معرفی کتاب: چگونه در بورس موفق شدم

شما می توانید در این کتاب به سادگی و با لحنی بسیار صمیمی و قابل فهم با مفاهیم کاربردی و مهم این علم آشنا شده و با بکارگیری آنها تبدیل به یک معامله گر موفق در بازار بورس شوید .

تهران – اقتصادبرتر – ۷ تیر ۱۴۰۰

به گزارش #اقتصادبرتر ، اثر حاضر کتابی است به نویسندگی حسین اسدی نیا که برای اولین بار در سال ۱۳۹۵ ، توسط انتشارات جاودان خرد منتشر شد .

دربارۀ بازار بورس اوراق بهادار آن قدر کتاب هست که شاید نتوان به راحتی تعداد آن ها را حدس زد. حدود صد سال است که افراد مختلف دربارۀ مباحث مربوط به بورس کتاب و مقاله می نویسند که این روند در بیست سال اخیر شدت بسیاری پیدا کرده است. اما علت نگارش و انتشار این کتاب چه بوده است ؟
اصلی ترین علت این امر به گفته نویسنده کتاب ، نگارش پیچیده و سخت کتابهای موجود بوده است که می توان گفت برای افرادی که با این واژه آشنایی چندانی ندارند ملموس و کاربردی نمی باشد .
شما می توانید در این کتاب به سادگی و با لحنی بسیار صمیمی و قابل فهم با مفاهیم کاربردی و مهم این علم آشنا شده و با بکارگیری آنها تبدیل به یک معامله گر موفق در بازار بورس شوید .

در بخشی از این کتاب می خوانیم:
“نداشتن برنامه مساوی است با شکست در معاملات

در طول بیست سال فعالیتم در بازار بورس اوراق بهادار تهران (۱۳۷۵ تا ۱۳۹۵) متوجه شدم یکی از دلایل بزرگ شکست خودم و دیگران این بوده که اعتقاد عجیبی به پیش بینی و پیشگویی داریم. تلاش می کنیم آینده را پیش بینی کنیم و از این راه سود کلانی به دست آوریم و ایمان زیادی به افرادی داریم که ادعای آگاهی از آینده دارند و نقش نوستراداموس را حرفه ای بازی می کنند. به عبارتی صنعت پیشگویی و پیش بینی در بازار بورس به شدت داغ است و حتی برخی از این راه درآمد کسب می کنند. کافی است مقداری از بورس سر در آوردند و ژست پیشگویان را به خوبی ایفا کنند، سپس به گردآوری مرید و پیرو بپردازند. با رواج شبکه های اجتماعی اینترنتی و موبایلی به خوبی چنین افرادی را می بینیم که در روز ده سیگنال خرید و ده سیگنال فروش می دهند! ده سال نخست فعالیتم در بازار بورس من هم به چنین افرادی اعتقاد داشتم و معمولاً با سخن دیگرانی که ادعا داشتند آینده را می دانند به خرید و فروش سهام می پرداختم؛ درحالی که نتیجه عمدتاً شکست و سرخوردگی بود. بعدها با مطالعه فهمیدم افراد موفقی همچون وارن بافت شاید سه سال طول بکشد تا بفهمند روی چه سهمی سرمایه گذاری کنند، پس چطور چنین افرادی ادعای پیشگویی دارند و در یک روز یا یک هفته ده ها فرصت خرید پیشنهاد می دهند؟ چطور امثال من اعتقاد به پیشگویی دارند؟ اکنون بعد از بیست سال تجربه دریافته ام احمقانه ترین کار در اقتصاد و بازارهای سرمایه، پیشگویی و پیش بینی است؛ چون اساساً امکان پذیر نیست. اگر نمی توان پیش بینی کرد پس چطور سرمایه گذاری کنیم؟ راه حل چیست؟ راه حل برنامه ریزی است و داشتن استراتژی درست.

ساده بگویم که یکی از مشکلات بزرگ ما سرمایه گذاران در بورس این است که در لحظه گرفتاری؛ یعنی در یک لحظه تصمیم می گیریم سهمی را بخریم یا بفروشیم. مکرر دیده ام افرادی را که تحصیلات دانشگاهی بسیار خوبی در زمینۀ فاینانس و سرمایه گذاری دارند؛ ولی در یک لحظه بر اثر جو بازار یا سخن دیگران یا تحت تأثیر اخبار، سهمی را با حجم بالا می خرند یا می فروشند. چون خودم چنین اتفاقی بارها برایم افتاده، درک می کنم این نوع تصمیم گیری بر اثر جنون آنی روی می دهد و معمولاً نتیجه ای جز پشیمانی ندارد. دقت کنید در لحظه ترس یا طمع چنان بر انسان مسلط می شود که بیشتر شبیه دیوانگی است و اگر دستگاهی برای اندازه گیری احساسات باشد، حتماً طوفانی در درون ما را نشان می دهد. در مقابل، برنامه ریزی یعنی اینکه بازار و سهام مختلف را از قبل به خوبی تحلیل کرده باشیم و بدانیم در چه قیمت هایی و با چه حجم هایی باید بخریم یا بفروشیم. برنامه ریزی در معاملات یعنی اول فکر کنیم و سپس تصمیم بگیریم. اگر فلان سهم به فلان قیمت برسد، من این مقدار خواهم خرید و اگر به فلان قیمت برسد، این مقدار خواهم فروخت. فاکتورها و عوامل خرید و فروش را از قبل بدانیم، نه اینکه بر اثر احساس لحظه ای عمل کنیم”

پاسخ دادن