معنی تدبیر و امید و عدالت را هم فهمیدیم!

با استرس تمام، هفت و نیم صبح خودم را به اداره بیمه رساندم تا به موقع دفترچه بیمه خدمات درمانی ام را تمدید کنم و به موقع به اداره برسم. فکر اخم و تخم های خانم مدیر بداخلاق مثل خوره به جانم افتاده بود. تصور اینکه بخواهد از من حساب کشی کند که چرا با تاخیر به اداره رسیده ام اذیتم می کرد.

تهران- اقتصاد برتر- ۱ آبان ۹۷

از انجا که ذاتا آدم بسیار منظم و قانونمندی هستم تحمل اینکه فردی در هر جایگاهی بخواهد بابت بی نظمی سرزنشم کند را نداشتم. آن هم خانم مدیره ای که خودش با هزارجور پارتی و رابطه بر مسند مدیریت واحدی نشسته بود که بخاطر اعمال مدیریت ایشان ایجاد شده بود!

تازه مگر من چقدر حقوق می گرفتم که ایشان این همه استرس بر من وارد می کرد. گاهی اوقات یادم می رفت که وسط کار می توانم استراحتی داشته باشم و خوراکی هم بخورم! حتی در ایام ماه مبارک رمضان که ساعت ناهار تعطیل می شد و تنها برای خواندن نماز به نمازخانه می رفتیم خیلی دلم می خواست استراحت کوتاهی داشته باشم به دلیل بی خوابی ناشی از  بیداری زمان سحری… اما ایشان همانند شمر بر سرمان نازل می شد و ما را از حق طبیعی مان نیز محروم می کرد.. همکارم می گفت مگر ما چقدر حقوق می گیریم که انقدر بر سرمان غر می زند….

همکار دیگری گفت خودش ظاهرا نجومی می گیرد و انگار خبر از دل ما ندارد. در جلسات هم مدام تکرار می کرد که کم کاری از طرف هیچیک از اعضای این واحد را نمی پذیرم چون دارید پول خدماتتان را می گیرید! باز در دلم گفتم مگر ما چقدر حقوق می گیریم که انقدر بابتش منت سرمان می گذارند. حقوقی دو میلیونی که دیگر این حرفها را ندارد.

دو سال پیش که پرده از حقوق های نجومی بیمه مرکزی و صندوق ذخیره ملی برداشته شد، مغز مردم از این همه نامردی سوت کشید. ما در چه حالیم واینها در چه حال هستند. تازه مدعی هم بودند که سهمشان را از سفره انقلاب برمی دارند!

بلبشویی که بابت افشاها در این خصوص ایجاد شده بود با چند عزل و نصب فرونشست ولی این نامرادی ها در ذهن مردم حک شد. اعتماد مردم کم کم کاسته شد. اخبار اختلاس ها از گوشه و کنارها نیز همچنان اذهان عمومی را نشانه گرفته بود و بذر امیدی که در دل تک تک مردم بابت آبادانی این مملکت وجود داشت خاکستر شد و از بین رفت…

گزارش های نهادهای بین المللی نظیر صندوق بین المللی پول که در خصوص آسیب های جبران ناپذیر حقوق های نجومی مسئولین در کشورهای وابسته به نفت همانند ایران نیز گواه بر این مدعا بود که چیزی از اقتصاد برای ایران نمی ماند.

وقتی حقوق های نجومی در بین باشد دیگر چیزی برای عمران و هزینه های مربوط به توسعه کشور باقی نمی ماند. وقتی حقوق های نجومی پرداخت شود دیگر انگیزه ای برای کارکنان دستگاه های دولتی باقی نمی ماند که به بهره وری و نوآوری بپردازند. وقتی پای حقوق های نجومی درمیان باشد دیگر شفافیتی وجود نخواهد داشت که اعتمادی هم در میان باشد.

فکر می کردیم که پرونده حقوق های نجومی بعد از آن عزل و نصب های دو سال پیش بسته شده اما باز هم اخباری مبنی بر حقوق های نجومی نمایندگان ملت در جایی که باید به درک مشکلات مردم پرداخته و برای این مردم دل بسوزانند زخمی بر دلمان وارد کرد. به قول جناب رشیدپور، نماینده ای که خبر از دل کارگرانی ندارد که چگونه روز را به شب می رسانند و شرمنده زن و بچه هایشان پس از چندین ماه عدم دریافت حقوق راهی خانه های اجاره ای شان می شوند ، چطور می خواهد لایحه ای برای رفاه حال آنان به مجلس ارائه نماید.

دولت فعلی با شعار تدبیر و امید بر مسند کار آمد، معنی امید و عدالت را هم دریافتیم.

*اکرم صدیقی

پاسخ دادن