعالیت‏هایشان با هم ادغام می‏شوند تا با کاهش هزینه‏ های خود رقابتی شوند و بتوانند انحصار بازار جهانی صنعت خاصی را در دست بگیرند.
فقدان فرهنگ کار جمعی در ایران به دوران کودکی و نوجوانی ما باز می‏گردد که در درس و آموزش‏هایی که از ابتدا به ما داده‏ اند هرگز موضوع کار جمعی و ضرورت آن وجود نداشت و در دوران کار دولتی نیز یک ضرب المثلی می‏گفت «وقتی می‏خواهی کاری انجام نشود آن را به چند نفر بسپارید» و ریشه این ضرب‏المثل آنجاست که ما ایرانی‏ها معمولا درهمه کار مدعی هستیم و فکر می‏کنیم در همه امور صاحب‏ نظریم و به تنهایی می‏توانیم از پس کارهای بزرگ محوله بر آییم. حتی در دوران دانشگاه وقتی پروژه‏ای دانشگاهی به جمعی سپرده می‏شد معمولا در بین جمع یک عنصر فعال بود که کار را انجام می‏داد و به نتیجه می‏رساند اما به نام جمع پروژه مطرح می‏شد که همه بتوانند نمره آن درس را بگیرند تا مبادا از آن درس دانشجویی بیفتند.

امروز در جریان اداره امور کشور هم نمونه این مثال‎ها در کارهای کلان کشور مشاهده می‏شود، حتی در حد سه قوه، مدیران ارشد هم نمی‏ توانند روان با یکدیگر کار کنند و یا در دولت وزارتخانه ‏ها و سازمان‏ها به راحتی قادر به همکاری و ایجاد سینرژی در فعالیت‏های مشترک و بین دستگاهی نیستند.

در همین ایام اختلاف بین دو دستگاه وزارت نیرو و نفت درباره بدهی نیروگاه‏های بخش خصوصی به شرکت‏های گاز استانی باعث خاموشی ده‏ها نیروگاه برق در استان‏های مختلف شده است. ادارات گاز به نیروگاه‏هایی که هر یک با مصیبت و صرف هزینه کلان بخش خصوصی ساخته شده و آماده تولید برق هستند گاز نم‏ی دهد و آنها تولیدشان متوقف شده اما بابت برقی که تولید نمی‏کنند از وزارت نیرو پول دریافت می‏کنند !
همه می‏ دانیم منابع کشور محدود است و برای انجام پروژه‏ های بزرگ حتما نیاز است ظرفیت‏های یک یا چندین دستگاه کنار هم قرار بگیرند تا یک پروژه به نتیجه برسد اما مدیران دولتی از در کنار هم گذاشتن ظرفیت‏های تحت اختیار دستگاه خود به بهانه ‏های مختلف پرهیز می‏کنند. مثلا شرکت‏های متعددی هستند که زیر ساخت‏های تولید توربین و موتورهای نیروگاهی را دارند اما تولیداتشان در سطح سنتی و پایین است و قادر به تولید توربین یا موتور با فناوری بالا نیستند. همین شرکت‏ها حاضر نیستند زیرساخت‏های موجود خود را ترکیب کنند تا مجموعه توانمندی برای تولید با فناوری بالا ایجاد شود و همه این شرکت‎ها منابع مالی و انسانی خود را برای رسیدن به سطح پایین یا متوسط همان تولید صرف می‏کنند .
متاسفانه مانع اصلی فرهنگ کار گروهی منیت‏ها، ترجیح منافع صنفی، فردی و دستگاهی بر منافع ملی، عدم آگاهی از شرایط جهانی و نظایر آن است . لازم است در شرایطی که منابع کشور محدود است قوای سه گانه خصوصا مجلس و دولت تصمیمی برای ادغام سیستم‏های موازی و ارتقای فرهنگ کار گروهی در کشور اتخاذ کنند.

پاسخ دادن