چرا خزانه فقط برای بازنشستگان خالی است

 درحالیکه محمدباقر نوبخت از تنگنای بودجه ای دولت در پرداخت حقوق بازنشستگان می گوید، اما شاهد افزایش ۵۰ درصدی حقوق کارمندان دولت هستیم.

تهران- اقتصادبرتر- ۰۷ فروردین ۹۹
به گزارش #اقتصادبرتر، ابراهیم سحرخیزمعاون سابق آموزش و پرورش نوشت: عقل اگر سلیم باشد و صاحب تشخیص، نیاز به اقامه برهان و احتجاج چند باره نیست. اگر کشور با مشکلات بزرگی مانند سقوط قیمت نفت، رکود تورمی، تحریم، کاهش محسوس درآمدهای غیر نفتی و سرانجام بیماری عالم گیر کرونا و آثار زیانبار اقتصادی-اجتماعی آن دست و پنجه نرم می کند که می تواند چالش بزرگی بر سر راه تحقق برنامه یکساله دولت یعنی بودجه باشد کسی منکر آن نیست.

دراینکه دولت بر اساس گزارش های تحلیلی از عملکرد بودجه از جمله تفریغ سالیانه توسط مراجع ذیصلاحی مانند دیوان محاسبات، در چند سال گذشته با ناترازی منابع در آمدی و هزینه ای یا همان کسری بودجه روبرو بوده هم تردیدی نیست.

آنچه مردم به ویژه بخش بزرگی از بازنشستگان را آزرده خاطر ساخته است اتخاذ سیاست های یک بام و چند هوایی یا همان رفتار های دوگانه دولت در مواجهه با حقوق بگیران است.

اینکه ناگهان، شب عیدی، دل به دریا زده، از محل امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری، به یکباره قریب به پنجاه درصد، دریافتی شاغلان را افزایش می دهید اتفاق مبارکی است.

اگر دیگر دستگاه های خروج کرده بر قانون مدیریت خدمات کشوری، از جمله وزارت فخیمه خارجه، نفت، نیرو، سازمان پولساز مالیاتی و… به یمن مرحمت پیدا و پنهان شما در شورای حقوق و دستمزد، دریافت های چند ده میلیونی داشته باشند، عسر و حرجی نیست.

چرا که آنها برای خود تافته ای جدابافته اند و ایالتی خودگردان!

اما تبعیض و تفاوت فاحش در بین دریافتی عائله شاغل و بازنشسته دولت به حدی است که در مقام قیاس و تمثیل آدمی را به یاد این بیت از اشعار بابای سوخته دل همدانی می اندازد که گفت:

یکی را می دهی صد ناز و نعمت
یکی را نان جو آلوده در خون
حال و روز امروز بیش از ۸۵۰ هزار معلم بازنشسته که هریک دو فرزند تحصیل کرده بیکار نیز در گوشه دلش جای داده است برای خیلی از مدیران بی دردی که از فرط مکنت و رفاه، اغلب فرزندان نازک نارنجی خود را به آمریکا، انگلستان یا کانادا کوچ داده اند، هنوز هم غریب و ناشناخته مانده است.

هنوز پای هیچ کاشفی به این سرزمین ناشناخته باز نشده است.

گویا در نزد این حضرات، تفاوت بین دریافتی ۳ میلیونی یک معلم بازنشسته با مدرک کارشناسی ارشد با دریافتی ۲۰ میلیونی یک فوق دیپلم شاغل در وزارت نفت یا نیرو، از نظر آماری معنا نیست! از آنجا که جیب سازمان مدیریت و برنامه ریزی برای بازنشستگان خالی است بنابراین چاره کار تنها در سوختن و ساختن است.

جناب نوبخت، معاذیر شما را حتی کودکان نیز حاضر نیستند باور کنند.

اگر خزانه خالی است، افزایش پنجاه درصدی بیش از ۲ میلیون حقوق بگیر شاغل، در دو سال اخیر، از کدام محل تامین و تخصیص یافته است؟

جناب نوبخت!

بیش از ۲٫۵ میلیون بازنشسته پس از سالها تلاش و تجربه در بخش های مختلف، خوب می دانند که توزیع قطره چکانی ۵ تا ۱۰ هزار میلیاردتومانی با نام دهن پرکن “همسان سازی حقوق بازنشستگان به یک شوخی فریبنده شباهت دارد که حتی قابلیت تسکین موقت هم ندارد چه رسد به همسان سازی واقعی حقوق!

مجلس مطیع و از حیز انتفاع افتاده ای مانند مجلس دهم نیز، متاسفانه از آن همه بند و تبصره به ظاهر گنجانده شده در برنامه به بایگانی سپرده شده ششم توسعه، هرگز طرفی نبست!

جناب نوبخت

سازمان تحت امر شما چنان مغلق و پیچیده عمل می کند که پس از گذشت یکسال، بر کسی معلوم نشد همان ۵۰۰۰ میلیارد ناچیز سال قبل، بین چه کسانی و چگونه توزیع گردید.

از هر بازنشسته که سوال شد نصیب شما از این ۵۰۰۰ چقدر بود؟

همه با تعجب همان پاسخی را می دادند که شصت میلیون نفر در کوچه و خیابان به نرسیدن بسته حمایتی ناشی از افزایش بنزین ۳۰۰۰ تومانی دادند.

شاید هم نصیب اجنه شده باشد که ما از آن بی خبر ماندیم! شفافیت یعنی همین! مثل همان راه اندازی سامانه شفاف سازی دریافتی حقوق مدیران!

مطمئنم که با ۱۰ هزار میلیارد وعده داده شده سال ۹۹ نیز آبی برای بازنشستگان گرم نخواهد شد.

چگونه می توان شکاف سه تا چهار برابری بین دریافتی امروز معلمان بازنشسته را با کارکنان ستادی آموزش و پرورش با شعار همسان سازی تنها به ۱۵ درصد کاهش داد.

بنظر می رسد با این روند نادرست، درآینده نزدیک باید مستمری و معیشت ۸۵۰ هزار معلم بازنشسته را از صندوق بازنشستگی کشوری منفک کرده به نهاد حمایتی کمیته امداد یا بهزیست سپرد تا بیش از این منتظر التفاوت و کرامت جناب نوبخت نمانند!

1 پیام

  1. ۱ _ حقوق کارمندان ( از نگهبان ساده ی جلوی درب الی شخص رئیس جمهور ) باید حداقل ۴ و حداکثر ۲۰ میلیون تعریف شود.
    ۲ _ کلیه مسئولین شهری و کشوری باید حقوق ثابت و معین داشته باشند ( مثلا حقوق استاندارها ۱۰ میلیون )
    و هرگونه اضافه کاری ، حق جلسه ، پاداش و غیره حذف شود.
    ۳ _ کلیه همایش ها ، کنفرانس ها و جشنواره ها با بودجه دولت حذف شود.
    ۴ _ کلیه شرکتهای اقتصادی ، بانکها ، هتل ها ، مراکز اقامتی و فرهنگی ، استخر ها ، نشریات و…به بخش خصوصی واگذار شود.