رهبر انقلاب : در جریان عدم احراز صلاحیت‌ها به برخی جفا شد

https://www.leader.ir/fa/pictures/album/2388/grid?img=68821_733.jpg

رهبر انقلاب در سخنرانی به‌مناسبت ارتحال امام خمینی(ره) فرمودند: در جریان عدم احراز صلاحیت به برخی کسانی که صلاحیتشان احراز نشد جفا شد به خودشان و خانواده‌هایشان نسبت‌هایی داده شد که معلوم شد خلاف است.

تهران – اقتصاد برتر – ۱۴ خرداد ۱۴۰۰

گزیده سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در سالگرد ارتحال امام خمینی به‌شرح زیر است:

* چهارده خرداد دیگری فرا رسید و فضای عمومی کشور آکنده شد با یاد و خاطره آن شخصیت عظیم و آن مرد بزرگ و آن رهبر بی‌جایگزین، آن دل عطوف و آن اراده پولادین، آن عزم سرشار از صلابت و آن ایمان عمیق و روشن و آن خردمند حکیم و دوراندیش ملت ما و کشور ما امروز و تا آینده‌های دور به نگاهبانی از این یاد و خاطره عزیز احتیاج دارد.

* امام ابتکارات زیادی داشتند اما مهم‌ترین ابتکار ایشان جمهوری اسلامی بود این همان مردم‌سالاری دینی است که زیر عنوان جمهوری اسلامی رسمیت پیدا کرد و عنوان نظام برخاسته از فکر و اراده ملت ایران و رهبری امام بزرگوار شد در بین نظام‌های عالم و نظام‌های انقلابی و نظام‌های تشکیل‌شده در یکی دو قرن اخیر، نظامی را سراغ ندارم که به‌قدر جمهوری اسلامی پیش‌بینی زوال و فروپاشی شده باشد از روز اولی که جمهوری اسلامی تشکیل شد بدخواهان و دشمنان و کسانی که نمی‌توانستند این پدیده عظیم را هضم کنند در داخل و خارج کشور می‌گفتند “جمهوری اسلامی تا دو ماه و شش ماه یا یک سال دیگر از بین خواهد رفت”.

* صلابت امام بزرگوار بر پیروزی‌های عظیم ملت ایران و حوادث گوناگون دیگر این همهمه را فرو نشاند و اواخر عمر امام این همهمه‌ها تمام شد، اما بعد از رحلت امام بدخواهان جان پیدا کردند و آرزوهای خود را به‌صورت پیش‌گویی تکرار کردند. یک حزب فرسوده قدیمی و پرمدعا در سال ۶۹ بیانیه‌ای داد و اعلام کرد که جمهوری اسلامی در لبه پرتگاه است.

* چند سال بعد هم گروه و دسته‌ای که جزو نمایندگان یکی از مجالس شورای اسلامی هم بودند در نامه‌ای اعلام کردند فرصتی اندک برای جمهوری اسلامی باقی مانده که این هم تمایلات‌شان شبیه همان حزب بود. قبل و بعد از این‌ها هم اشخاص و گروه‌ها از این حرف‌ها می‌زدند و زیر سایه بیگانگان و دشمنان از این حرف‌ها زده می‌شد و فروپاشی جمهوری اسلامی را نوید می‌دادند و آرزوی خود را به‌صورت خبر و تحلیل می‌گفتند. همین یکی دو سال پیش آمریکایی‌ها گفتند “جمهوری اسلامی چهل سال خود را نخواهد دید”، من یادم نمی‌آید در هیچ نظام دیگری این همه پیش‌گویی برای زوال و فروپاشی شده باشد. این‌ها که این‌جور پیشگویی‌ها را می‌کردند نگاهشان به نظامِ‌های برآمده از انقلاب‌ها بود.

* بسیاری از انقلاب‌ها شروع شورانگیزی داشتند اما پایان زهرآگینی داشتند در ایران ما هم اتفاق افتاده بود. نهضت مشروطه با‌ آنکه با هیاهو و شوق و فتوا به‌وجود آمد اما ۱۵ سال بعد از مشروطیت رضاخان سرکار آمد که از استبداد دوران قاجار بدتر بود در سال ۱۳۲۹ و ۳۰ نهضت نفت ایران ملی شد و از دست انگلیسی‌ها درآمد اما یکی دو سال بعد کودتای آمریکایی انگلیسی به وجود آمد و محمدرضا یک دیکتاتوری پیچیده و سخت را برای مدت طولانی آغاز کرد.

* بحمدالله انقلاب و نظام امام خمینی نه‌تنها فرونپاشید بلکه روز به روز قدرتمندتر شد و تسلیم نشد، روز به روز استقلال خود را روشن و آشکار کرد و توفیقات بزرگ به دست آورد و بر موانع غلبه کرد.

* امروز جمهوری اسلامی هم توسعه‌یافته‌تر از اول انقلاب و هم پیشرفته‌تر و جلوتر است. این سؤال پیش می‌آید که راز این پیشرفت چیست و چرا جمهوری اسلامی با این‌همه دشمنی‌ها به سرنوشت انقلاب‌های دیگر دچار نشد. راز پرشکوه و افتخاربخش این نظام “جمهوری” و “اسلامی” است و همراهی این دو کلمه با هم باید پایدار بماند.

* امام رضوان الله تعالی علیه، انسان بزرگی از جهات مختلف بود؛ از جمله از لحاظ دانش و معرفت دینی، پشتوانه ایجاد این نظریه معرفت عمیق او به اسلام بود او اسلام را می‌شناخت و می‌دانست که حاکمیت اسلامی مربوط به پیام اصلی اسلام است و اعتقاد عمیق او به مردم، امام راحل به توانایی و عزم مردم ایمان داشت؛ سال ۴۱ که اول شروع نهضت بود اما بحث را به مسائل سیاسی کشاندند و فرمودند “اگر دعوت کنیم مردم را این بیابان قم را پر می‌کنند”.

* امام هر دو بخشِ «جمهوری» و «اسلامی» را از اسلام گرفته بود و تسلط بر مبانی اسلامی و جامعیت او این نظریه را در ذهن این بزرگوار به‌وجود آورد و البته مخالفانی هم داشت هم مسأله اسلامی بودنِ حکومت و هم جنبه مردمی بودنِ حکومت و مردم‌سالاری مخالفان سرسختی داشت و تا امروز هم مخالفانی هستند که نظراتی دارند.

* در مورد حاکمیت اسلامی که نظام کشور و زندگی باید با ارزش‌های اسلامی و موازین اسلامی اداره شود، مخالفان سرسختی بودند البته یک‌دسته غیرمذهبی‌های سکولار بودند که می‌گفتند “دین چنین شأنی ندارد که وارد مسائل اجتماعی شود و مدیریت کشور را به‌دست بگیرد”، برخی‌شان هم دین را افیون جامعه می‌دانستند.

* یک‌دسته معتقدین به دین بودند اما از موضع دفاع از دین می‌گفتند “دین نباید آلوده به سیاست شود و دین باید تقدس خود را حفظ کند و وارد میدان دیگری نشود”، و اگر انسان بخواهد درست درباره این‌ها قضاوت کند، سکولارهای مذهبی بودند.

* مخالفان حاکمیت مردم و مردم‌سالاری هم دو جبهه بودند؛ یک جبهه لیبرال‌های سکولار بودند که معتقد به مردم‌سالاری بودند اما می‌گفتند “مردم‌سالاری به دین ربطی ندارد و باید مردان فن‌سالار و تکنوکرات وارد شوند”، یک‌عده هم معتقد به دین بودند اما می‌گفتند “حاکمیت دین به مردم ربطی ندارد”، و نمونه‌های این نظر دوم را در حضرات داعش مشاهده کردیم که معتقد به حاکمیت دین بودند اما مردم را هیچ‌کاره می‌دانستند.

* امام با استناد به معرفت عمیق از دین محکم ایستاد و این نظریه را پیش برد، این یک استنباط عالمانه است؛ حاکمیت دین را قرآن به‌صورت روشن بیان کرده است.

* سنت و حدیث و کلمات پیامبر هم در این زمینه هست. پیامبر اکرم(ص) وقتی نمایندگان یثرب آمدند که پیامبر را دعوت کنند، پیامبر همین پیمان را گرفت که “باید دفاع کنید”، و با ورود به مدینه حاکمیت اسلام را به‌وجود آورد و این حاکمیت مربوط به پیامبری وی بود. بعد از رحلت پیامبر هم با وجود اختلافاتی که در مسأله جانشینی بود، احدی از مسلمانان که در باب جانشین اختلاف داشتند، کسی در این‌که حکومت باید براساس اسلام باشد شک نداشت. هرکس به اسلام اعتقاد دارد باید به حاکمیت اسلام هم اعتقاد داشته باشد.

* مسأله اعتبار رأی مردم هم از اسلام است. یک منظر، جنبه دینی قضیه است که مسأله مسئولیت و حق است و یک جنبه امکان تحقق حاکمیت دین است که بدون مردم امکان‌پذیر نیست.

* در قرآن کریم و در روایات درباره مسئولیت مردم نسبت به سرنوشت جامعه آمده است، این مسئولیت همگانی است و در زمان‌های مختلف به وسیله‌ای اعمال می‌شود که امروز با انتخابات است.

* در حکومت دینی بدون پشتوانه مردمی مجبورند با شلاق زندگی کنند و امکان حکومت نیست که حکومت اسلامی که اهل شمشیر و زور نیست امکان ادامه حکومت بدون پشتوانه مردم نیست.

* مردم‌سالاری دینی که عنوان جمهوری اسلامی پیدا کرد یک طرح ناب و خالص دینی است و این‌که برخی می‌گویند امام انتخابات را از غربی‌ها گرفت، حرف بی‌مبنایی است. امام کسی نبود که به‌خاطر رودربایستی با این و آن از حکم خدا منصرف شود. اگر مردم‌سالاری از دین و خدایی نبود، امام کسی نبود که به آن تن دهد، برای مثال آن‌روز که امام مسأله الزام حجاب را مطرح کردند، خیلی‌ها حتی افراد نزدیک به امام مخالف بودند اما نظر امام این بود و به‌طور قاطع مطرح کردند.

* در دوران سیاه استبداد پهلوی، این مردم با اختناق زندگی کرده بودند، امام با حرکت جهشی مردم را به میدان آورد و ظرفیت عظیم توانایی برای اراده ملت را امام به‌کار گرفت و آن را با رهبری و هدایت خود به مرحله‌ای رساند که کارهای بزرگی انجام دهند و سلطنت چندهزارساله را ساقط کنند و کاری کنند که مردم بایستند و مقاومت کنند و روزبه‌روز قوی‌تر شوند امروز جمهوری اسلامی یک شجره تناوری است که هیچ طوفانی نمی‌تواند آن را از پای درآورد.

* امام این دو کلمه را گره‌گشای مشکلات کشور می‌دانست. این‌که ایشان فرمود “نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد” یعنی جمهوری بدون اسلام و اسلامی بدون جمهوری معنا ندارد حاکمیت اسلامی یعنی محتوا و ارزش‌ها را اسلام معرفی کند و اراده مردم مؤثر و احکام اسلام هم دارای تأثیر و گره‌گشای همه کارها هم همین است.

* هرجا ما مردم را وارد میدان کردیم، هرجا اسلام را معیار و میزان کار خود قرار دادیم پیشرفت کردیم هرجا که یکی از این دو لنگ شد پیشرفت نکردیم.

* اگر برای مسئولان جا بیفتد که حدود اسلام را رعایت کنند و در مسائل اقتصادی و سیاسی و فرهنگی حضور مردم را تأمین کنند و سازوکارهایی به‌وجود آورند همه مشکلات حل خواهد شد.

* امام در مورد مردم‌سالاری و اسلامی بیانات محکمی دارند. امام اسلام متحجرین و التقاطی‌ها را رد می‌کنند، اسلام در نظر امام، اسلامی عدالت‌خواه و ضداستکبار و ضدفساد است و در بیانات امام روشن است. اسلامی که امام به آن معتقد بود ضد سلطه‌طلبی بیگانگان و ضد زانو زدن در مقابل دشمن است.

* اسلام امام ضد تحجر و افکار عقب‌مانده قدیمی بود. اسلام ضد اشرافی‌گری، اسلام طرفدار محرومان و اسلام ضد فاصله طبقاتی بود.

* امام انتخابات را فریضه دینی می‌دانستند. ایشان می‌فرمایند “عدم حضور در انتخابات در بعضی مقاطع چه‌بسا گناهی باشد در رأس گناهان کبیره”؛ یا می‌فرمایند “کوتاهی در مشارکت دارای پیامدهای دنیوی چه‌بسا تا نسل‌ها بعد و مستلزم بازخواست الهی است”.

پاسخ دادن